ایران در چهل و هشت ساعت گذشته، لحظاتی را پشت سر گذاشته است که بیشک در حافظه تاریخی این سرزمین به عنوان نقطه عطف فروپاشی یک نظام تمامیتخواه ثبت خواهد شد. از عصر چهارشنبه ۱۷ دیماه که نخستین جرقههای اعتراضات شبانه در پاسخ به فراخوانهای ملی زده شد، تا غروب پنجشنبه ۱۸ دی که اعتصابات سراسری لرزه بر اندام ساختار اقتصادی رژیم انداخت، میهن ما شاهد یک رستاخیز تمامعیار بوده است. آنچه در این ساعات رقم خورد، تنها یک واکنش هیجانی نبود، بلکه خروجیِ یک خشم فروخورده و سازمانیافته بود که تحت هدایت پیامهای شاهزاده رضا پهلوی، به شکلی هماهنگ در سراسر جغرافیای ایران از دریای خزر تا خلیج فارس گسترش یافت. رژیم جمهوری اسلامی که در بنبست کامل مشروعیت قرار گرفته، بار دیگر به تنها راهکار باقیمانده در جعبهابزار سرکوب خود، یعنی خاموشی اینترنت و گسیل نیروهای مزدور به خیابانها متوسل شده است، اما واقعیتهای میدانی نشان میدهد که این بار، دیوار ترس نه تنها ترک خورده، بلکه به کلی فرو ریخته است.
بر اساس ویدیوهایی که طی ساعات گذشته در فضای مجازی منتشر شده و به دست ناظران رسیده است، شهر خرمدره در استان زنجان به یکی از کانونهای اصلی طنین شعارهای میهنپرستانه تبدیل شد. مردم معترض در این شهر، شامگاه چهارشنبه ۱۷ دی با شجاعتی ستودنی به خیابان آمدند و شعار «جاوید شاه» و «این آخرین نبرده، پهلوی برمیگرده» را فریاد زدند؛ شعارهایی که به وضوح نشاندهنده جهتگیری سیاسی خیزش ملی و مطالبات مردم برای بازگشت به دوران شکوه و عظمت ایران است. همزمان در مهران استان ایلام، فریادهای اعتراض مردم در تاریکی شب حکایت از آن داشت که حتی شهرهای مرزی و کوچک نیز دیگر حاضر به تحمل استبداد نیستند. در فیروزکوه، معترضان با شعار تند و مستقیم «تا آخوند کفن نشود، این وطن وطن نشود»، نوک پیکان حملات خود را به سمت هسته سخت قدرت و صنف حاکم گرفتند؛ پیامی که نشان میدهد جامعه ایران به این نتیجه قطعی رسیده است که اصلاحطلبی و میانهروی در این نظام، سرابی بیش نبوده و تنها راه نجات، عبور کامل از این ساختار است.
در حالی که خیابانها در شب ۱۷ دی ملتهب بود، روز پنجشنبه ۱۸ دی با یک زلزله اقتصادی آغاز شد. فراخوان مشترک هفت حزب برجسته کردستان، از جمله حزب دموکرات، کومله، پژاک و سازمان خبات، برای اعتصاب عمومی در محکومیت جنایات رژیم در کرمانشاه، ایلام و لرستان، با پاسخی خیرهکننده از سوی مردم روبرو شد. سازمانهای حقوق بشری و گزارشهای شهروندی تایید کردهاند که ۱۸ شهر کردستان در اعتصاب کامل به سر میبرند. سنندج، به عنوان نماد ایستادگی غرب کشور، با وجود تهدیدات امنیتی سنگین و گشتزنیهای مداوم یگان ویژه، شاهد تعطیلی صد درصدی بود. مغازههای بسته در سقز، مریوان، بوکان، دیواندره، قروه و پاوه، تصویری از یک اراده متحد ملی را مخابره کردند. این اعتصابات نه تنها یک کنش اقتصادی، بلکه یک مانور قدرت سیاسی بود که نشان داد حاکمیت دیگر هیچ نفوذی در میان تودههای مردم کردستان ندارد و این منطقه به طور کامل از مدار فرمانبری نظام خارج شده است.
دامنه این اعتصابات با سرعتی باورنکردنی به سایر نقاط ایران سرایت کرد و قلب تپنده بازارهای ایران را از کار انداخت. تصاویر رسیده نشاندهنده تعطیلی کامل بازار بزرگ اصفهان و راسته جواهرسازان و پارچهفروشان است. در اصفهان، محله شاهپور جدید به یکی از سنگرهای مقاومت تبدیل شد و معترضان با روشن کردن آتش و بستن خیابانها، مانع از حرکت خودروهای سرکوب شدند. در شیراز، اعتصاب در بازارهای اصلی و محلات صدرا و بلوار باهنر چنان گسترده بود که عملاً نبض تجارت در جنوب کشور متوقف شد. از تبریز نیز گزارشهای متعددی از حضور سنگین نیروهای یگان ویژه در اطراف بازار تاریخی شهر رسیده است، اما حتی این فضای رعبآور هم نتوانست بازاریان غیور تبریزی را وادار به باز کردن مغازههایشان کند. در اردبیل، همدان، کرمان، اراک و ارومیه، تصاویر هوایی و زمینی، خیابانهایی را نشان میدهند که کرکرههای بسته مغازهها در آنها، بلندتر از هر شعاری فریاد میزنند که زمان سقوط رژیم فرا رسیده است.
یکی از درخشانترین صحنههای این خیزش، همبستگی شهرهای کوچکتر و مناطقی است که رژیم تصور میکرد پایگاه سنتی او هستند. از برازجان در بوشهر تا آمل در مازندران، و از شهرضا در اصفهان تا کرند غرب، همه جا سخن از اعتصاب و اعتراض بود. در کلاچای گیلان، ویدیوهای رسیده نشان میدهد که بازاریان پس از بستن مغازههای خود به خیابان آمده و با شعار «رضاشاه، روحت شاد»، به میراثدار نوین پهلوی ابراز وفاداری کردند. در لومار ایلام، معترضان با شعار «توپ تانک فشفشه، آخوند باید گم بشه»، صراحتاً خواستار خروج روحانیت از مسند قدرت شدند. این تنوع جغرافیایی، ماشین سرکوب رژیم را دچار سردرگمی مفرط کرده است؛ چرا که آنها دیگر با یک کانون مشخص روبرو نیستند، بلکه با ایرانی روبرو هستند که در هر کوچه و برزنش، شعلهای از آزادیخواهی روشن شده است. در همدان، تظاهرات گستردهای در بازار شکل گرفت و مردم با فریاد «ببندید»، سایر کسبه را به اعتصاب فراخواندند، امری که نشاندهنده یک نظارت اجتماعی و فشار عمومی برای پیشبرد اهداف جنبش است.
در میان این شکوه همبستگی، خشونت رژیم به اوج خود رسیده است. ویدیوهای تکاندهندهای از قزوین و بندرعباس منتشر شده که در آن ماموران به صورت مستقیم و از فاصله بسیار نزدیک به سمت مردم تیراندازی میکنند. در کرمان، صدای ممتد تیراندازی در محلات مسکونی شنیده شده و در بروجن، خانوادههای بازداشتشدگان با تجمعی شجاعانه مقابل فرماندهی انتظامی، خواستار آزادی عزیزانشان شدند. اما وقیحانهترین واکنش از سوی عبدالوحید فیاضی، عضو مجلس رژیم، شنیده شد که ضمن تایید بازداشت کودکان و دانشآموزان، آنها را «جوزده» خواند و مدعی شد که مرجع قضایی با آنها طبق قوانین جمهوری اسلامی برخورد میکند. این اظهارات در حالی مطرح میشود که دنیا از جنایات رژیم علیه کودکان شوکه شده است. شیرین عبادی، حقوقدان برجسته، با واکنشی قاطع اعلام کرد که این همبستگی سراسری از کردستان تا هرمزگان، گستردهترین اعتصاب در تاریخ این نظام است و درسی برای تمامی جریانهای سیاسی آینده خواهد بود که ملت ایران دیگر هرگز به استبداد تن نخواهند داد.
نقطه ثقل این تحولات، پیامهای هوشمندانه شاهزاده رضا پهلوی است که به معنای واقعی کلمه، فضای سیاسی ایران را تحت تاثیر قرار داده است. ویدیوهای فراخوان ایشان در شبکههای اجتماعی مرز ۸۰ میلیون بازدید را رد کرده است، رقمی که نشاندهنده تشنه بودن ملت برای یک رهبری منسجم و ملی است. شاهزاده در پیام شامگاه چهارشنبه خود، با آگاهی کامل از نقشههای رژیم، اعلام کرد که حکومت از هراسِ پاسخ مردم به فراخوانهای ۱۸ و ۱۹ دی، به دنبال قطع اینترنت است. ایشان با اطمینان بخشیدن به مردم درباره ابزارهای ارتباطی جایگزین، تاکید کردند که اگر رژیم مرتکب اشتباه قطع اینترنت شود، این خود فراخوانی بزرگتر برای تسخیر خیابانها خواهد بود. این رویکرد شاهزاده، تهدیدِ قطع اینترنت را به یک فرصت طلایی برای جنبش تبدیل کرد و به مردم انگیزه داد تا در ساعت ۸ شب، چه از پنجرهها و چه در کف خیابان، ضربه نهایی را به پیکره رژیم وارد کنند. طبق فراخوان ایشان، این حرکت در دو شب متوالی انجام میشود و حضور مردم در این مقطع، گام نخست برای مراحل بعدی مبارزه خواهد بود.
در عرصه بینالمللی نیز، زنگهای خطر برای جمهوری اسلامی با صدایی بلندتر از همیشه به صدا درآمده است. تام توگندهات، وزیر سابق امنیت بریتانیا، در پارلمان این کشور از خروج مقادیر عظیمی طلا از ایران و فرود هواپیماهای روسی حامل تسلیحات خبر داد؛ اقداماتی که نشاندهنده آمادهسازی رژیم برای دوران پس از سقوط است. او سپاه پاسداران را «مافیای محافظان رژیم» نامید و از شکاف عمیق میان این نهاد و بدنه ارتش سخن گفت. همچنین هانا نیومن، نماینده پارلمان اروپا، با ستایش از شجاعت ایرانیانی که میان گلوله و سکوت، خیابان را برگزیدهاند، تاکید کرد که رژیم تهران آخرین ذره از مشروعیت خود را نیز از دست داده است. رسانههای اسرائیلی و آلمانی نیز با دقت لحظه به لحظه وقایع ایران را رصد میکنند و فراخوان ۱۸ دی را یک «قماری تاریخی» برای آینده خاورمیانه توصیف کردهاند. این حمایتها نشان میدهد که برخلاف سالهای گذشته، این بار ملت ایران تنها نیست و صدای آنها در تالارهای قدرت جهانی شنیده میشود.
اکنون که به ساعتهای پایانی ۱۸ دی و آغاز ۱۹ دی نزدیک میشویم، ایران در وضعیتی استثنایی قرار دارد. گزارشها از اختلال شدید اینترنت در شهرهای بزرگ تایید میکند که رژیم در اوج استیصال است. اما از بازار بندر دیلم تا محلات کرج و تهران، و از لاهیجان که مردم شعار «ما تماشاگر نمیخواهیم» سر میدهند تا سروستان که زنان در خط مقدم با فریاد «بیشرف» ماموران را به عقبنشینی وادار میکنند، یک پیام واحد شنیده میشود: «ما بر نمیگردیم». این خیزش ملی که با خون جوانان و همت بازاریان آبیاری شده، اکنون به درختی تنومند تبدیل شده است که هیچ طوفانی قادر به ریشهکن کردن آن نیست. هر کرکرهای که امروز در اردبیل، تبریز، اصفهان و مشهد پایین کشیده شد، و هر فریاد «جاوید شاه» که در خرمدره و سیروان طنینانداز گشت، میخی بود که بر تابوت استبداد کوبیده شد. فردا، ۱۹ دی، روز دیگری از این حماسه است؛ روزی که ایران در آغوش فرزندانش، به سوی صبح آزادی قدم برخواهد داشت و سایه سیاه آخوندیسم را برای همیشه از سر این مرز و بوم کوتاه خواهد کرد. آینده ایران نه در اتاقهای تاریک امنیتی رژیم، بلکه در خیابانهای روشن به نور ایمان و همبستگی ملت، در حال رقم خوردن است.
