با ورود اعتراضات سراسری ایران به دوازدهمین روز در پنجشنبه ۱۸ دیماه، نشانههای روشنی از ورود کشور به مرحلهای حساس و تعیینکننده در خیزش ملی دیده میشود. همزمان با گسترش اعتراضات خیابانی، اعتصابهای پراکنده اما معنادار، و فراخوانهای شبانه، جمهوری اسلامی بار دیگر به یکی از شناختهشدهترین ابزارهای سرکوب خود متوسل شده است: قطع و اختلال گسترده اینترنت جهانی. از شامگاه چهارشنبه ۱۷ دیماه، گزارشهای متعددی از شهرهای مختلف ایران حاکی از قطع کامل یا کاهش شدید دسترسی به اینترنت بینالملل است؛ اقدامی که درست در آستانه فراخوانهای مهم شامگاههای ۱۸ و ۱۹ دیماه صورت گرفت.
بر اساس گزارشهای میدانی، در استانهایی چون فارس، اصفهان و مناطق مختلف کردستان، دسترسی کاربران به اینترنت جهانی از ساعات پایانی روز چهارشنبه بهشدت مختل شده و در بسیاری از نقاط عملاً ناممکن بوده است. در تهران نیز کاربران در مناطق مختلف از کندی بیسابقه اینترنت همراه و ثابت خبر دادهاند، بهگونهای که ارسال پیام، تماسهای اینترنتی و حتی مرور ساده صفحات وب در برخی ساعات با مشکل جدی مواجه شده است. وضعیت مشابهی در کرج گزارش شده و در شهرهای بزرگی چون مشهد، تبریز و شیراز نیز کاهش محسوس کیفیت اینترنت به چشم میخورد.
گزارشها نشان میدهد این اختلالها یکنواخت و سراسری نیست و شدت آن بسته به شهر، محله و نوع اپراتور متفاوت است. در برخی مناطق، اینترنت بینالملل بهصورت ناپایدار در دسترس بوده و اتصال به سرویسهای خارجی یا ابزارهای تغییر مسیر با اختلال جدی همراه شده است. این الگو، برای افکار عمومی ایران ناآشنا نیست و یادآور تجربههای پیشین قطع اینترنت در بزنگاههای سیاسی است؛ تجربههایی که نشان دادهاند هدف اصلی، مهار روایتها و قطع ارتباط معترضان با یکدیگر و با جهان خارج بوده است.
تا صبح پنجشنبه ۱۸ دیماه، هیچ مقام رسمی از سوی دولت جمهوری اسلامی توضیح روشنی درباره این وضعیت ارائه نکرده است. با این حال، دادههای فنی و گزارشهای غیررسمی حاکی از آن است که حاکمیت بار دیگر در پی محدودسازی گسترده اینترنت جهانی و اتکا به شبکه موسوم به «اینترنت ملی» است؛ ابزاری که در سالهای اخیر به یکی از ستونهای اصلی سرکوب دیجیتال و کنترل اجتماعی تبدیل شده و هزینههای سنگینی بر زندگی روزمره مردم تحمیل کرده است.
در چنین فضایی، نیمهشب گذشته و ساعاتی پس از تشدید اختلالها، شاهزاده رضا پهلوی با انتشار پیامی ویدئویی به این اقدام حکومت واکنش نشان داد. او با اشاره به گزارشهایی که از درون ساختار قدرت دریافت شده، تأکید کرد که قطع اینترنت نشانهای آشکار از هراس حاکمیت از پاسخ مردم به فراخوانهای پیشروست. او تأکید کرد که قطع اینترنت نهتنها ارتباط مردم را متوقف نخواهد کرد، بلکه میتواند خود به عاملی برای تشدید حضور خیابانی و تداوم اعتراضات تبدیل شود.
این پیام، فراتر از یک واکنش مقطعی، نشانهای از پیوند مستقیم میان رهبری سیاسی و کنش اجتماعی بود. در شرایطی که حکومت میکوشد با خاموش کردن اینترنت، خیابان را از روایت تهی کند، این پیام بر این واقعیت تأکید داشت که میدان اصلی تقابل، نه در فضای مجازی بلکه در حضور واقعی مردم شکل میگیرد؛ حضوری که بهویژه در شبهای پیشرو، ۱۸ و ۱۹ دیماه، میتواند سرنوشتساز باشد.
اهمیت این دو شب از آن روست که به یک آزمون ملی تبدیل شدهاند. پاسخ مردم به فراخوانهای شبانه، معیاری برای سنجش میزان انسجام، اعتمادبهنفس و آمادگی جامعه برای عبور از مرحله اعتراضات پراکنده به مرحلهای منسجمتر از جنبش ملی است. حضور گسترده و مداوم در این شبها میتواند پیام روشنی به حاکمیت و جامعه جهانی مخابره کند: این خیزش، مقطعی و احساسی نیست، بلکه ریشهدار، هدفمند و برخوردار از افق سیاسی روشن است.
همزمان با اعتراضات خیابانی، نشانههای مهمی از نارضایتی اقتصادی نیز دیده میشود. در روز چهارشنبه، اعتصاب بازاریان در برخی شهرها گسترش یافت و بخشهایی از بازار در تهران، تبریز، اهواز و قزوین به این حرکت پیوستند. پیوند اعتراض خیابانی با فشار اقتصادی و اعتصاب، ترکیبی است که در تجربههای تاریخی همواره برای حکومتها پرهزینه بوده و نشان میدهد شکاف میان جامعه و حاکمیت به مرحلهای عمیقتر وارد شده است.
در کنار پیامدهای سیاسی و امنیتی، قطع اینترنت ضربهای سنگین به اقتصاد دیجیتال کشور وارد کرده است. قطع ارتباط با اینترنت جهانی، کسبوکارها را فلج میکند، زنجیرههای فروش و خدمات را میشکند و اعتماد باقیمانده به ثبات اقتصادی را بیش از پیش فرسوده میسازد. با این حال، تجربه نشان داده است که همین فشار مضاعف، اغلب بهجای خاموش کردن اعتراضات، به عاملی برای تعمیق خشم عمومی و تقویت همبستگی اجتماعی تبدیل میشود.
اکنون نگاهها به شامگاههای ۱۸ و ۱۹ دیماه دوخته شده است؛ شبهایی که میتوانند به نقطه عطفی در مسیر این خیزش ملی بدل شوند. اگر مردم با وجود قطع اینترنت، در خیابانها بمانند و صدای خود را بهصورت جمعی و آشکار بیان کنند، این پیام روشن مخابره خواهد شد که ابزارهای کلاسیک سرکوب دیگر کارایی گذشته را ندارند. در چنین شرایطی، حاکمیت نهتنها کنترل روایت را از دست میدهد، بلکه با بحرانی عمیقتر در مشروعیت و انسجام درونی خود روبهرو میشود.
آنچه در این روزها رقم میخورد، صرفاً جدالی بر سر اینترنت یا چند شب اعتراض نیست، بلکه رویارویی دو اراده است: اراده حکومتی که میکوشد با خاموشی و انسداد زمان بخرد، و اراده مردمی که نشان دادهاند ارتباط واقعیشان از کابلها و سرورها فراتر رفته است. پاسخ مردم در شبهای پیشرو میتواند مسیر آینده این جنبش و حتی افق تحولات سیاسی ایران را روشنتر کند؛ مسیری که در آن، خیابان بار دیگر به مهمترین صحنه تصمیمگیری جمعی بدل شده است.
