چالش بودجه 1400 و پرداختهای مبهم به نهادهای مذهبی

موضوع ردیف بودجه‌ی نهادهای خاص در لایحه بودجه، امسال هم مانند سال‌های قبل به یک چالش مهم موافقان و مخالفان ردیف‌های بودجه‌ای تبدیل شده است. این در حالی است که بسیاری از تحلیل‌گران با اشاره به تاکیدات دولت در خصوص تغییر ساختار بودجه،انتظارداشتند یکی از محورهای ایجاد تغییر در ساختار بودجه، همین تغییراتی است که باید در ردیف‌های بودجه‌ای اعمال شود و بودجه را از اختیار گروه‌های خاص خارج کند و به شکل متوازن‌تر و عادلانه‌تری به گونه‌ای توزیع کند، که در عین حال راهگشای مشکلات بودجه‌ای کشور هم باشد.
با این وصف موافقان ردیف‌های خاص بودجه در مجلس، همچنان قابلیت اعمال نظر بیشتری در ساختار فعلی بودجه دارند و نه تنها این ردیف‌های بودجه‌ای را قابل حذف نمی‌دانند، بلکه بر ضرورت وجود این ردیف‌ها تاکید نیز دارند.
موضوع ردیف بودجه نهادهای مذهبی که 45 ردیف را بخود اختصاص داده و نزدیک به شش هزار میلیارد تومان به خود اختصاص داده است و نزدیک به سی و سه درصد در مقایسه با سال گذشته افزایش داشته است از جنجالی ترین بحثهای کنونی شده است در این میان سازمان تبلیغات اسلامی یکی از مهم‌ترین چالش‌ها در زمینه‌ی ردیف‌های بودجه‌ای است. بودجه‌ی این سازمان با حدود ۳۶۱ میلیارد تومان بودجه، انتقادات زیادی را به دنبال داشته است و موافقان این تخصیص بودجه با اشاره به اینکه این بودجه بین پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، شورای سیاستگذاری ائمه جمعه، مرکز رسیدگی به امور مساجد، ستاد اقامه نماز و موسسه دایره‌المعارف فقه اسلامی تقسیم می‌شود،‌همچنان از این ردیف بودجه‌ای سنگین برای این سازمان دفاع می‌کنند.
این بودجه برای نماز و امور مساجد و فقه در حالی اختصاص یافته است که در دو سال اخیر، کشور یکی از بحرانی‌ترین شرایط را از نظر اقتصادی پشت سر گذاشته و پیش رو دارد و با وجود مشکلات متعدد اقتصادی مردم، برای بسیاری باعث تعجب است که چنین مقدار هنگفتی برای یک سازمان که اثربخشی آن هم چندان مشخص نیست اختصاص یافته است.
این تخصیص بودجه برای سازمان تبلیغات اسلامی در حالی صورت می‌پذیرد که حتی بنا بر گزارش‌های رسمی درون حاکمیتی، روگردانی مردم از آموزه‌ها و باورهای دینی و اسلامی رو به افزایش است و هیچکدام از این تبلیغات گسترده و پرهزینه تاکنون نتوانسته است نقشی حتی اندک در تقویت رویکرد دینی مردم و تقویت دینداری مردم یا افزایش اقبال مردم به دینداری داشته باشد.
در عین حال برخی از تحلیل‌گران و منتقدان این تخصیص بودجه، تاکید دارند که بسیاری از وظایف سازمان تبلیغات اسلامی با بسیاری از دیگر نهادهای کشور یکسان است و کارکردهای آن با بسیاری از دیگر نهادها در سطح کشور همپوشانی زیادی دارد. منتقدان تاکنون بارها گفته‌اند که بسیاری از نهادهای جمهوری اسلامی که وظیفه‌ی تبلیغات دینی را به عهده دارند، در عمل یک کار انجام می‌دهند، اما در همان حال بودجه‌های مجزایی دریافت می‌کنند.
همین معضل در خصوص بودجه‌ی صدا و سیما هم تاکنون بارها مطرح شده است. در شرایطی که صدا و سیما فاصله‌ی زیادی با خواسته‌های مردم دارد و در بسیاری از موارد حتی بازتاب‌دهنده‌ی نظرات و خواسته‌های عمومی مردم نیست، همچنان و هرساله این سازمان بخش قابل توجه و هنگفتی از بودجه‌ی کشور را می‌بلعد و بسیاری از افراد تاثیرگذار در این حوزه، به جای اینکه نسبت به این هدررفت سرمایه‌ی عمومی و هرز بیت‌المال دل‌نگران باشند، از کمی این بودجه‌ی کم‌تاثیر نیز شاکی هستند.
موافقان تخصیص بودجه‌ی نهادهای خاص با توجه به اینکه این بودجه‌ها را مترادف با سرمایه‌گذاری در حوزه‌ی فرهنگی می‌دانند همچنان تاکید بر افزایش بودجه‌ی این سازمان‌ها دارند و در بسیاری از موارد به صراحت عنوان کرده‌اند که دلیل ضعف‌های ساختاری فرهنگی که در کشور وجود دارد و روگردانی عموم جوانان و مردم از دین بر خلاف تلاش‌های که توسط این سازمان‌های تبلیغاتی صورت می‌پذبرد، دلیل آن را کمبود بودجه‌ی این سازمان‌ها عنوان می‌کنند و تاکید دارند که برای رفع این معضلات و رفع مشکل کم‌توجهی مردم به دین، باید بودجه‌ی این سازمان‌ها و نهادها افزایش یابد.
در همین حال بابایی عضو کمیسیون اقتصادی مجلس، با انتقاد از بودجه کم صدا و سیما با بیان این موضوع که مجموعا سیاستگذار و برنامه‌ریز در نظام نتوانسته برای صداوسیما درآمدزایی ایجاد کند، نسبت به قطع منابع بودجه‌ای سازمان صدا و سیما اعتراض کرده است.
وی همچنین تاکید کرده است تخصیص بودجه توسط دولت برای نهادهای فرهنگی منجر به حمایت از مقوله فرهنگ و جامعه، می‌شود.
وی خاطرنشان کرده است این کمک‌ها و حمایت‌ها منجر به توسعه فرهنگی و اجتماعی در کشور می‌شود و نباید ایرادی داشته باشد.‌ وی دلیل این اعتراض‌ها به بودجه‌ی سازمان‌های فرهنگی را نگاه سیاسی منتقدان دانسته است.‌
این دریافت بودجه توسط سازمان‌ها و نهادهای خاص فرهنگی و من‌جمله صدا و سیما در حالی صورت می پذیرد که بسیاری از این مجموعه‌ها خود به اندازه‌ی کافی درامدزایی نیز دارند، و عمدتا موظف هستند که درامد خود را به حساب دولت واریز و نیازهای درامدی خود را تحت عنوان بودجه از دولت دریافت کنند. اما بر اساس گزارش‌های متعددی که در این خصوص وجود دارد، این سازمان‌ها و نهادها، نه تنها پول حاصل از درامدهای خود را به خزانه واریز نمی‌کنند، بلکه علاوه‌ بر درامدهایی که به صورت مستقل دارند، بودجه‌ی مجزا نیز از دولت دریافت می‌کنند.
در عین حال برخی از موافقان تخصیص بودجه به نهادها و سازمان‌های فرهنگی مانند صدا و سیما، تاکید دارند که درامدهای این نهادها و سازمان‌ها بخش کوچکی از هزینه‌های این سازمان‌ها را پوشش می‌دهند.
آنها تاکید دارند که فرضیه‌ی درآمدزایی این سازمان‌ها درست نیست.
این اظهارات در حالی عنوان می‌شود که بسیاری از منتقدان دلیل بالابودن هزینه‌های این سازمان‌ها را عریض و طویل بودن این سازمان‌ها و تعداد بالای پرسنل این سازمان‌ها می دانند که در مقاطعی بی‌رویه و بدون در نظر گرفتن کارکرد این افراد و درامدزایی این افراد در این سازمان‌‌ها مشغول به کار شده و جز بار مالی دستاوردی برای آنها نداشته‌اند.