دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده آمریکا، در تازهترین مواضع خود درباره تحولات ایران، از برقراری تماسها و گفتوگوهایی با مقامهای جمهوری اسلامی خبر داده و اعلام کرده است که در این گفتوگوها دو شرط مشخص و بدون ابهام را مطرح کرده است، «دستیابی نداشتن به سلاح هستهای» و «توقف کشتار معترضان». اظهاراتی که در فضای پرتنش کنونی و همزمان با افزایش حضور نظامی آمریکا در منطقه خلیج فارس، بازتاب گستردهای در رسانههای بینالمللی و محافل سیاسی داشته است.
رئیسجمهور آمریکا این سخنان را در گفتوگو با خبرنگاران و در حاشیه مراسم رونمایی از یک فیلم مستند درباره همسرش، ملانیا ترامپ، در مرکز کندی در واشینگتن بیان کرد، جایی که در پاسخ به پرسشی درباره احتمال مذاکره با تهران گفت طی روزهای گذشته تماسهایی برقرار شده و برنامه دارد این گفتوگوها را ادامه دهد. ترامپ در توضیح پیامی که به مقامهای جمهوری اسلامی منتقل کرده، تصریح کرد: «دو چیز به آنها گفتم؛ اول، نه به سلاح هستهای و دوم، کشتار معترضان را متوقف کنید.» او با اشاره به گزارشها درباره شمار بالای قربانیان اعتراضات در ایران مدعی شد «هیچکس چیزی شبیه به این را شاهد نبوده است» و همچنین افزود که در هفتههای اخیر برای جلوگیری از صدها مورد اعدام مداخله کرده است.
این اظهارات در حالی بیان میشود که مقامهای جمهوری اسلامی، از جمله وزیر خارجه جمهوری اسلامی، هرگونه تماس مستقیم با دولت آمریکا را تکذیب کردهاند، هرچند همزمان اذعان داشتهاند که برخی کشورها در نقش واسطه در حال رایزنی و انتقال پیام میان دو طرف هستند. این وضعیت، تصویر پیچیدهای از یک دیپلماسی غیرمستقیم و پرتنش را ترسیم میکند که در آن کانالهای رسمی مذاکره بسته به نظر میرسد، اما ارتباطات پشتپرده همچنان جریان دارد.
ترامپ در همین گفتوگوها بار دیگر بر استقرار و حرکت «کشتیهای بسیار بزرگ و قدرتمند» به سوی منطقه تأکید کرد و گفت «عالی خواهد بود اگر مجبور نشویم از آنها استفاده کنیم». این جمله بهعنوان نشانهای از تلاش همزمان برای اعمال فشار نظامی و باز گذاشتن درِ مذاکره تعبیر شده است. مقامهای آمریکایی نیز اعلام کردهاند که رئیسجمهور هنوز تصمیم قطعی درباره اقدام نظامی علیه ایران نگرفته و گزینههای مختلف همچنان روی میز قرار دارد.
در همین چارچوب، وزیر دفاع آمریکا نیز در نشست کابینه بر آمادگی کامل نیروهای مسلح این کشور برای اجرای هر دستوری از سوی رئیسجمهور تأکید کرد و گفت ایالات متحده اجازه نخواهد داد ایران به توانمندی هستهای دست یابد. او با اشاره به عملیاتهای اخیر نظامی آمریکا در نقاط مختلف جهان، این اقدامات را نمایشی از قدرت بازدارندگی ایالات متحده دانست و افزود هدف اصلی، بازسازی تصویر قدرت و قاطعیت آمریکا در نگاه رقبای بینالمللی است. این سخنان همزمان با افزایش قابل توجه حضور دریایی آمریکا در خاورمیانه، گمانهزنیها درباره احتمال اقدام نظامی را تشدید کرده است، هرچند مقامهای آمریکایی همچنان بر ترجیح راهحل دیپلماتیک تأکید میکنند.
در کنار فشارهای نظامی و دیپلماتیک، وزارت خارجه آمریکا نیز از اقدام تازهای خبر داد که بر اساس آن، امتیاز اقامت شماری از مقامات ارشد جمهوری اسلامی و اعضای خانواده آنان در ایالات متحده سلب شده است. در بیانیه این وزارتخانه آمده است افرادی که از سرکوب خشونتبار در ایران سود میبرند، نباید از مزایای نظام مهاجرتی آمریکا بهرهمند شوند. هرچند جزئیات حقوقی این تصمیم بهطور دقیق اعلام نشده، اما این اقدام بهعنوان بخشی از سیاست فشار هدفمند بر ساختار قدرت جمهوری اسلامی ارزیابی میشود. نماینده آمریکا در سازمان ملل نیز با بازنشر این خبر تأکید کرد در حالی که مردم ایران تحت فشار و خشونت قرار دارند، خانواده برخی مقامهای حکومتی در خارج از کشور زندگی مرفهی دارند و این وضعیت دیگر قابل پذیرش نیست.
در همین حال، وزارت خارجه آمریکا از تصمیم اتحادیه اروپا برای تروریستی اعلام کردن سپاه پاسداران استقبال کرد و آن را گامی مهم در راستای هماهنگی فشارهای بینالمللی علیه فعالیتهای بیثباتکننده جمهوری اسلامی دانست، اقدامی که به گفته مقامهای آمریکایی میتواند پاسخگویی ساختارهای امنیتی جمهوری اسلامی را در سطح جهانی تقویت کند.
در بعد انسانی و حقوق بشری، همزمان با افزایش گزارشها درباره بازداشت پزشکان و اعضای کادر درمان که به مجروحان اعتراضات رسیدگی کردهاند، سازمان جهانی بهداشت نیز نسبت به وضعیت مراکز درمانی در ایران ابراز نگرانی شدید کرد. رئیس این سازمان با انتشار پیامی اعلام کرد کارکنان سلامت نباید هدف تهدید، ارعاب یا بازداشت قرار گیرند و خواستار آزادی فوری پزشکان بازداشتشده شد. بر اساس این گزارشها، حمله به برخی بیمارستانها، استفاده از گاز اشکآور در مراکز درمانی و آسیب دیدن دهها پایگاه اورژانس و صدها آمبولانس تأیید شده است، موضوعی که از نگاه نهادهای بینالمللی، نقض آشکار اصول انسانی و حقوق بشردوستانه محسوب میشود.
گزارشهای منابع حقوق بشری همچنین حاکی از آن است که پس از پایان برخی تجمعات اعتراضی، نهادهای امنیتی با مراجعه به بیمارستانها، اطلاعات و اسامی مجروحان را از پروندههای پزشکی استخراج کردهاند، اقدامی که نگرانیها درباره امنیت بیماران و استقلال مراکز درمانی را افزایش داده است. این مجموعه تحولات، تصویر کشوری را نشان میدهد که همزمان با فشارهای خارجی و تهدیدهای نظامی، در داخل نیز با بحرانهای عمیق اجتماعی، حقوق بشری و درمانی مواجه است.
بهگفته کارشناسان و تحلیلگران سیاسی، راهبرد اصلی دونالد ترامپ بر ترکیب همزمان «تهدید» و «مذاکره» استوار است؛ به این معنا که او میکوشد این پیام را منتقل کند که یا توافق حاصل میشود یا گزینه نظامی میتواند فعال شود. در این چارچوب، نوعی ساختار دوگانه از فشار و چانهزنی شکل میگیرد که در آن تهدید و گفتوگو بهطور همزمان پیش میروند و هیچکدام بهطور کامل از صحنه حذف نمیشوند.
ناظران معتقدند در این الگو، تهدیدها صرفاً لفظی یا رسانهای نیستند، بلکه با نشانههای عملی مانند جابهجایی ناوگان نظامی و نمایش آمادگی میدانی همراه میشوند تا واقعی و قابل محاسبه به نظر برسند. در عین حال، زمان و چارچوب دقیق هر اقدام احتمالی عمداً مبهم نگه داشته میشود و همین ابهام به ابزاری برای افزایش فشار روانی و سیاسی بر طرف مقابل تبدیل میگردد؛ بهگونهای که طرف مقابل نتواند تهدید را صرفاً یک بلوف تبلیغاتی تلقی کند.
به باور تحلیلگران، هدف این ساختار آن است که بیشترین میزان فشار ایجاد شود، اما مسیر دیپلماسی کاملاً مسدود نگردد تا امکان گرفتن حداکثر امتیاز بدون ورود مستقیم به جنگ باقی بماند. در واقع تلاشی صورت میگیرد تا میان ترس از درگیری نظامی و امید به توافق نوعی توازن ایجاد شود؛ توازنی که در نهایت ابزار چانهزنی را برای طرف فشاردهنده تقویت میکند.
در همین چارچوب، برخی ناظران اضافه میکنند که برای جمهوری اسلامی در چنین شرایطی عملاً دو مسیر بیشتر متصور نیست: یا پذیرش کامل و بیقید و شرط خواستهها که به تعبیر بسیاری از منتقدان، به معنای از دست رفتن ماهیت ایدئولوژیک و سیاسی حاکمیت خواهد بود و در آن صورت، زمینه برای فروپاشی داخلی و افزایش توان جامعه برای تغییر ساختار قدرت بهمراتب آسانتر میشود؛ یا مخالفت و ایستادگی که آن نیز میتواند کشور را مستقیماً در برابر گزینه نظامی ایالات متحده قرار دهد. از این منظر، هر دو سناریو در نگاه این تحلیلگران به تضعیف شدید یا پایان ساختار کنونی منتهی میشود، هرچند مسیر و هزینههای آن متفاوت است.
در سطح بینالمللی نیز، بهگفته ناظران، این روند با نوعی بلوکبندی سیاسی همراه شده است. همگرایی فزاینده برخی کشورهای اروپایی با ایالات متحده میتواند به افزایش انزوای جمهوری اسلامی و مشروعیتبخشی به فشارهای بعدی منجر شود و در صورت بروز تقابل، احتمال قرار گرفتن اروپا و اسرائیل در کنار آمریکا از سوی بسیاری از کارشناسان بالا ارزیابی میشود.
در مقابل، آنگونه که تحلیلگران میگویند، مانورهای مشترک جمهوری اسلامی با روسیه و چین بیشتر جنبه نمادین و سیاسی دارد تا یک اتحاد نظامی بازدارنده واقعی؛ زیرا این همکاریها بیش از آنکه تعهدی برای رویارویی مستقیم با آمریکا ایجاد کند، پیامی در جهت نشان دادن عدم انزوا و تلاش برای نمایش داشتن شرکای غیرغربی تلقی میشود.
در مجموع، تصویر کلی این وضعیت نه صرفاً میدان جنگ است و نه صرفاً عرصه دیپلماسی، بلکه نوعی مدیریت همزمان تهدید و مذاکره است که در هر دو مسیر محتمل، فشار فزایندهای بر ساختار حاکم وارد میکند. مواضع اخیر رئیسجمهور آمریکا و اقدامات همزمان دیپلماتیک، نظامی و مهاجرتی واشینگتن نیز نشان میدهد راهبرد ایالات متحده در قبال جمهوری اسلامی ترکیبی از فشار حداکثری، بازدارندگی نظامی و در عین حال باز گذاشتن درِ مذاکره است؛ راهبردی که در کنار واکنشهای بینالمللی و نگرانیهای فزاینده نهادهای حقوق بشری، چشمانداز تحولات پیشرو را همچنان مبهم اما پرتنش نگه داشته و ایران را در کانون توجه تحولات سیاسی و امنیتی جهان قرار داده است و در چنین تحلیلی، چه از مسیر امتیازدهی گسترده و چه از مسیر تقابل پرهزینه، نتیجه نهایی چیزی جز تضعیف بنیادین و حرکت بهسوی فروپاشی یا سقوط ساختار کنونی جمهوری اسلامی ترسیم نمیشود.
