در ادامه تشدید تنشها میان واشینگتن و تهران، دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، شامگاه سهشنبه ۷ بهمنماه، در موضعگیریهایی کمسابقه از اعزام یک ناوگان نظامی بزرگ دیگر به سوی ایران خبر داد و همزمان ابراز امیدواری کرد که دولت جمهوری اسلامی در نهایت مسیر توافق با ایالات متحده را انتخاب کند. این اظهارات در شرایطی مطرح میشود که حضور نظامی آمریکا در خاورمیانه به شکل محسوسی افزایش یافته و همزمان، سرکوب اعتراضات سراسری در ایران و واکنشهای منطقهای و بینالمللی به آن ادامه دارد.
ترامپ در جریان یک سخنرانی در ایالت آیووا، با اشاره به آرایش جدید نیروهای آمریکایی در منطقه گفت: «یک ناوگان زیبای دیگر همین حالا بهسمت ایران در حال حرکت است. باید دید چه میشود، اما امیدوارم که توافق کنند.» او بار دیگر تأکید کرد که تهران «باید همان بار اول توافق میکرد»، جملهای که از نگاه ناظران، نشاندهنده ترکیب تهدید نظامی و دعوت همزمان به مذاکره در سیاست فعلی کاخ سفید است.
همزمان با این سخنان، فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا اعلام کرد که یک گروه ضربتی نیروی دریایی ایالات متحده به رهبری ناو هواپیمابر «یواساس آبراهام لینکلن» وارد محدوده عملیاتی خاورمیانه شده است. به گفته مقامهای آمریکایی، هدف رسمی این استقرار «تقویت امنیت و ثبات منطقهای» عنوان شده، اما بسیاری از تحلیلگران معتقدند پیام اصلی این اقدام، افزایش فشار مستقیم نظامی بر دولت جمهوری اسلامی در بحبوحه اعتراضات مردمی و سرکوب خونین آنهاست.
رئیسجمهور آمریکا طی روزهای گذشته بارها تأکید کرده که ناوگان مستقرشده در نزدیکی ایران، از نظر وسعت و توان نظامی، بزرگتر از نیرویی است که پیشتر در بحران ونزوئلا به کار گرفته شد. ترامپ در گفتوگو با رسانهها گفته است ترجیح میدهد از این نیرو استفاده نشود، اما همزمان تصریح کرده که «همه گزینهها روی میز است» و تهران «بهدقت زیر نظر» قرار دارد.
سایت خبری اکسیوس به نقل از یک مقام ارشد آمریکایی گزارش داده که ترامپ از ورود به جزئیات گزینههای نظامی یا دیپلماتیکی که تیم امنیت ملی به او ارائه کرده خودداری کرده، اما در عین حال تأکید داشته که اگر جمهوری اسلامی خواهان ارتباط با واشینگتن باشد و شرایط را بپذیرد، امکان گفتوگو وجود دارد. ترامپ در همین چارچوب بارها مدعی شده که مقامهای ایرانی «چندین بار تماس گرفتهاند» و به دنبال مذاکره هستند.
برخی کارشناسان نظامی به استفاده ترامپ از واژه «آرمادا» برای توصیف نیروی اعزامی توجه کردهاند؛ واژهای که معمولاً به ناوگانهای عظیم و چندلایه شامل ناوهای هواپیمابر، ناوشکنها، رزمناوهای پشتیبانی و زیردریاییها اطلاق میشود. به باور این تحلیلگران، این ادبیات نشان میدهد که واشینگتن صرفاً به دنبال نمایش نمادین قدرت نیست، بلکه در حال ایجاد توان عملیاتی واقعی برای انجام حملات محدود یا هدفمند در صورت صدور دستور سیاسی است.
در همین حال، گزارشهایی از افزایش حضور دیگر تجهیزات نظامی آمریکا در منطقه منتشر شده است؛ از جمله اعزام جنگندههای اف-۱۵ و اف-۳۵، هواپیماهای سوخترسان و سامانههای پدافند هوایی اضافی. مقامهای آمریکایی اعلام کردهاند این اقدامات برای حفاظت از پایگاههای ایالات متحده و نیز تضمین امنیت متحدان منطقهای، بهویژه اسرائیل، در برابر هرگونه اقدام تلافیجویانه احتمالی از سوی ایران انجام میشود.
در واکنش به این تحرکات، مقامهای نظامی و رسانههای وابسته به سپاه پاسداران جمهوری اسلامی لحن تهدیدآمیزی اتخاذ کردهاند. معاون سیاسی فرمانده نیروی دریایی سپاه هشدار داده است که اگر از خاک، حریم هوایی یا آبهای کشورهای همسایه علیه ایران استفاده شود، آن کشورها متخاصم تلقی خواهند شد. سخنگوی سپاه پاسداران نیز اعلام کرده که در صورت ورود ناوهای هواپیمابر آمریکا به آبهای سرزمینی ایران، این شناورها هدف قرار خواهند گرفت. برخی روزنامههای نزدیک به نهادهای امنیتی نیز از آمادگی برای «پاسخ گسترده» سخن گفته و حتی احتمال اقدام علیه تنگه راهبردی هرمز را مطرح کردهاند.
همزمان، در داخل ایران، بازداشتها در پی اعتراضات مردمی ادامه دارد. سازمانهای حقوق بشری مستقر در خارج از کشور اعلام کردهاند که دهها هزار نفر در جریان اعتراضات اخیر بازداشت شدهاند و گزارشهایی از کشته شدن هزاران معترض منتشر شده است. قطع گسترده اینترنت، که از اوایل ژانویه گزارش شده، بهعنوان بخشی از تلاش دولت جمهوری اسلامی برای کنترل فضای اطلاعرسانی و جلوگیری از انتشار اخبار سرکوب ارزیابی میشود. مقامهای آمریکایی تصریح کردهاند که یکی از عوامل اصلی تشدید فشار بر تهران، همین سرکوب خونین اعتراضات است.
در سطح منطقهای، اسرائیل نیز موضعی تهدیدآمیز اتخاذ کرده است. نخستوزیر اسرائیل هشدار داده که در صورت هرگونه حمله از سوی ایران، پاسخ این کشور «قاطع و بیسابقه» خواهد بود و تهران با قدرتی روبهرو خواهد شد که تاکنون تجربه نکرده است.
مجموعه این تحولات نشاندهنده شرایطی بهشدت متزلزل و خطرناک است؛ وضعیتی که در آن دولت آمریکا همزمان از فشار نظامی، تهدید سیاسی و پیامهای دوگانه درباره امکان مذاکره استفاده میکند و دولت جمهوری اسلامی نیز با تکیه بر ادبیات تقابلی و سرکوب داخلی، تلاش دارد از موضع ضعف عقبنشینی نکند. در چنین فضایی، هرگونه خطای محاسباتی میتواند به تشدید بحران و ورود به مرحلهای غیرقابل پیشبینی منجر شود؛ مرحلهای که پیامدهای آن نهتنها ایران و آمریکا، بلکه کل منطقه خاورمیانه را تحت تأثیر قرار خواهد داد.
