طبل جنگ در منطقه و شمارش معکوس برای سقوط؛ فشار حداکثری واشینگتن و بروکسل بر گلوی جمهوری اسلامی

در تحولی کم‌سابقه و هم‌زمان در دو جبهه نظامی و دیپلماتیک، تنش‌ها میان ایالات متحده و دولت جمهوری اسلامی و نیز فشارهای سیاسی و حقوقی اروپا بر تهران وارد مرحله‌ای تازه شده است؛ مرحله‌ای که از یک سو با هشدارهای صریح نظامی از سوی واشینگتن و از سوی دیگر با تلاش‌های هماهنگ اتحادیه اروپا برای افزایش تحریم‌ها و قرار دادن سپاه پاسداران در فهرست سازمان‌های تروریستی همراه شده و در مجموع تصویری از تشدید انزوای بین‌المللی حکومت ایران را ترسیم می‌کند.

رئیس‌جمهور ایالات متحده روز چهارشنبه هشتم بهمن با انتشار پیامی در شبکه اجتماعی خود، از حرکت «ناوگانی عظیم» به سوی ایران خبر داد و اعلام کرد این آرایش دریایی در صورت لزوم آماده اجرای مأموریت خود «با سرعت و خشونت» خواهد بود. او در این پیام تأکید کرد ناوگانی که اکنون در حال حرکت است، از ناوگانی که پیش‌تر به ونزوئلا اعزام شده بود بزرگ‌تر است و ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن در رأس آن قرار دارد. رئیس‌جمهور آمریکا ضمن توصیف این تحرک نظامی به‌عنوان حرکتی هدفمند، پرقدرت و با انگیزه‌ای مشخص، ابراز امیدواری کرد که ایران هرچه سریع‌تر پای میز مذاکره بیاید و بر سر توافقی «منصفانه و عادلانه» بدون سلاح هسته‌ای گفت‌وگو کند؛ توافقی که به گفته او می‌تواند به سود همه طرف‌ها باشد.

او با تأکید بر این‌که «زمان در حال سپری شدن است» و هر لحظه اهمیت حیاتی دارد، بار دیگر هشدار داد در صورت عدم دستیابی به توافق، حمله بعدی می‌تواند به‌مراتب شدیدتر از گذشته باشد. رئیس‌جمهور آمریکا با اشاره به عملیات نظامی پیشین ایالات متحده علیه تأسیسات هسته‌ای ایران، مدعی شد آن حملات «نابودی مطلق و کامل» برخی مراکز مهم را در پی داشته و نتیجه بی‌توجهی تهران به هشدارهای پیشین بوده است. با این حال، ساعاتی پس از انتشار این پیام، رسانه‌های آمریکایی به نقل از مقام‌های کاخ سفید گزارش دادند که تصمیم نهایی درباره اقدام نظامی هنوز اتخاذ نشده و درهای دیپلماسی همچنان باز است. یک مقام کاخ سفید نیز اعلام کرد اگر ایران مایل به گفت‌وگو باشد، ایالات متحده آماده تعامل خواهد بود.

این مواضع در شرایطی بیان می‌شود که دولت جمهوری اسلامی در داخل با بحران عمیق اقتصادی و اجتماعی روبه‌رو است. تحریم‌های گسترده و انزوای بین‌المللی، اقتصاد کشور را با نوسان شدید ارز، تورم فزاینده و افزایش قیمت کالاهای اساسی مواجه کرده و موجی از نارضایتی عمومی را رقم زده است. اعتراضات گسترده در شهرهای مختلف که از بازار تهران آغاز شد، به سرعت ابعادی ملی یافت و به یکی از جدی‌ترین بحران‌های مشروعیت برای حکومت تبدیل شد. هرچند این اعتراضات با سرکوب شدید نیروهای امنیتی تا حدی فروکش کرده، اما پیامدهای سیاسی و اجتماعی آن همچنان ادامه دارد.

در واکنش به هشدارهای واشینگتن، وزیر خارجه جمهوری اسلامی اعلام کرد نیروهای نظامی این کشور «انگشت بر ماشه» آماده پاسخ‌گویی به هرگونه اقدام نظامی هستند و مدعی شد جمهوری اسلامی پس از جنگ اخیر در منطقه به توان واکنش سریع‌تر و شدیدتر دست یافته است. او در عین حال از آمادگی برای توافقی «منصفانه و مبتنی بر منافع متقابل» سخن گفت، اما تأکید کرد جمهوری اسلامی درخواست مستقیمی برای مذاکره ارائه نکرده و تماس مستقیمی با نمایندگان ویژه آمریکا نداشته است. هم‌زمان، مقام‌های دیگری در ساختار حاکمیتی نیز با انتشار پیام‌هایی تهدیدآمیز، از آمادگی برای هدف قرار دادن منافع دشمنان در صورت وقوع حمله سخن گفتند، در حالی‌که نمایندگی جمهوری اسلامی در سازمان ملل نیز موضعی دوگانه اتخاذ کرد و از یک سو بر آمادگی برای گفت‌وگو و از سوی دیگر بر پاسخ قاطع در صورت فشار تأکید داشت.

در کنار این تنش‌های نظامی، جبهه دیپلماتیک اروپا نیز علیه دولت جمهوری اسلامی فعال‌تر شده است. اتحادیه اروپا اعلام کرده روند قرار دادن سپاه پاسداران در فهرست سازمان‌های تروریستی را دنبال می‌کند و هم‌زمان در حال آماده‌سازی بسته‌ای از تحریم‌های هدفمند علیه افرادی است که به گفته مقام‌های اروپایی در سرکوب خشونت‌آمیز معترضان نقش مستقیم داشته‌اند. مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا با تأکید بر غیرقابل‌قبول بودن خشونت علیه شهروندان معترض، اعلام کرد اقدامات جدید در چارچوب پاسخ اروپا به نقض حقوق بشر در ایران طراحی شده و هدف آن افزایش فشار سیاسی و حقوقی بر عاملان سرکوب است.

در این میان، چند کشور اروپایی که پیش‌تر مواضع محتاطانه‌تری داشتند، اکنون به صف حامیان این اقدام پیوسته‌اند. فرانسه به‌طور رسمی حمایت خود را از قرار گرفتن سپاه پاسداران در فهرست سازمان‌های تروریستی اعلام کرده و وزیر خارجه این کشور در پیامی کم‌سابقه به زبان فارسی، سرکوب اعتراض‌های مردم ایران را «غیرقابل‌تحمل» توصیف کرده و خواستار پایان اعدام‌ها، آزادی زندانیان و رفع محدودیت‌های دیجیتال شده است. اسپانیا و ایتالیا نیز اعلام کرده‌اند آماده حمایت از بسته جدید تحریم‌ها و بررسی قرار دادن سپاه در فهرست تروریستی هستند؛ اقدامی که با واکنش تند وزارت خارجه جمهوری اسلامی و احضار سفرای این کشورها در تهران همراه شده است.

پارلمان اروپا نیز با تصویب قطعنامه‌ای، علاوه بر محکوم کردن سرکوب گسترده معترضان، از کشورهای عضو اتحادیه خواسته بدون تأخیر برای طبقه‌بندی سپاه پاسداران، از جمله بسیج و نیروی قدس، به‌عنوان سازمان تروریستی اقدام کنند. هم‌زمان، محدودیت‌های جدیدی برای صادرات قطعاتی که می‌تواند در تولید پهپاد و موشک به کار رود در دست بررسی است؛ محدودیت‌هایی که هدف آن کاهش توان نظامی و صنعتی جمهوری اسلامی و جلوگیری از انتقال فناوری‌های حساس عنوان شده است.

در همین فضا، صدراعظم آلمان با لحنی بی‌سابقه اعلام کرد هدف اروپا اعمال «حداکثر فشار ممکن» بر رژیم ایران است و حکومتی که تنها با خشونت و ایجاد رعب می‌تواند در قدرت بماند، از نگاه او مشروعیتی برای اداره کشور ندارد و روزهایش به شمارش افتاده است. این اظهارات در کنار مواضع مشابه دیگر رهبران اروپایی، نشان‌دهنده شکل‌گیری اجماعی فزاینده در اروپا برای تشدید فشار بر دولت جمهوری اسلامی است؛ فشاری که هم‌زمان در عرصه نظامی از سوی آمریکا و در حوزه سیاسی و حقوقی از سوی اروپا در حال افزایش است و آینده مناسبات تهران با غرب را در هاله‌ای از ابهام و تنش قرار داده است.

آنچه در مقطع نهم بهمن ۱۴۰۴ در برابر جمهوری اسلامی شکل گرفته، صرفاً مجموعه‌ای از رویدادهای پراکنده سیاسی یا امنیتی نیست، بلکه هم‌زمانی سه جریان قدرتمند و هم‌پوشان است که در کنار یکدیگر، ساختار قدرت را در حساس‌ترین و شکننده‌ترین وضعیت تاریخ خود قرار داده است؛ فشاری نظامی از بیرون، اجماعی امنیتی و حقوقی در اروپا، و شکافی عمیق در درون جامعه که به بحران مشروعیت انجامیده است.

در بعد خارجی، اعزام ناوگان عظیم ایالات متحده به رهبری ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن را نمی‌توان تنها یک نمایش قدرت متعارف یا رزمایش بازدارنده دانست. این اقدام نشانه جابه‌جایی یک پارادایم در سیاست واشینگتن است؛ عبور از «صبر راهبردی» به «فشار همراه با ضربه». ارجاع مکرر رئیس‌جمهور آمریکا به عملیات نظامی پیشین علیه تأسیسات هسته‌ای ایران و استفاده از واژگانی چون «سرعت» و «خشونت»، پیامی دو لایه را منتقل می‌کند: در سطح عملیاتی، هدف از میان بردن ظرفیت‌های باقیمانده هسته‌ای و محدودسازی توان مداخله منطقه‌ای، و در سطح سیاسی، تلاش برای تحمیل نوعی تسلیم در قالب توافقی جدید که این بار نه بر پایه موازنه، بلکه بر اساس برتری قاطع تعریف می‌شود. تجربه ونزوئلا در این گفتمان به‌عنوان الگوی مهار سیستماتیک یاد می‌شود، با این تفاوت که در مورد ایران، گزینه نظامی دیگر صرفاً در سطح تهدید باقی نمانده و به عنصر بالفعل معادله تبدیل شده است.

هم‌زمان در اروپا نیز نشانه‌های یک چرخش آشکار دیده می‌شود؛ چرخشی که به‌معنای عبور تدریجی از دوره طولانی ملاحظه‌کاری و اتکای صرف به دیپلماسی است. حمایت فرانسه، اسپانیا و ایتالیا از قرار دادن سپاه پاسداران در فهرست سازمان‌های تروریستی، تنها یک موضع‌گیری سیاسی نیست، بلکه در عمل می‌تواند شریان‌های مالی و شبکه‌های عملیاتی برون‌مرزی این نهاد را در سیستم بانکی و حقوقی بین‌المللی مسدود کند. این هم‌زمانی میان تهدیدات نظامی آمریکا و مواضع تند مقام‌های ارشد اروپایی، از جمله در آلمان و ساختار سیاست خارجی اتحادیه اروپا، تصویری از یک هم‌گرایی فراآتلانتیک را شکل می‌دهد؛ هم‌گرایی‌ای که در آن جمهوری اسلامی دیگر نه به‌عنوان یک شریک دشوار مذاکره، بلکه به‌مثابه یک عامل بی‌ثبات‌کننده و تهدید امنیتی تعریف می‌شود.

در داخل کشور نیز تحولات اجتماعی و اقتصادی طی ماه‌های گذشته، ماهیت رابطه میان حاکمیت و جامعه را دگرگون کرده است. اعتراضاتی که جرقه آن با فشارهای معیشتی، سقوط ارزش پول ملی و گرانی آغاز شد، به‌سرعت از سطح مطالبات اقتصادی عبور کرد و به سمت رأس ساختار قدرت نشانه رفت. این تغییر جهت نشان می‌دهد که بخش قابل توجهی از جامعه از مرحله اصلاح‌خواهی یا انتظار بهبود تدریجی عبور کرده و به نقطه‌ای رسیده که تغییرات بنیادین را تنها مسیر ممکن می‌بیند. پیوستن بازاریان تهران، که در دهه‌های گذشته از مهم‌ترین پایگاه‌های سنتی حاکمیت محسوب می‌شدند، به موج اعتراض‌ها، نشانه‌ای از فرسایش عمیق پشتوانه اجتماعی است؛ وضعیتی که در آن ساختار قدرت بیش از هر زمان دیگر بر تکیه‌گاه نیروهای امنیتی استوار شده، نیروهایی که خود نیز زیر فشار تهدیدهای خارجی، تحریم‌های فردی و فرسایش روانی قرار دارند.

در چنین فضایی، حکومت در میان دو نیروی هم‌زمان و فشرده قرار گرفته است؛ از بیرون، ناوگان نظامی و تهدیدهای صریحی که هر واکنش تند را با پاسخ شدیدتر وعده می‌دهند، و از درون، جامعه‌ای خسته و بی‌اعتماد که هزینه سرکوب برایش دیگر بازدارندگی گذشته را ندارد. تهدیدهای متقابل مقام‌های جمهوری اسلامی علیه اهداف خارجی، بیش از آنکه نشانه‌ای از برتری باشد، به‌عنوان تلاشی برای ایجاد بازدارندگی در شرایطی تعبیر می‌شود که عنصر «زمان» به سود آن‌ها در حرکت نیست. در این تصویر کلی، حکومتی دیده می‌شود که بقای خود را بیش از هر چیز بر ابزارهای سخت و ایجاد هراس استوار کرده و همین وابستگی به قدرت عریان، پرسش‌های جدی‌تری را درباره دوام و آینده آن در ذهن ناظران و افکار عمومی شکل می‌دهد.