رضا امیرخانی، نویسنده اصولگرا که کتاب داستان سیستان ده روز با رهبر را منتشر کرده است که مورد تشویق نهاد رهبری قرار گرفته بود ، دربرنامه گفتگویی اینترنتی دم چراغ در سخنانی که معمولا خط قرمز برای نظام محسوب میشود خواستار محدود سازی دوره رهبری و نیز تغییرترکیب مجلس خبرگان و نیز گفتگو با شهروندان اسراییلی و لغو حجاب اجباری شد .وی در این مصاحبه میگوید ده تا پانزده مورد است که تا اصلاح نشود اتفاق مثبتی نخواهد افتاد. بخشهای زیادی از این موارد با حاکمیت است. وی میافزاید رهبرانقلاب باید در این موضوع وارد عمل شوند، رهبری باید دورهای شود و قیافهی خبرگان باید تغییر کند؛ اینهابه درد کار حکمرانی نمیخورد. اینها باید تبدیل شوند به آدمهای جوانی که میتوانند حرف بزنند، گفتوگو کنند و سوالهای من را بشنوند و حرف بزنند.
وی همچنین در بخشی از سخنانش گفت که یک قسمتی از تحریم به خودمان برمیگردد، خودمان نباید در حوزههای مختلف خودمان را تحریم کنیم. مثلا اگر من یک شهروند آمریکایی را دیدم فکر نکنم چون رابطهی دولتی نداریم من هم از او باید فاصله بگیرم. در حالی که منِ انقلابی باید بتوانم با او گفتوگو کنم. کمی آنطرفتر بروم،
من اگر شهروند اسراییلی هم ببینیم با اینکه موضع من دربارهی موضوع فلسطین کاملا مشخص است که چیست، حتما با او صحبت میکنم. بارها پیش آمده که این اتفاق افتاده. من نباید خودم، خودم را تحریم کنم. در سفری کسانی که مسئولیت داشتند دوست نداشتند با شهروند فلسطین اشغالی صحبت کنند. اتفاقا باید با او گپ بزنم، حداقلش این است که علیه بنیامین نتانیاهو حرف مشترک داشتیم. در تشک کشتی هم باید با ورزشکاران رژیم اسراییل کشتی گرفت. احساس میکنم این موضوع ربطی ندارد به به رسمیت شناختن این رژیم و این را همه جا اعلام میکردم که معنیاش به رسمیت شناختن نیست و یک مسابقهی ورزشیست با کسی که من کشور او را به رسمیت نمیشناسم.
این خیلی بهتر از آن است که خودم را به مصدومیت بزنم.
وی افزود حرف زدن با شهروند اسرائیل به آرمان من بیشتر کمک میکند. بهعنوان یک آدم ضداسرائیلی من اسرائیل را تحریم نمیکنم و اتفاقا تلاش میکنم با او گفتوگوی انتقادی داشته باشم.
وی در مورد مسئله نظام گفت من یک زمانی سوالات را دستهبندی کردم، دههی ۶۰ اصلا ما سوالی نداشتیم و بولدوزری داشتیم میرفتیم و در فضای انقلابی که وجود داشت سوالهای جهان را حل کرده بودیم، در دههی ۷۰ با سوال حق و تکلیف و سوالاتی که دکتر سروش طرح کردند و مهم هم بود آمدیم جلو، در دههی ۸۰ مسائل مربوط به توسعه سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و… سوالات ما بود؛ اما در دههی ۹۰ سوال فقط دربارهی کارآمدی و ناکارآمدی است. مثلا ما روزی دربارهی حجاب این سوال را داشتیم که آیا حجاب اجباری درست است یا اختیاری؟اما الان سوال این است که آیا حجاب اجباری کارآمد بوده یا ناکارآمد؟
.وی همچنین در ارتباط با بهاییت گفت دربارهی فرقهی بهاییت من نظرم همانهایی است که بیست سال پیش داشتم. قدرت این فرقه را در ارتباطات خارجی آن میدانم، اصلا آن را شبیه یک مذهب و دین نمیدانم و یک فرقه میدانمش. اما آیا شهروند بهایی حق زندگی، تعیین رشته، تحصیل و… دارد؟ بله همهی این حقوق را باید داشته باشد. در مبارزهی فرهنگی و مذهبی در مقابل آنها هستم اما درباره حقوق شهروندیشان همانطور که امیرالمومنین میگوید باید کمکشان کنم.
وی همچنین در مورد صدور انقلاب گفت صدور انقلاب به صورت فرهنگی و اقتصادی اعتقاد دارم اما به صورت نظامی نه. باید تلاش کنیم حوزهی نفوذمان در جهان را بالا ببریم، در حوزهی نوروز، فرهنگ، زبان، مذهب و… و اینها الزما همهاش مفاهیم انقلاب اسلامی ندارد. یعنی اگر رفتن خانم گوگوش به تاجیکستان به درد ما میخورد باید از او استفاده کنیم. این طور کارها را من انقلابی میبینم. اگر حفظ شدن این کشور به این چیزها وابسته است باید انجام داد.
وی همچنین در مورد انتخابات ریاست جمهوری گفت امیدوارم رئیسجمهور بعدی ایران زیر پنجاه سال باشد، برای آینده افق داشته باشد و دربارهی گذشته حرف نزند. چپ و راستش خیلی فرقی نمیکند. اگر به این سمت برود کشور میتواند به سمتی حرکت کند که در آن یک توسعهای هم باشد حتی خلاف نظر من. ولی اگر قرار باشد همین آدمهایی که میبینیم بیایند و حرفهای تکراری خودشان را بزنند کشور در معرض خطر فروپاشی خواهد بود. نسل تازهای باید بیایند و نسل قبلی جا خالی کنند.وی تاکید کرد که رئیسجمهور باید و میتواند کارهای باشد، رئیسجمهور میتواند ریلگذاریهایی را ایجاد کند تا رهبر، نظام و همهی جاها پشت سر او حرکت کنند، اگر چند پروژهی مشخص داشته باشد.
وی همچنین در مورد بچه های مسئولان گفت هر کسی مسئول میشود وارد یک رزمایش زهد میشود که در بچههایشان مانور تجمل میشود. غیرقابل اعتمادترین دستهای که در ایران میشناسم بچههای مسئولان هستند. اینها بیشتر از همه از تناقضات ما خبر دارند.
بنظر میرسد با توجه به انتخابات ریاست جمهوری نهاد رهبری با برجسته کردن مواضعی انتقادی از سوی اصولگرایان جوان قصد دارد برموج نارضایتی ها سوار شود تابتوانند مشارکت انتخاباتی را افزایش دهند و در عین حال یک اصولگرا برنده انتخابات شود .