در گذشت و خاکسپاری بزرگمرد موسیقی ایران

خبر درگذشت محمدرضا شجریان در هشتاد سالگی ، خواننده‌ی بزرگ موسیقی سنتی ایران و یکی از محبوب‌ترین و پرافتخارترین خواننده‌های معاصر ایران، با وجود بیماری طولانی وی و همچنین امادگی مردم برای فوت او در حالی که ماه‌هاست شرایط جسمی نامناسب شجریان، زندگی عادی را برای وی ناممکن کرده است، باز هم برای جامعه‌ی ایران خبری غیرمنتظره بود.
اگرچه شرایط کرونایی و محدودیت تجمع، به علت نگرانی از شیوع کرونا، مانع از این شد که جمعیت پرشماری از مردم طبق پیش‌بینی‌ها در فضای عمومی حضور پیدا کنند و برای فقدان وی عزاداری کنند، اما درگذشت شجریان تنها اتفاقی بود که می‌توانست در روز اربعین تمام کانال‌های تلویزیونی و شبکه‌های اجتماعی را به تریبون پخش آواز شجریان تبدیل کند.
محمدرضا شجریان خود را همواره خاک پای مردم ایران می‌نامید و با همین نام امضا می‌کرد، در سال‌های نخست انقلاب اسلامی که آواز و موسیقی به مهم‌ترین چالش نظام جدید اسلامی تبدیل شده بود، توانست با ابتکار و خلاقیتی که در این زمینه از خود نشان داد، موسیقی را از خطر قطعی نابودی نجات دهد و موجب شود که علیرغم تلاش جمهوری اسلامی برای متوقف کردن ساخت و پخش موسیقی، توانست موسیقی را همچنان در جمهوری اسلامی حفظ کند و از سرودهای انقلابی به موسیقی سنتی ایران ارتقا دهد.
محمدرضا شجریان به دلیل حضور درکنار مردم هم مغضوب حکومت جمهوری اسلامی بود و هم مغضوب برخی از گروه‌های اپوزوسیون نظام که وی را به خاطر حضور در کنار مردم مورد شماتت قرار می‌دادند و به جانبداری از حکومت جمهوری اسلامی متهم می‌کردند.
محمدرضا شجریان از سال ۸۸ با بالاگرفتن اعتراضات در اعتراض به نتایج انتخابات ریاست جمهوری به صراحت در مقابل نظام جمهوری اسلامی قرار گرفت و علاوه بر آنکه با انتشار ترانه‌ی انقلابی و سیاسی اقدام حکومت را در برخورد نظامی با مردم مورد نکوهش قرار داد، موقعیت خود را به صراحت در تقابل با جمهوری اسلامی و حضور در کنار مردم معین کرد.
بسیاری پیش‌بینی می‌کردند که در صورت فوت شجریان، بزرگ‌ترین تشییع مردمی در سال‌های اخیر در ایران اتفاق خواهد افتاد، اما وجود کرونا و ممنوعیت برگزاری تجمع از یکسو و نگرانی از گسترش بیماری از سوی دیگر که بسیاری را محدود کرده است، موضوعی است که به گفته‌ی بسیاری بر میزان حضور مردم در تشییع وی تاثیر خواهد گذاشت.
درگذشت وی واکنش‌های زیادی را به دنبال داشته است. ، حسن روحانی، خاتمی، محمدجواد ظریف ووتقریبا تمامی چهره‌های هنری و سیاسی داخل و خارج از کشوربا تسلیت مرگ شجریان، ثابت کردند که شجریان همانگونه که خود او می‌خواست مردی متعلق به تمام مردم ایران است و گروه‌بندی‌های سیاسی عاملی نیست که بتواند در اندوه درگذشت وی تاثیرگذار باشد.
صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران از سال ۸۸، به خاطر حمایت صریح شجریان از اعتراضات سال ۸۸ و همنچین اعتراض خود وی به نتایج انتخابات ریاست جمهوری، پخش ربنای وی را که سال‌ها به عنوان پیش‌درامد اذان، در ماه رمضان از تلویزیون پخش می‌شد، متوقف کرد.
آیت االله خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی در مقطعی اعلام کرده بود که ربنای شجریان مناسب پخش در هنگام اذان ماه رمضان نیست و توصیه کرده بود که بهتر است به جای ربنای شجریان که آوازی دل است،‌اوای ملکوتی و معنوی اذان پخش شود و دعاهای متعارف را مناسب‌تر دانسته بود.
شجریان در اعتراض به نتایج انتخابات ریاست جمهوری و اقدام احمدی نژاد رئیس جمهور وقت، که اعتراض‌کننده‌ها به نتایج انتخابات را خس و خاشاک نامیده بود،‌خود را خش و خاشاک نامید و رسما علام کرد تلویزیون حق ندارد هیچ کدام از ترانه‌ها و آوازهای وی را از تلویزیون پخش کند.
گرچه پیش‌بینی می‌شد که به خاطر شیوع کرونا، مشایعت‌کننده‌های شجریان به آن میزان که پیش‌بینی می‌شد و انتظار می‌رفت نباشند، اما بسیاری از معترضان و هواداران وی در همین فضای محدود هم شب گذشته جمع شدند و اعتراض خود به حاکمیت را با شعارهایی در نقد وضع موجود و حمله به صدا و سیمامطرح و خواندن اهنگ مرغ سحر مطرح ساختند و پلیس نیزبا برخی از افراد برخورد کرد و عده ای نیز دستگیر شدند . حکومت جمهوری اسلامی در هراس از تجمع مردم در مراسم تشییع جنازه در صبح امروز با بهانه دستور العمل ستاد ملی کرونا از تشییع جنازه وی جلوگیری کردند و وی را مستفیما به بهشت زهرا منتقل ساختند بردند که پس از خواندن نماز میت قرار است که جنازه وی بنا به وصیت خود او در شهر طوس مشهد و در مجاورت فردوسی و اخوان ثالث به خاک سپرده خواهد شد که به گفته‌ی برخی هرسه هنرمندان مغضوب زمان خود بودند. اما علیرغم این کار عده زیادی از مردم در بهشت زهرا جمع شدند و با سردادن اواز های استاد شجریان نسبت به وی ابراز قدر دانی کردند . هراس حاکمییت در تجمع مردم در مراسم تشییع جنازه نشان داد که ساختار سیاسی چقدر احساس هراس دارد . و پوشش ضعیف خبری این مراسم توسط رسانه های دولتی نشان داد که حکومت از جنبه تبلیغاتی اعتماد بنفس خود را از دست داده است .