نشریه آمریکایی تایم در گزارشی اختصاصی اعلام کرده است که آمار جانباختگان اعتراضات سراسری ایران از مرز ۳۰ هزار نفر فراتر رفته است. این گزارش که بر پایه گفتوگو با دو مقام ارشد در وزارت بهداشت ایران تنظیم شده، تصویری بهمراتب هولناکتر از آنچه روایت رسمی دولت جمهوری اسلامی ارائه میدهد ترسیم میکند و از ابعاد کمسابقه سرکوب معترضان در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی پرده برمیدارد.
بر اساس این گزارش، شدت درگیریها و کشتار معترضان در این دو روز به اندازهای بوده که زیرساختهای امدادی کشور عملاً از کار افتاده است. به گفته این منابع، حجم تلفات آنچنان بالا بوده که آمبولانسها پاسخگوی انتقال پیکر جانباختگان نبودهاند و مقامات ناچار شدهاند از تریلرهای یخچالدار هجدهچرخ برای جابهجایی اجساد استفاده کنند، اقدامی که به گفته مقامات وزارت بهداشت، حتی در بحرانهای بزرگ طبیعی نیز سابقه نداشته است.
مجله تایم مینویسد تنها در دو روز اوج درگیریها، دستکم ۳۰ هزار نفر در خیابانهای شهرهای مختلف ایران کشته شدهاند، رقمی که بهطور کامل با آمار رسمی دولت جمهوری اسلامی در تضاد است. بنا بر دادههای درز کرده از وزارت بهداشت، ماشین سرکوب و حتی سیستم ثبت، نگهداری و دفن اجساد با بنبست جدی مواجه شده و ذخایر کاورهای مخصوص اجساد در بسیاری از مناطق کشور به پایان رسیده است.
این منابع تأیید کردهاند که شبکه اورژانس و آمبولانس کشور عملاً فلج شده و مراکز درمانی تحت فشار بیسابقهای قرار گرفتهاند. در چنین شرایطی، انتقال پیکر جانباختگان با کامیونهای یخچالدار به یک راهکار اضطراری تبدیل شده، راهکاری که خود گویای ابعاد فاجعه انسانی رخداده است.
در بخش دیگری از این گزارش، کارشناسان اپیدمیولوژی و تاریخنگاران کشتارهای جمعی، وضعیت ایران در ژانویه ۲۰۲۶ را با فجایع شناختهشده جنگ جهانی دوم مقایسه کردهاند. لس رابرتز، استاد دانشگاه کلمبیا، معتقد است شلیک مستقیم به چنین جمعیتی در یک بازه زمانی ۴۸ ساعته، تنها با واقعه بابی یار در سال ۱۹۴۱ قابل مقایسه است، زمانی که نیروهای نازی بیش از ۳۳ هزار یهودی را در اوکراین قتلعام کردند.
این در حالی است که اطلاعیههای رسمی دولت جمهوری اسلامی تا تاریخ ۲۱ ژانویه، آمار جانباختگان را تنها ۳ هزار و ۱۱۷ نفر اعلام کرده بودند. اما دادههای داخلی وزارت بهداشت که به دست تایم رسیده، نشان میدهد آمار واقعی بیش از ده برابر رقم اعلامی است، اختلافی که به گفته کارشناسان، خود نشانهای از تلاش سازمانیافته برای پنهانسازی ابعاد کشتار است.
گزارش تایم در کنار آمار و تحلیلها، به جنبههای انسانی این فاجعه نیز پرداخته است. از جمله به داستان زندگی صهبا رشتیان، هنرمند ۲۳ ساله انیمیشن در اصفهان که با شلیک مستقیم گلوله جان باخت و به یکی از نمادهای این اعتراضات تبدیل شد. دوستان صهبا میگویند او همواره با طنزی تلخ میگفت: نام من به معنای شراب است و در جمهوری اسلامی ممنوع هستم. پدر او نیز در مراسم خاکسپاری، با پوشیدن لباس سفید، دخترش را شهید راه آزادی نامید.
این گزارش تأکید میکند که با وجود قطع گسترده و تقریباً کامل اینترنت توسط مقامات دولت جمهوری اسلامی، اطلاعات مربوط به این کشتار بهتدریج و از طریق ارتباطهای ماهوارهای، از جمله استارلینک، به بیرون از کشور منتقل شده است. به نوشته تایم، تلاش نهادهای امنیتی برای پنهانسازی ابعاد فاجعه، با شهادت کادر درمان، کارکنان سردخانهها و شاهدان عینی با چالش جدی روبهرو شده است، شهادتهایی که از وقوع یک جنایت علیه بشریت در مقیاسی بیسابقه حکایت دارد.
در همین حال، شورای سردبیری ایراناینترنشنال در بیانیهای با استناد به مدارک و روایتهای تازه اعلام کرده است که ابعاد خشونت نیروهای سرکوب دولت جمهوری اسلامی در جریان انقلاب ملی، فراتر از برآوردهای اولیه بوده و بیش از ۳۶ هزار و ۵۰۰ شهروند ایرانی در این سرکوب هدفمند، به دستور علی خامنهای، کشته شدهاند.
بر اساس اطلاعات رسیده به ایراناینترنشنال، الگوی سرکوب در مناطق مختلف کشور تصویر روشنتری یافته و نشان میدهد که کشتار معترضان محدود به یک یا چند شهر نبوده، بلکه در گسترهای وسیع و با الگوی رفتاری مشابه اجرا شده است. این گزارشها از اعدامهای بدون محاکمه، شلیک تیر خلاص به مجروحان و مداخله مستقیم نیروهای امنیتی در مراکز درمانی پرده برمیدارد.
شورای سردبیری ایراناینترنشنال میگوید با گذشت دو هفته از وقایع خونین ۱۸ و ۱۹ دی و پس از انتشار بیانیه نخست، موج تازهای از اسناد محرمانه، گزارشهای میدانی و روایتهای کادر درمان، شاهدان عینی و خانوادههای جانباختگان به دست این رسانه رسیده است. این اسناد، از کشته شدن بیش از ۳۶ هزار و ۵۰۰ نفر به دست نیروهای دولت جمهوری اسلامی حکایت دارد و تصویری دقیقتر از الگوی کشتار ارائه میدهد.
در بخش دیگری از این بیانیه آمده است که آنچه در جریان انقلاب ملی در ایران رخ داده، اکنون با اطمینان میتواند بهعنوان بزرگترین و خونینترین قتلعام مردم در تظاهرات خیابانی، در یک بازه زمانی دو روزه، در تاریخ معاصر جهان ثبت شود. گزارشها و تصاویر منتشرشده از سردخانهها و بیمارستانها نیز نشان میدهد که شماری از شهروندان مجروح، در حالی که تحت درمان بودهاند، با شلیک گلوله از ناحیه سر کشته شدهاند.
مجموع این یافتهها نشان میدهد که سرکوب اعتراضات نه واکنشی پراکنده، بلکه عملیاتی فراگیر، برنامهریزیشده و سیستماتیک بوده است، جنایتی که نیازمند ثبت، مستندسازی و پیگیری در سطوح بینالمللی است و میتواند پیامدهای حقوقی و سیاسی گستردهای برای عاملان آن بههمراه داشته باشد.
در ادامه این گزارشها، تازهترین آمارهای منتشرشده از سوی هرانا نیز بر شدت و گستره سرکوبها صحه میگذارد. بر اساس دادههای هرانا، تا روز یکشنبه پنجم بهمن، یعنی بیستونهمین روز اعتراضات، شمار کشتهشدگان تأییدشده به ۵ هزار و ۸۴۸ نفر رسیده است، رقمی که نسبت به گزارش دو روز پیش این خبرگزاری، افزایش چشمگیری داشته و صدها نفر به آن افزوده شدهاند.
طبق این آمار، از مجموع کشتهشدگان تأییدشده، ۵ هزار و ۵۲۰ نفر معترض، ۷۷ نفر کودک زیر ۱۸ سال، ۲۰۹ نفر از نیروهای وابسته به حکومت و ۴۲ نفر غیرمعترض یا غیرنظامی بودهاند. هرانا همچنین اعلام کرده است که شمار کشتههایی که وضعیت آنها همچنان در دست بررسی است، به ۱۷ هزار و ۹۱ نفر رسیده است، عددی که به گفته فعالان حقوق بشر، میتواند تصویر واقعیتری از ابعاد فاجعه ارائه دهد.
هرانا در گزارش خود یادآوری کرده است که هفتهنامه تایم نیز در همان روز یکشنبه، به نقل از دو مقام ارشد وزارت بهداشت ایران اعلام کرده بود که در دو روز ۱۸ و ۱۹ دیماه، که سرکوب خونین به اوج رسید، احتمالاً تا ۳۰ هزار نفر در خیابانهای شهرهای مختلف کشته شدهاند.
بر پایه گزارش تازه هرانا، مجموع بازداشتشدگان از آغاز اعتراضات تاکنون به ۴۱ هزار و ۲۸۳ نفر رسیده و دستکم ۷ هزار و ۸۰۴ نفر نیز با جراحات شدید گزارش شدهاند. این خبرگزاری همچنین از ثبت ۲۴۰ مورد پخش اعترافات اجباری خبر داده و اعلام کرده است که ۱۱ هزار و ۲۳ نفر دیگر به نهادهای امنیتی احضار شدهاند.
بنا بر این دادهها، مجموع رخدادهای اعتراضی ثبتشده به ۶۴۵ مورد در ۱۹۷ شهر و ۳۱ استان کشور رسیده است. هرانا در ادامه گزارش خود به افزایش فشارها بر کادر درمان اشاره کرده و از همزمانی این فشارها با موضعگیریهای تهدیدآمیز برخی مقامهای قضایی و دولتی، از جمله درباره برخوردهای شدیدتر و مصادره اموال معترضان، خبر داده است.
در کنار این آمارها، یک نکته کلیدی نیز برجسته میشود: فاصله میان دادههای رسمی و دادههای مستقل تنها اختلاف عددی نیست، بلکه نشانهای از یک جنگ روایتهاست. روایت رسمی دولت جمهوری اسلامی میکوشد سرکوب را محدود، کنترلشده و قابل توجیه نشان دهد، در حالی که روایتهای بیرونآمده از منابع درمانی، سردخانهها و نهادهای حقوق بشری از روندی حکایت دارد که در آن پنهانسازی، تهدید شاهدان، فشار بر خانوادهها و اختلال در مسیر ثبت آمار به یک ابزار امنیتی تبدیل شده است. همین شکاف روایتها، هم در داخل و هم در سطح بینالمللی، حساسیت نسبت به پاسخگویی و پیگیری را افزایش داده است.
تحلیلی که از کنار هم قرار دادن گزارش تایم، بیانیه ایراناینترنشنال و آمارهای هرانا به دست میآید این است که مجموعه این وقایع، در چارچوب یک جنایت علیه بشریت، نشان میدهد نظام حاکم در مواجهه با اعتراضات از مرحله مهار بحران عبور کرده و وارد فاز حذف فیزیکی گسترده شده است، فازی که نهتنها مشروعیت سیاسی و اخلاقی جمهوری اسلامی را بهطور برگشتناپذیر از میان برده، بلکه مسیر تحولات را بهسمتی سوق داده که پایان آن چیزی جز فروپاشی جمهوری اسلامی و پیروزی مردم ایران نخواهد بود، مسیری که پیامدهای حقوقی، سیاسی و تاریخی آن، آمران و عاملان این کشتار را برای سالها در برابر افکار عمومی و نهادهای بینالمللی مسئول خواهد ساخت.
