دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، با انتشار پیامی صریح و کمسابقه در شبکه اجتماعی تروتسوشال و سپس با تکرار همان مواضع از پشت تریبون در شهر دیترویت، مستقیماً مردم معترض ایران را خطاب قرار داد و آنان را به ادامه اعتراضات و تصرف نهادها و مراکز حکومتی تشویق کرد. او با تأکید بر اینکه «کمک در راه است»، موضعی اتخاذ کرد که بهگفته بسیاری از ناظران، نقطه عطفی در رویکرد رسمی ایالات متحده نسبت به خیزش سراسری مردم ایران بهشمار میآید.
دونالد ترامپ در پیام خود خطاب به «میهنپرستان ایرانی» نوشت: «به اعتراض ادامه دهید. نهادهای خود را تصرف کنید. نام قاتلان و عاملان سرکوب را ثبت و حفظ کنید. آنها بهای سنگینی خواهند پرداخت.» رئیسجمهور آمریکا همچنین اعلام کرد که در واکنش به کشتار معترضان، تمامی دیدارها و تماسهای خود با مقامهای جمهوری اسلامی را لغو کرده و این تصمیم تا زمانی که «کشتار بیمعنای معترضان متوقف نشود» ادامه خواهد داشت. ترامپ پیام خود را با جملهای کوتاه اما پرمعنا به پایان رساند: «کمک در راه است.»
این موضعگیری در شرایطی بیان شد که خیزش انقلابی و سراسری مردم ایران همچنان ادامه دارد و گزارشهای گستردهای از سرکوب خونین، شلیک مستقیم به معترضان، بازداشتهای انبوه و قطعی گسترده ارتباطات در شهرهای مختلف کشور منتشر شده است. قطع و اختلال شدید اینترنت و ارتباطات بینالمللی نیز نگرانیها درباره ابعاد واقعی کشتار، شمار قربانیان و وضعیت بازداشتشدگان را دوچندان کرده است.
ساعاتی پس از انتشار این پیام، خبرنگاران از ترامپ پرسیدند که منظور او از عبارت «کمک در راه است» چیست. رئیسجمهور آمریکا در پاسخ گفت: «باید خودتان حدس بزنید.» او همچنین با اشاره به گزارشهایی که درباره کشتهشدن معترضان دریافت کرده، افزود: «عددهایی شنیدهام. یک نفر هم زیاد است. احتمالاً ظرف ۲۴ ساعت آینده تصویر روشنتری به دست میآید. فکر میکنم تعداد بسیار زیاد است.»
همزمان، وبسایت اکسیوس گزارش داد که عباس عراقچی، وزیر خارجه جمهوری اسلامی، پیش از انتشار این پیام با نماینده دونالد ترامپ تماس گرفته و خواستار دیدار شده است؛ تماسی که به نوشته این وبسایت، تلاشی از سوی حکومت ایران برای کاهش تنش یا دستکم خریدن زمان ارزیابی میشود. خود رئیسجمهور آمریکا نیز پیشتر تأیید کرده بود که مقامهای جمهوری اسلامی پس از تهدیدهای او درباره احتمال اقدام، تماسهایی برای مذاکره برقرار کردهاند، اما تأکید کرده بود که ممکن است پیش از هر دیداری، ناچار به اقدام شود.
در سطح بینالمللی، همزمان با تشدید اعتراضات، ایالات متحده، سوئد، استرالیا، لهستان و هند از شهروندان خود خواستهاند فوراً ایران را ترک کنند. وزارت خارجه آمریکا هشدار داده که شهروندان آمریکایی در ایران با خطر جدی بازداشت و زندانیشدن روبهرو هستند و باید از مسیرهای زمینی کشورهای همسایه، از جمله ترکیه و ارمنستان، خاک ایران را ترک کنند. همزمان گزارشهایی نیز از خروج کارکنان دیپلماتیک غیرضروری سفارت فرانسه منتشر شده است. با وجود بازگشت محدود برخی تماسهای بینالمللی، سازمان نتبلاکس اعلام کرده که ایران همچنان با قطعی گسترده اینترنت مواجه است.
مواضع دونالد ترامپ بازتاب گستردهای در محافل سیاسی آمریکا داشته است. لیندزی گراهام، سناتور ارشد جمهوریخواه، اعلام کرده که عبارت «کمک در راه است» میتواند به معنای مجموعهای از فشارهای نظامی، سایبری و جنگ روانی علیه جمهوری اسلامی باشد. در کنار او، نیوت گینگریچ و رضا پهلوی نیز با انتشار پیامهایی پیاپی تأکید کردهاند که هرگونه مذاکره با جمهوری اسلامی اشتباه است و اکنون زمان اقدام عملی برای توقف کشتار معترضان فرا رسیده است.
اما اهمیت این موضعگیری تازه تنها در لحن تند یا پیامهای حمایتی خلاصه نمیشود. تفاوت اصلی این سخنان با مواضع پیشین ترامپ در آن است که او اینبار صرفاً به اعلام حمایت از مردم ایران یا محکومکردن سرکوب بسنده نکرده، بلکه با تشویق صریح مردم به ادامه اعتراضات و تصرف نهادها و ادارات حکومتی، عملاً وارد مرحلهای جدید شده است. این سخنان، عبور آشکار از حمایت سیاسی به سمت ایجاد تعهد عملی است؛ تعهدی که نهتنها متوجه شخص رئیسجمهور آمریکا، بلکه متوجه ایالات متحده بهعنوان یک بازیگر تعیینکننده در معادلات جهانی است.
وقتی رئیسجمهور آمریکا، آن هم نه در یک پیام گذرا بلکه همزمان در شبکه اجتماعی و از پشت تریبون عمومی، مردم ایران را به ادامه مبارزه و تسخیر مراکز حکومتی فرا میخواند و اعلام میکند «کمک در راه است»، دیگر نمیتوان این سخنان را در چارچوب اظهارات کلی و دیپلماتیک گذشته تحلیل کرد. این موضعگیری، مردم ایران را به ادامه مسیری تشویق میکند که هزینه آن هر روز با جان شهروندان پرداخت میشود و همین موضوع، مسئولیت سیاسی و اخلاقی سنگینی را متوجه طرف مقابل این فراخوان میکند.
از این منظر، انتظار میرود ایالات متحده، بهعنوان رهبر یکی از قدرتمندترین کشورهای جهان آزاد، از تمام توان سیاسی، دیپلماتیک و اقتصادی خود استفاده کند، اما در شرایط کنونی، محور اصلی باید بر گزینه نظامی و اقدام عملی استوار باشد؛ چرا که این رژیم جنایتکار در طول دههها نشان داده نه با فشارهای دیپلماتیک و نه با تحریمهای اقتصادی، از غارت، سرکوب و کشتار مردم بیدفاع دست نمیکشد و تنها زبانی که آن را وادار به عقبنشینی میکند، زبان قدرت و اقدام قاطع است. تجربه جمهوری اسلامی نشان داده هر جا هزینه واقعی احساس کرده، عقب نشسته و هر جا با بیانیه و هشدار لفظی مواجه شده، دامنه خشونت و سرکوب را گسترش داده است. و اینبار برای همیشه باید مردم و دنیا را از دست این رژیم جنایتکار نجات داد.
در چنین شرایطی، متوقفکردن ماشین سرکوب جمهوری اسلامی بدون تکیه بر اقدام عملی، بیش از آنکه یک راهبرد قابل اتکا باشد، به یک امیدواری سیاسی شباهت دارد. اگر قرار است مردم ایران با اتکا به پیامهای حمایتی به خیابانها بازگردند و مبارزهای نابرابر را ادامه دهند، مسئولیت طرفی که این امید را ایجاد کرده، بهطور طبیعی سنگینتر میشود. از این نقطه به بعد، هر قطره خونی که بر زمین ریخته میشود، نهفقط نشانه خشونت ساختاری جمهوری اسلامی، بلکه معیاری برای سنجش میزان پایبندی قدرتهای مدعی حمایت به تعهدات اعلامشدهشان خواهد بود.
به همین دلیل، افکار عمومی انتظار دارد ایالات متحده و متحدانش، اینبار فراتر از فشارهای معمول، از تمام ظرفیتهای واقعی خود برای پایاندادن به سرکوب استفاده کنند؛ زیرا اینبار سخن از یک پیام کلی یا حمایت نمادین نیست، بلکه از فراخوانی است که مردم ایران را به ادامه مبارزهای پرهزینه تشویق کرده و نگاهها را بیش از هر زمان دیگری متوجه نقش و مسئولیت قدرتهای جهانی در قبال سرنوشت این خیزش تاریخی کرده است.
