جهان رو به زوال خامنهای از بیروت تا تهران / علیرضا نوری زاده
بسیاری از من میپرسند خامنهای به کجا میرود؟ چگونه فریادها را نمیشنود و دردهای ۹۰ میلیون ایرانی را حس نمیکند؟
علیرضا نوریزاده نویسنده و روزنامهنگار
پنج شنبه ۹ اسفند ۱۴۰۳ برابر با ۲۷ فِورِیه ۲۰۲۵ ۹:۱۵
آدمها در طول زمان دگرگون میشوند. مولانا دگردیسی یا «صیروره» را به زیباترین شکلی وصف میکند: «از جمادی مردم و نامی شدم…» زندهیاد سعیدی سیرجانی هم از صیروره معکوس میگوید؛ آنجا که به جای از مَلَک پران شدن، به جمادی شدن میرسد و نه درد انسانهایی که زیر تیغشاند، به دردش میآورد و نه از کشتن و زجر دادن و به حبس و حصر انداختن دیگران ابایی دارد.
آقای خامنهای دونالد ترامپ را «توهمزده» میخواند. در حالی که ترامپ با همه خوب و بدش، یک دولتمرد و تاجر عملگرا است. چهار سال زیر تیغ بود، اما مبارزه کرد و دوباره به کاخ سفید رفت؛ با دهها طرح و برنامه که از روز نخست دلمشغولشان شده است. همین آقای ترامپ مانند همه روسایجمهوری آمریکا اگر برای طرحی ۱۰۰ میلیون دلار نیاز داشته باشد، باید از کنگره اجازه بگیرد، اما خامنهای میلیاردها دلار ثروت ملت ایران را به یک نیش قلم، به این و آن سرسپرده تروریست میدهد.
خامنهای تا دو سه سال بعد از کسب مقام ولایت، وامدار رفسنجانی بود و میکوشید اصول شراکت را رعایت کند، اما به مرور با قدرت گرفتن دفتر «مقام معظم رهبری» و وسوسههای دو معاون سابق وزارت اطلاعات، محمدی گلپایگانی و اصغر حجازی، که همهکاره دفتر بودند، وضع عوض شد.
آنها خامنهای را جای مهدی الغائب نشاندند. درست مثل شاه سلطان حسین؛ اما اگر او یک «مجلسی» داشت و یک «کلباسی»، سید علی آقا صدتا مجلسی دارد که در شرق و غرب بلاد و شمال و جنوبش وصف مراد میکنند و کاظم صدیقیوار زمین ۱۰۰ میلیاردی بالا میکشند.
علی خامنهای که روزگاری صلای «من هیچم و من هیچم» سر میداد، بانگ «انا ولاغیر» برداشت و به فرمانش، کوس قیادت و طبل ولایت بر سر هر کوی و برزن و بازار به صدا درآمد. سید امروز تنها است. خیال میکند اطرافیانش به او وفادارند. این را گمان میکند اما از وحشت، بهسختی به خواب میرود.
این درست که همه دیکتاتورها دچار مالیخولیا میشوند و کابوس توطئه لحظهای آنها را رها نمیکند، اما در مورد سید خامنهای این وضع بهمراتب سختتر و در عین حال خطرناکتر است. در هیچ نقطهای از جهان، یک رئیس دولت، چه شاه چه رئیسجمهوری، به اندازه سیدعلی خامنهای قدرت و امکانات ندارد. رئیسجمهوری یگانه ابرقدرت واقعی جهان آمریکا در برابر کنگره، دستبسته است. هرکدام از سناتورها و نمایندگان حتی از حزب رئیسجمهوری صاحب استقلال رایاند و گاه در مخالفت با سیاستهای رئیسجمهوری شخصیت و اعتبار خود را نشان میدهند، اما برای سید علی، مجلس شورای اسلامی جایی است که مشتی گوشبه فرمان در آنجا تسبیحگوی ذات اقدس ولی فقیهاند.
هیچ قدرتی قادر نیست او را زیر سوال ببرد. زمانی که بحث اشراف دولت بر نهادهای زیر نظر رهبر و گرفتن مالیات از آنها را مطرح شد، خاتمی و بعد از او احمدینژاد و روحانی مغضوب و از «بیت مبارک» به بیرون پرتاب شدند. در ایران آقای خامنهای، برخلاف نص صریح قانون، بسیاری از زندانیان سیاسی حتی پس از پایان محکومیتشان در زندان باقی میمانند.
در فرانسه، اگر در انتخابات ریاستجمهوری ۲۵ میلیون نفر به فردی رای دهند، او بهعنوان برگزیده اکثریت مردم، قادر است به مدت پنج سال ریاست قوه مجریه را بیدغدغه در دست داشته باشد. در ایران اما رای ۲۵ میلیون ایرانی در انتخابات تا زمانی که مهر مبارک «ولی امر مسلمانان جهان»!! زیر آن نخورد، هیچ ارزشی ندارد.
بسیاری از من میپرسند خامنهای به کجا میرود؟ چگونه فریادها را نمیشنود و دردهای ۹۰ میلیون ایرانی را حس نمیکند؟ این چه شحصی است که هزینه نمایش دفن حسن نصرالله را در امامزاده در دست ساخت در بیروت میپردازد و پیام میدهد: «مجاهد کبیر و زعیم پیشتاز مقاومت در منطقه، حضرت سید حسن نصرالله (اعلیالله مقامه)، اکنون در اوج عزت است. بدن پاک او در سرزمین جهاد فیسبیلالله به خاک سپرده میشود، ولی روح و راه او هر روز سرافرازتر از پیش جلوه خواهد کرد، انشاءالله، و راه را به رهروان نشان خواهد داد. دشمن بداند که مقاومت در برابر غصب و ظلم و استکبار تمامشدنی نیست و تا رسیدن به سرمنزل مقصود ادامه خواهد یافت، باذنالله. نام نیک و چهره نورانی جناب سیدهاشم صفی الدین (رضوانالله علیه) نیز ستاره درخشان تاریخ این منطقه است. او یاور نزدیک و جزء جدانشدنی رهبری مقاومت در لبنان بود. سلام خدا و بندگان صالحش بر این دو مجاهد سرافراز و بر دیگر مبارزان شجاع و فداکار که در برهه اخیر به شهادت رسیدند و بر همه شهدای اسلام. و سلام ویژه من به شما فرزندان عزیزم، جوانان سلحشور لبنان.»
یادمان باشد سید علی پیش از این به «جوانان غیور» سوری پیغام داده بود وطن را از چنگ مزدوران به درآورند. امروز این جوانان را میبینیم که با چه شوروعشقی برای بازسازی میهنشان به پا خاستهاند. احمد الشرع در نگاه خامنهای مزدور و درچشم ملتش برکننده شر آل اسد بعد از نیم قرن به شمار میرود. خیلی از دوستان سوری من با آنکه سکولار و ضد نظامهای دینیاند، الشرع را تحسین میکنند که در کمتر از سه سال از یک تروریست اصولگرای داعشی به انسانی خردمند تغییر چهره داده که نه مقامهای رژیم اسد را به قتل رساند و نه زندانها را پرکرد.
خمینی را کارتر و ژیسکار و اشمیت و کالان بر شانههایشان تا تخت قدرت راه بردند. احمد الشرع ریش کوتاه کرد و کراوات بست و از همدلی و وحدت ملی گفت، با بانوان وطنش به سخن نشست و مرگ بر آمریکا و استکبار سر نداد. وسوسه طالبان و البغدادی و سیدعلی هم در جانش ننشست و به توهم مجال نداد اختیاردار فعل و قولش شود. حقا این ۴۰ ساله مرد را تحسین میکنم و ۸۶ساله را تقبیح.
الشرع هم مثل ترامپ در ابعاد خود و کشورش برنامههایی دارد که با امید به فردا در پی انجام آن است. سیدعلی خامنهای هم برنامههایی دارد که توفیقش در اجرای آنها نابودی وطن و شکست در آنها ویرانی، فلاکت، افلاس و دردهای ملتی را به همراه خواهد داشت که مستحق چنین مصیبتی نیستند.
خامنهای به امیر قطر که به میانجیگری بین ولایت سید و دولت ترامپ آمده، میگوید البته واضح و مبرهن است که شما پسر خوبی هستی، ولی ما انتظار داشتیم هفت میلیاردی را که از کره جنوبی و از طلبهای ما به بانکها و موسسات مالی شما سرازیر شد، علیرغم مخالفت آمریکا به ما بدهید که مجبور نشویم سالگرد شهدای مقاومت را قسطی و بیشکوه برگزار کنیم.
شیخ تمیم، امیر قطر، با شگفتی به سخنان خامنهای گوش داد و بعد با تکان دادن سرش و لبخندی، انگار گفت میخواهی به سرنوشت شما دچار شوم؟
پیشدرآمد برگزاری مراسم شهدای مقاومت را میدیدم. صدها تن از نیروهای ولایت بستههای غذا و نوشیدنی را آماده میکردند تا در بین شرکتکنندگان مراسم تدفین سیدمقاومت توزیع کنند. آقای نبیه بری که دنیا و آخرت را به ثمنی خوش معامله کرده، در استادیوم کامیل شمعون حاضر بود تا به نمایندگی از رئیسجمهوری اشکی بریزد.
هواپیماهای اسرائیلی از فراز سر نمایندگان ولی فقیه قالیباف و عراقچی و سردار فدوی و آن هزاران که به استادیوم آمده بودند، عبور کردند. در آن فضای عجیب، انگار نمایشی تراژیک را در میدان گلادیاتورهای روم تماشا میکردی. لبنان به زندگی باز میگشت و ذوبشدگان در ولایت مرگ را به صورت نمادین تجربه میکردند.