تلویزیون ایران فردا IraneFarda TV Network

دسته: همه برنامه ها

به آرشیو ایران فردا خوش آمدید.
این صفحه کلیه فعالیتهای ما را از ابتدا تا کنون به همراه دارد.

  • اخبار روزانه پنج شنبه ۷ شهریور

    اخبار روزانه پنج شنبه ۷ شهریور

    مشروح اخبار ایران و جهان با مهران میرزایی و مسعود جدی به همراه گزارشی از احمد باطبی و در ادامه برنامه نیز با امیر خسروجردی خواهیم بود با تازهای دنیای ورزش در ۲۴ ساعت گذشته همچنین گزارشی خواهیم داشت از مهیستان بختیاری گزارشگر تلویزیون ایران فردا از ترکیه. با ما باشید

     

  • صفحه یک پنجشنبه ۷ شهریور

    صفحه یک پنجشنبه ۷ شهریور

    در صفحه یک امشب پنجشنبه ۷ شهریور می‌بینید : – تازه‌ترین اظهارات حیرت آور حوزه علمیه قوام در خصوص تحریک شدن جنسی‌ دختران ایرانی با زینِ دوچرخه و زین اسب – پناه به خماری در جامعهِ ایرانی گزارشی از فرانکفرتر آلمان – و شایعاتِ آغاز بازداشت‌ها و دستگیر‌های مردان محمود اهمدینهزاد با خبر بازداشت رحیمی معاون اول محمود احمدی‌نژاد فراگیریِ آگاهی‌ِ مرزِ روشن‌گری و رمز همگرایی‌ها است ، با ما باشید به خانه باز خواهیم گشت

  • شبانه پنجشنبه ۸ شهریور

    شبانه پنجشنبه ۸ شهریور

    شعر زیبای روسری سیاه من از هیلا صدیقی با دکلمه ای دلنشین از بهار ایرانی. 

    ترس نشسته در دلم ، غمزده در نگاه من
    سهم من از زنانگی ،‌ روسری سیاه من

    راز دلم نهان شده ، پشت سر حجاب من
    غرق گناهم ،‌ تو بیا ، باز بشو نقاب من

    روسری سیاه من سهم من از ستاره ها
    دور زحل نشسته ای ،‌ در گذر شراره ها

    تیر نگاه هرزه ها حکم خلاصی که گرفت
    نوبت حبس تو و من، ‌زیر گره ها شُل و سفت

    روسری سیاه من بخواب روی شانه ام
    خمیده پشت من ، بیا بدون پشتوانه ام

    نقش سپید غصه ها ، زده به تار موی من
    پود سیاه شو ، بیا ، بباف آبروی من

    نجابت شرقی من قفل تنیده روی لب
    بر آفتاب صورتم نشسته سایه های شب

    سهم من از زنانگی روسری سیاه من
    بپیچ دور گردنم ، ‌ ببند راه آه من

    ترس نشسته در دلم ، غمزده در نگاه من
    باز بکوب بر سرم ، روسری سیاه من

  • بازسازی اطلاعات موازی به ریاست حسین طائب

    بازسازی اطلاعات موازی به ریاست حسین طائب

    همزمان با استقرار دولت جدید و انتخاب محمود علوی به عنوان وزیر اطلاعات، گزارش‌های رسیده حاکی است، سیستم اطلاعاتی موازی که در دروه اصلاحات در اطلاعات سپاه شکل گرفته بود بار دیگر در حال بازسازی است.

    با تشکیل دولت یازدهم، روند اخراج نیروهای تندروی اطلاعاتی و محفلی از وزارت اطلاعات آغاز شده است. اما گفته می‌شود که این نیرو‌ها در حال سازمان یابی در نهاد اطلاعات موازی هستند.

    شواهد حکایت از آن دارد که حسن طائب که در سال ۱۳۷۵ از وزارت اطلاعات اخراج شد و مسئولیت اطلاعات موازی در دوران اصلاحات را برعهده گرفت، این بار نیز به عنوان فرمانده اطلاعات موازی جدید انتخاب شده است.

    گفته می‌شود تیم اطلاعات موازی نیز ترکیبی از نیروهای افراطی سپاه و وزرات اطلاعات است که از میان آنان می‌توان به حمیدرضا مقدم فر با اسم مستعار حاج حمید ناصری، بازجوی پرونده نظرسنجی در اطلاعات موازی در سال ۱۳۸۰ ومعاون وی قلی‌زاده که هم اکنون تحت پوشش مدیرعامل خبرگزاری تسنیم فعالیت می‌کند، رضا سراج بازجوی پرونده ملی مذهبی‌ها وتحکیم وحدت از سال ۱۳۷۹، ناصر قره باغ بازجوی حوادث ۱۳۸۸، حسن محقق فرمانده قرار‌گاه ثارله در سال ۱۳۸۸ که سرکوب‌ها را برعهده داشته است اشاره کرد.

    عبداله ضیغمی مشهور به سردار مشفق برای بخش عملیات اطلاعات موازی، مجیدی عنصرهماهنگ کننده و رییس دفتر طائب، اشتری از عوامل اطلاعات موازی و فرمانده پلیس امینت که مسئول پرونده سازی برای نیروهای سطح دوم وسوم اصلاح طلب بوده است، وحید نبی اله از عوامل ترورهای خارج از کشور که هم اکنون بخش پرونده سازی اخلاقی را برعهده دارد، محسنی، اخراجی حفاظت اطلاعات سپاه که مسئولیت عملیات ربایش سوژه‌های اطلاعاتی را انجام می‌دهند نیز بخش دیگری از سازمان اطلاعات موازی‌اند.

    براساس گزارش‌ها، با توجه به اختلافات داخلی میان عزیز جعفری فرمانده کل سپاه و طائب درباره تشکیل اطلاعات موازی و قطع بودجه این نوع فعالیت‌های موازی، سردار آبرومند از طریق برخی فعالیت‌های اقتصادی نظیر فروش نفت و خرید و فروش دلار بودجه اطلاعات موازی را تامین خواهد کرد. همچنین فردی به نام سبزی مسئولیت تحویل گرفتن دلار به قیمت دولتی و فروش آن به قیمت آزاد را بر عهده دارد.

    در پایان این گزارش هم که در رسانه‌های منتقد حاکمیت منتشر شده آمده است که نبوی رابط حقوقی اطلاعات موزای با دستگاه قضایی با نام واقعی مسعود شرفا، صمدی رابط اطلاعات موازی با بیت رهبری، وبیگی رابط اطلاعات موازی با سپاه تهران هستند.

  • آیا ایران به موقع پا پس خواهد کشید؟

    آیا ایران به موقع پا پس خواهد کشید؟

    ف.م.سخن:

     ماشین جنگی غرب به سمت مرزهای سوریه به راه افتاده است. اگر تا آخر این هفته دلیلی قانع کننده برای عدم استفاده ی نیروهای نظامی بشار اسد از بمب های شیمیایی به دست نیاید٬ حمله ی غرب به سوریه قطعی ست.

    در صورت وقوع این تهاجم٬ موازنه ی نظامی منطقه به شدت تغییر خواهد یافت. به گزارش «زود دویچه تسایتونگ» مردم اسرائیل از هم اکنون برای دریافت ماسک های ضد شیمیایی در صف ایستاده اند.

    وضعیت ایران مشخص نیست. معلوم نیست دقیقا در گفت گوی جفری فلتمن و ظریف چه مسائلی مطرح شده است. اگر در چند روز آینده شاهد حوادث غیر مترقبه ی داخلی از قبیل دستگیری فعالان سیاسی٬ تظاهرات علیه مطبوعات٬ تهدید خبرنگاران٬ نوسان شدید نرخ طلا و دلار و امثال این ها باشیم٬ معنای آن این است که امریکا و ایران بر سر مسئله ی سوریه به توافق -نسبی- رسیده اند. حکومت اسلامی همواره در بزنگاه های سرنوشت ساز موضع خود را تغییر داده و بعید نیست موضع فعلی اش نسبت به سوریه را نیز تغییر دهد و یا حداقل تعدیل کند.

    تهاجم غرب اگر چه جبهه ی جدیدی را در خاورمیانه باز می کند و بر خلاف نظر ناظران با یکی دو روز بمباردمان کارخانه های شیمیایی خاتمه نمی یابد اما دستکم٬ ارزیابی صحیحی از قوای طرفین دعوا به دست می دهد و مشخص می کند تهدید کنندگان و تهدید شوندگان تا چه اندازه در گفتار خود واقعیت را در نظر داشته اند.

    سرنوشت اسرائیل در این میان می تواند به سرنوشت رژیم اسد و حکومت اسلامی گره بخورد و راهی جز تعیین تکلیف نهایی با این دو رژیم و بازوی مسلح آن در لبنان باقی نماند.

  • تقویم تاریخ پنجشنبه ۷ شهریور

    تقویم تاریخ پنجشنبه ۷ شهریور

    شاید برای شما هم جالب باشد بدانید سالها پیش در چنین روزی چه می گذشت؟ پس با ما همراه باشید با تقویم تاریخ امروز. اشتراک گذاری فراموش نشود!

     

  • نگاهی به زندگی و آثار اسلاومیر مروژک

    نگاهی به زندگی و آثار اسلاومیر مروژک

    عبث انگاری با نیشخندی سیاه مقاله ای از لیلا سامانی:

    آگوست امسال، با خاموشی “اسلاومیر مروژک” نویسنده، هجو نویس، روزنامه نگار و نمایشنامه نویس شهیر لهستانی به نیمه رسید. نویسنده ی طنزپردازی که طی هشت دهه زندگی توانست نام خود را بر تارک ادبیات نمایشی معاصر لهستان، حک کند و درعرصه ی “کمدی گروتسک” در تئاتر پیشروی اروپا فاتح شود.

    اسلاومیر مروژک در سال ۱۹۳۰ در حومه ی شهر کراکوی لهستان به دنیا آمد، سرزمینی عجین با فرهنگ مهاجرت؛ همان پدیده ای که دستمایه ی خلق آثار مروژک شد و کاراکترهای مهاجر بسیاری را در دل داستانهای این نویسنده آفرید. نویسنده ای که بعدها خودش بیش از سی سال، در مهاجرت به سر برد.

    مروژک پس از اتمام دوران تحصیل ابتدایی و متوسطه برای ادامه ی تحصیل به آکادمی هنرهای زیبای شهر کراکو رفت و مشغول تحصیل در رشته معماری و نقاشی شد. او در همین حین با طراحی کاریکاتور برای  مطبوعات حرفه ی روزنامه نگاری را پیشه کرد. شغلی که در سالهای بعد، آن را در کسوت منتقد تئاتر و مترجم پی گیری کرد.

    بیست ساله بود که قطعات داستانی اش در یک مجموعه داستان چاپ شد و به این ترتیب مقدمه ی هجرت او از طنز تصویری به طنز ادبی فراهم شد. “فیل” نام نخستین مجموعه داستان کوتاه مروژک بود، کتابی که نام نویسنده ی بیست و هفت ساله اش، را نه تنها در اروپا که در دیگر قاره ها هم در محافل ادبی بر سر زبانها انداخت. این کتاب با طنزی انتقادی و گزنده، استبداد و جبر سلطه جویان را به سخره می گرفت، طنزی که خیلی زود راه خود را در دل ادبیات نمایشی لهستان گشود و سبب ساز ظهور شیوه ی دگرگونه ای از کاریکاتور سازی نمایشی درسبک ابسوردیسم (عبث انگاری) تئاترلهستان شد، سبکی که در آن طنز و تعهد با هم در می آمیخت تا بند ممیزی ای را  که آن سالها بر کشورهای اروپای شرقی – زیر سلطه ی دولت کمونیستی شوروی – تحمیل شده بود را بگسلد.

    او در نخستین نمایشنامه اش “پلیس”(۱۹۵۸)، هیچ ردی از زمان و مکان برجای نگذاشت و بدینسان توانست مسولان صدور مجوز نمایش را گمراه کند. “پلیس” در حقیقت نقدی بود بر فساد پلیس و قدرتی که در سایه ی استبداد به ضد خود بدل می شود. قدرتی که به بی ثباتی آرا ایدئولوژیک قدرتمداران منجر می شود و سوغاتی جز اختناق و هراس ندارد. در این نمایشنامه قهرمانان یکی پس از دیگری همدیگر را دستگیر می کنند تا فضای وحشت استالینی در لهستان را توصیف کنند.

    مروژک در نمایشنامه هایش ساده ترین و پیش پا افتاده ترین موقعیتهای انسانی را در طرح مورد نظرش جای می دهد و وجه کمدی و ابسوردیسم آنها را عیان می کند. اواین موقعیتها را در مواجهه با کلیشه ها و شخصیت پردازی های منحصر به فردش تعریف می کند و مخاطب را به تماشای تناقضات موروثی آدمی می خواند؛ به زبان دیگرمروژک واقع گرایی ست که مسائل واقعی را در قاب ابسوردیسم به نمایش می کشد.

    مروژک در سال  ۱۹۶۳ و در پی مخالفت علنی اش با شوروی و حکومتهای کمونیستی کشورهای اروپای شرقی، ناگزیر به تبعیدی خود خواسته تن داد و به فرانسه مهاجرت کرد. او پس از سرکوب خونبارانقلاب سال ۱۹۶۸  چکسلواکی موسوم به “بهار پراگ” از فرانسه پناهندگی سیاسی گرفت و بعدها در دهه ۱۹۹۰ میلادی به مکزیک مهاجرت کرد.

    وی تا پیش از مهاجرت علاوه بر نمایشنامه ی “پلیس”، نمایشنامه های دیگری  چون “کارول”، “بازی” و “بوقلمون” را در لهستان به روی صحنه برد.

    این نمایشنامه نویس، در یکی از مشهورترین آثارش “تانگو” به تحلیل روانشناختی – جامع شناختی تنازع نسلها می پردازد و ضمن  توصیف کردن یک خانواده، تصویرجامعه ای را باز تاب می دهد که در آن همه ی اصول و ارزشهای اخلاقی لگدمال می شود و قید و بندهای بنیادی انسانی متلاشی می شود.

    “مهاجران” نام یکی دیگر از نمایشنامه های مروژک است که به بررسی دو نوع مختلف از محرومیت یک مهاجر می پردازد، مهاجری که از سویی با افکار آرمانگرایانه ی سیاسی اش درگیر است و از سوی دیگر مشکلات مالی امانش را بریده. مروژک در یکی از آثار درخشانش “دید زیبا” تصویر جنگ بالکان را روایت می کند آن هم از منظر دو اروپایی که تعطیلاتشان را در ساحل یوگسلاوی سابق می گذرانند، آنجا که جنگ به شکلی پارادوکس گونه به آزار و اذیت دو گردش گر بدل می شود.

    مروژک در دیگر اثرش ” کشیش ها” تحلیلی هجو آمیز از ریاکاری مذهبی ارائه می کند و در قالب طنز موقعیت، چهره ی کشیش ها را با زبان تند و تلخش به مضحکه می کشاند.

    در این میان “عشق در کریمه” یکی از  متفاوت ترین آثار مروژک است، او در این اثر که با محوریت فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی ست، اتصالی دوسویه با عشق و شهوت از سویی و سیاست از سوی دیگر برقرار می کند و با نگاه سراسر منفی و سیاهش به جنبشهای اجتماعی و سیاسی نیشخند می زند و راه رستگاری آدمی را تنها و تنها در سلوک فردی معرفی می کند.

    قهرمانان نمایشنامه های مروژک همگی شخصیتهای کلیشه ای اجتماعی، ادبی و اخلاقی هستند، شخصیتهایی ساده که رویارویی عناصر متضادی چون ذکاوت و بلاهت، عقل و جسم و تمدن و توحش را بازنمایی می کنند، تضادهایی که در عین سادگی پیچیده و بغرنج می نمایند. شخصیتهای نمایشهای مروژک با بهره گیری از استعداد ادبی فوق العاده ی نویسنده به وسیله ی زبانشان از هم تمیز داده می شوند. زبانی که معرف فرهنگ هر شخصیت است و با زبان شنیده شده در دنیای واقع کاملا مطابق است.

    مروژک با پیچیدن موقعیتهای رعب آورش در لفافه ی طنز، هزل و هجو، می کوشد تا ترس و اضطراب را از فضایی که خود خلق کرده دور کند و بدینسان طنزی سیاه می آفریند که نیش اش جامعه ی زمخت و بیرحمش را می گزد و زهر خندی بر لب مخاطب می نشاند.

    بخش فرهنگی خبرنامه خلیج فارس

  • پنجشنبه بازار کتاب – بهارک عرفان

    پنجشنبه بازار کتاب – بهارک عرفان

    [box type=”shadow” align=”aligncenter” ]اشاره: سومین شماره ی پنجشنبه بازار کتاب و معرفی تازه های بازار نشر ایران در خبرنامه خلیج فارس؛ با ما همراه شوید برای سفری کوتاه به دنیای داستان و شعر و فلسفه…[/box]

    قتل-بی-عیب-و-نقصنویسنده: جان لوکار

    مترجم: فرزاد فربد

    ناشر: جهان کتاب

    تعداد صفحات: ۱۶۲

    ماجراهای قتل بی‌عیب و نقص حول و حوش مدرسه شبانه‌روزی کارن روی می‌دهد و شخصیت‌های داستان، مدیران و معلمان و همسرانشان هستند. مدرسه کارن با قدمتی چندصدساله، محیطی خشک و رسمی و شبه‌اشرافی، برگزاری مراسم مذهبی روزانه، و نیز سنّت‌ها و آیین‌های خاص، از مدارس معتبر بریتانیا است. شاگردان این مدرسه، اغلب پسران طبقات بالای اجتماع‌اند و طبعا از میان فارغ‌التحصیلانش هم کسانی به مناصب عالی و مهم کشوری دست می‌یابند. و همین بر اهمیت جایگاه مدرسه کارن می‌افزاید.

    ماجرا از آن‌جا آغاز می‌شود که سردبیر نشریه مذهبیِ کریسچِن وُیس نامه‌ای از یک خواننده دریافت می‌کند. استلا رودی، همسر یکی از معلمان مدرسه کارن و از خانواده‌ای محترم و معتبر، در این نامه خواستار ملاقات فوری با خانم بریملیِ سردبیر شده است. او در نامه کوتاهش، اطمینان می‌دهد که شوهرش قصد کشتن او را دارد. بریملی که سابقه کار در دستگاه‌های اطلاعاتی بریتانیا را در طول جنگ داشته، ترجیح می‌دهد به جای مراجعه به پلیس، موضوع را با یکی از همکاران سابقش، جرج اسمایلی، در میان بگذارد. اما پیش از آنکه اسمایلی دست به کاری بزند، خبر می‌رسد که استلا رودی به قتل رسیده است. این، آغاز داستانی پرکشش و سرشار از معما و رمز و راز است. در سیر داستان، پرده از روابط پیچیده معلمان و کارکنان و شاگردان مدرسه، و دوستی‌ها و دشمنی‌هایشان برداشته می‌شود. همچنین فضای خفقان‌آور و روابط پیچیده قدرت در آن محیط کوچک، با شخصیت‌های ضعیف و قوی و درستکار و خطاکار، تصویر می‌گردد.

    [divider]

    بانوی-میزباننویسنده: فئودور داستایفسکی

    مترجم: سروش حبیبی

    ناشر:ماهی

    تعداد صفحات: ۱۴۴

    قیمت : ۵۰۰۰ تومان

     

    این رمان کوتاه روایت فئودور داستایفسکی از فضای تیره و تار زندگی شخصیت‌هایش است. در «بانوی میزبان» چهار شخصیت اصلی حضور دارند؛ اردنیف، مردی گوشه‌گیر و تنها، که به دنبال منزلی جدید است، «مورین» پیرمردی بداخلاق که به همراه دختر جوانش «کاترینا» زندگی می‌کند و همچنین یکی از دوستان اردنیف که علاقه زیادی به او دارد.

     

    ماجراهای این رمان در شهر سن پترزبورگ به وقوع می‌پیوندد و نویسنده داستان زندگی اردنیف را روایت می‌کند که مجبور به تغییر محل سکونت خود است. در این رمان که محور اصلی آن ماجرای دلدادگی اردنیف به کاترینا است، می‌توان بازتاب‌هایی از فولکلور روسی را نیز مشاهده کرد.

    در متن پشت جلد این کتاب آمده است: «از آن‌چه بر سرش آمده بود به هیچ‌کس چیزی نمی‌گفت اما گاهی خاصه در غروب در ساعتی که آوای ناقوس کلیسا زمانی را به یادش می‌آورد که احساسی ناشناخته سراپایش را لرزانده و در تپش انداخته بود، در جان جاودانه مجروحش توفانی بر‌می‌خواست. آن وقت روحش به لرزه می‌افتاد و درد عشق باز در دلش شعله‌ور می‌شد و سینه‌اش را به آتش می‌کشید. تنها و افسرده به آرامی اشک می‌ریخت و زیر لب زمزمه می‌کرد: «کارترینای من، کبوتر بی‌همتایم، خواهرک شیرینم…»

    [divider]

    ذهن-روسی-در-نظام-شوروینویسنده: آیزایا برلین

    مترجم: رضا رضایی

    تعداد صفحه: ۴۱۶

    ناشر: ماهی

     

    آیزایا برلین در کتاب «ذهن روسی در نظام شوروی» به بررسی جنبه‌های سیاسی و فرهنگی روزگار شوروی آن زمان پرداخته است. وی به هنر روسیه در دوره‌ی استالین و شاعران و نویسندگانی چون ماندلشتام، آنا آخماتووا و پاسترناک اشاره و نقش آنان را در فرهنگ روسیه بررسی می‌کند و به تحلیل نقش زندگی و آثار روشنفکران روس می‌پردازد.

    در بخشی از صفحات این کتاب می خوانیم که:

    روزی پیشخدمتی در کشتی بزرگی استخدام شد. به او گفتند که اگر دریا طوفانی شد، برای اینکه ظرف و ظروف نشکند نباید صاف راه برود، بلکه باید زیگزاگ برود؛ باتجربه ها همین کار را می کنند… از قضا روزی هوا خراب شد، اما صدای مهیب شکسته شدن ظرف و ظروف هم به گوش رسید، چون پیشخدمت با سینی ظرفها زمین خورده بود. گفتند چرا به توصیه عمل نکرده!؟. گفت: «کردم. منتها موقعی که من چپ می رفتم کشتی راست می رفت، موقعی که من راست می رفتم کشتی چپ می رفت».

    لذا مهمترین قلقی هم که هر شهروند شوروی باید یاد بگیرد این است که بتواند خیلی دقیق حرکت خود را با حرکت دیالکتیکی حزب تنظیم کند (یعنی باید لم کار طوری دستش بیاید که زود تشخیص بدهد چه لحظه ای چپ می شود راست، راست می شود چپ)… به همین منظور عده ای از قابل ترین، مفیدترین، و در نخستین روزها، وفادارترین و سالمترین هواداران رژیم به علت نداشتن همین فوت و فن به فلاکت افتادند.

    [divider]

    9614245103342501701381222121622163010955122نویسنده: ایرن نمیروفسکی

    مترجم: مهستی بحرینی

    ناشر: نیلوفر

    تعداد صفحات: ۴۹۶

    قیمت: ۱۸۵۰۰ تومان

    کتاب “سوییت فرانسوی” را پس از انتشار ، همه منتقدان ادبى متفق القول اثرى هنرمندانه نامیدند. نشریه ادبى لیور ابدو «Livres Hebdo» پس از انتشار این کتاب ، «سوییت فرانسوی» را مهمترین رمان سال توصیف کرد و ظریفانه این پرسش را مطرح کرد «چرا این کتاب برنده جایزه گنکور نشود؟». رمان «سوییت فرانسوی» داراى ۲ بخش است ، بخش اول تحت عنوان «توفان در ژوئن» روایت پستى ها و تلاس هاى کمرنگ مردمى است که در اثر اشغال فرانسه توسط آلمان نازى از زندگى عادى خود منحرف شده اند. بخش دوم تحت عنوان «دلچه» (شیرین) روایت یک روستاى فرانسوى است که به اجبار اشغالگران آلمانى را پذیرفته است. در یک فضاى مشوش ، فاتحان و شکست خورده ها با یکدیگر هماوردى کرده ، یکدیگر را تحسین یا نسبت به هم ابراز نفرت مى کنند.

    [divider]

    چرا-می-زنی؟نویسنده: محمد رضا گودرزی

    ناشر: افکار

    تعداد صفحات: ۱۲۸

    قیمت: ۶۰۰۰ تومان

    تیراژ: ۱۱۰۰

    این مجموعه شامل ۱۷ داستان کوتاه از گودرزی است که به گفته وی ادبیات مهاجرت، طنز، فانتزی و سایر گونه‌های مختلف داستان کوتاه تم اصلی آنها را تشکیل می‌دهد.

    وجه مشخصه داستان‌های این کتاب که در مجموعه داستان قبلی گودرزی با عنوان «رویاهای بیداری» نیز می‌شود از آن نشانی گرفت، حضور تم‌های فلسفی ـ اجتماعی و روانشناختی است که منجر شده گاه داستان‌های این کتاب پایان‌بندی مشخصی نیز نداشته و خط فکری مشخصی را نیز برای آنها نتوان عنوان کرد.

    از عناوین داستان‌های این مجموعه می‌توان به رمز و راز نوشتن، چرا می‌زنی، هویت، میزگرد، حمل بار ممنوع، شلغم‌نامه، دانش‌آموز نمونه، رویای من، دست‌ها، فری، به وقتش صدات می‌زنند، تصویر باد، رمز عبور، پناهگاه، تاریکی، خواب و دیگر وقتش است اشاره کرد.

    گودرزی در نخستین داستان این مجموعه که درباره نویسندگی از زبان خود تالیف شده است، می‌نویسد: سال‌هاست که تو کلاس‌ها و یا مصاحبه‌ها از من می‌پرسن راز موفقیتم در داستان‌نویسی چیست؟ یا برای نوشتن داستانی بی‌نقص باید چه کار کرد؟ تا حالا چند بار خواسته‌ام رازم را فاش کنم، اما زنم نگذاشته، گفته آدم عاقل رازش را به کسی نمی‌گوید. حالا که دیگر احساس می‌کنم به روزهای آخر عمرم رسیده‌ام، می‌خواهم دل به دریا بزنم و برای آنکه نسل‌های بعد از این موهبت بزرگ محروم نمانند، رازم را فاش کنم؛ البته مطمئن نیستم آنچه که باعث موفقیت من شده؛ برای بقیه هم صادق است یا نه ولی هرچه شد، شد، می‌گویم….

    [divider]

    مجموعه-ی-داستانهای-کوتاه-فلانری-اوکانرنویسنده: فلانری اوکانر

    مترجم : آذر عالی پور

    ناشر: آموت

    تعداد صفحات: ۶۹۶

    قیمت: ۳۰۰۰ تومان

    به گفته ی مترجم داستان‌های این مجموعه در حقیقت طنز بی‌رحمانه و تلخی دارد که بیش‌تر به فرهنگ سکولار و تجاری دهه‌ی ۵۰ و ۶۰ آمریکا می‌پردازد.

    اوکانر نویسنده‌ی آمریکایی دهه‌ی ۵۰ و ۶۰ است که رمان‌های «شهود» و «از خشونت دست بشویید» را به همراه ۳۱ داستان کوتاه نوشته است.

    اوکانر بینش عمیقی درباره‌ی خشونت و فضای غیرانسانی دارد و در آثارش وسوسه و فراموشی دنیای مدرن را آورده است.

    خود این نویسنده هم در دوره‌ی بسیار خاصی زندگی می‌کرده، زمانی که مناسبات بین سیاه‌ها و سفید‌ها در حال تغییر بوده است. در آثار او شخصیت‌ها کلنجارهایی با مذهب دارند و تلاش می‌کنند به یک آرامش مذهبی برسند.

    فلانری اوکانر در ۱۹۲۵ در ساوانای جورجیا به دنیا آمد و در ۳۹ سالگی به مرض لوپوس درگذشت. در این عمر کوتاه توانست دو رمان و حدود ۳۱ داستان کوتاه بنویسد. در ۱۹۷۲ یعنی هشت سال پس از مرگش، «مجموعه‌ی داستان‌های کوتاه»ش جایزه‌ی کتاب ملی را دریافت کرد؛ جایزه‌ای که معمولاً به نویسنده‌ای در قید حیات اعطا می‌شود، اما داورها اثر اوکانر را چنان ارزشمند دانستند که به طور استثنایی این جایزه را به خاطر موفقیت‌های ادبی او در طول حیاتش به این مجموعه اعطا کردند.

    اوکانر از آثار نویسندگان جنوبی، کارهای فاکنر و کالدول و نیز ادورا ولتی، کارولین گوردون و کاترین اَن پورتر را به خوبی خوانده بود و بیش‌ترین تأثیر را فاکنر و پورتر بر او گذاشته بودند.

    او نویسنده‌ای دقیق و منضبط بود و در طول حیات ادبی کوتاهش خود را مجبور می‌کرد از صبح تا ظهر بدون وقفه بنویسد، شاید به این دلیل که از پیشرفت بیماری خود و مجال اندکی که برایش مانده بود، باخبر بود.

    زندگی اوکانر نیز به مانند آثارش عجیب بود. ذهنیت و طرز فکر و عادات او در نامه‌ها و مقالاتی که پس از مرگش جمع‌آوری شده‌اند، نمایانگر ویژگی‌های اوست. صدها رساله‌ی دکتری و تجزیه و تحلیل‌های منتقدانه و نیز کتاب‌های فراوانی در تحلیل سطر به سطر نوشته‌های او و تعمق در موضوعاتی نظیر شفقت، توبه، شیطان، عشق، تعالی و نیروی ویرانگر نوشته شده است.