این بیست و پنجمین قسمت از برنامه یکی بود یکی نبود است. در این برنامه در کنار حوادث و اتفاقات بویژه سیاسی در رابطه با سرزمین مان از دید یک فیلم ساز تبعیدی میروم و نگاهی میکنم به فیلمی از ایران که به اسکار فرستاده شد. اصغر فرهادی برنده اسکار با فیلم “گذشته” در واقع باید این فیلم را فرانسوی یا اروپایی خواند اما در خاموشی سینمای ایران کار به جائی رسیده است که این فیلم را منتخب اسکار میدانند و…
این برنامه چهاشنبه ها و شنبه ها در سه نوبت از تلویزیون ایران فردا پخش میشود.
نظرات و دیدگاههای خود را در ارتباط با موضوعات مطرح شده در این برنامه در زیر همین پست با دیگران به اشتراک بگذارید




سلام مسعود گرامی،هنرمند صمیمی
در
این وانفسای غمناک واین همه برنامه های رنگارگ تلویزیونی تو خالی،حال و
هوا وصدایت را حس می کنم وتداعی هایت مثل نوستالگیای فرهاد است وبوی
دوران خاصی را دارد …بوی عیدی…بوی عود…خلاصه آنقدر خودتی که برنامه
ات هم متفاوت است و هم به دل می نشیند وهم گاهی بغض ودلتنگی هایت را به
اتاق آدم می ریزی…خلاصه من سخت گیر که چندان رسانه تلویزیون را اصولا به
مثابه هنر باور ندارم واز قدیم هم همینطور بودم و بیشتر اهل سینما وادبیات
و…فلسفه ام اما برنامه تلویزونی تو دیدنی ودوست داشتنی است.به هر حال
دست مریزاد .گمان می کنم طرفداران شبیه من زیاد داشته باشی اما می دانم ما
در اینجا آنقدر بیحوصله و خسته ایم که دل ودماغ نوشتن چهار خط نامه هم را
از دست داده ایم.می دانم که تو با درک وحساسیت لازمی که دروجودت هست کاملا
ما وفضای ما را که امروز در ایران هستیم لمس می کنی.من شاعری گم شده در مه
هستم چون تو که آوازهای دلتنگی مان را گاه به زبان همدیگر می خوانیم.ما
مصائب عاشق غریب را سپری کرده ایم وبه نگفتن “دوستت دارم “خو کرده ایم وچون
مرتاضی خطا کار، شاخ وبرگ خود را سالهاست از بیخ چیده ایم.تکه ای کوتاه
از یکی از دفترهای چاپ شده ام را به نام “قایقی در کار نیست”برایت می
نویسم:
باران
می بارد/بادبان می افرازم بر پاره های ابر/آسمان همان دریاست در رؤیا/دریا
همان رؤیاست در آسمان/ قایقی در کار نیست/این بادبان شعرست/که مارا/به
دریا میخواند/…راستی من یک زمانی هم یک وب سایتی داشتم البته از بیحوصلگی
،سایت غیر فعالی بود که نمیدانم الان هنوز هم باز می شود یا نه!!؟؟حالش
را داشتی سری به آن بزن …ویا اگر هم باز نشد به گوگل سری بزن شاید سرپیری
اندکی معروف !!شده باشم که بتوانی بیشتر با این جوان ۵۷ ساله بیشتر آشنا
شوی.وسخن آخر آنکه خودت وبرنامه ات دوست داشتنی ودیدنی وشنیدنی هستید .
قربانت:اقبال
سلام اقای اسداللهی
باور
کنید که اولین بار است به کسی ایمیل میزنم.زنی ۵۵ساله هستم.در جوانی
عاشقتان بودم وهمیشه خودم را مثل ژیلای سریال طلاق درست میکردم.بعد ازدواج
کردم و به همسرم گفتم که شما را دوست داشتم.بعد از اینکه مطمئن شد که
دیداری نداشتیم به مزاح گفت آخه چی این پسر را دوست داشتی؟گفتم نمی دانم
شاید صدایش.پرسید صداش چطوریه؟ گفتم نمیدانم در صدایش صداقتیست که کمتر
سراغ دارم وووووو………..سالها گذشته .۱۵سال پیش همسرم بر اثرتصادف
درجاده میانه در گذشت.دو دختر برای به یادگار گذاشت .مرد خوش تیپ و خوش
صدایی بود .الان که برایتان مینویسم دلم برایش تنگ شد.شاید دلم
تنگ(جوانی)شد.بچه ها نگران این تماس من هستند .نکنه دردسری برایم داشته
باشه ولی خاطرشان جمع حرف نامربوطی نمیزنم.
از
دلتنگیتان بسیار غمگین میشوم.کاش میشد یک روزی به این سرزمین برگردیدولی
میترسم دلزده شویدمردم عوض شده اند وقتی من با این سنم این همه ترسو شده ام
از بقیه چه توقعی هست.کاش میشد این صفحه جای امنی بود و من حرف میزدم.
امشب باز صدای بی نظیرتان راشنیدم و درست بود این صدا،بوی صداقت میدهد که
در این دیار مدتهاست که گم شده.شاید نوشته هایم نامرتب باشد به بزرگی
خودتان ببخشید به دیروز که مینگرم میبینم زندگی نکردم.بعد از مرگ همسرم
چهار چشمی مواظب بچه ها بودم اصلا نمیدانم اینها را برای چه به شما
مینویسم . خیلی دوستتان دارم وبرایتان آرامش همراه باتندرستی آرزو میکنم.
شاید روزی مسافری باشید با کوله باری از تجربه و من لایق این باشم که چند
روزی مهمانداری شما نصیبم گردد. به امید آینده .
درود
بر شما. توی این برنامه درخواست داشتید که حتی یک خط نظر در ارتباط با
برنامه بدیم. به این دلیل تصمیم گرفتم برای اولین بار در عمر ۳۳ سالم برای
یک برنامه ساز مقیم خارج ایران عزیزمون ایمیل بدم. عزیز … من تا قبل
ایران فردا با شما اشنایی نداشتم. اما بسیار خرسندم که اکنون با شما و
کارهاتون اشنا شدم. اما برنامه شما … نظر من … بسیار عالی. مخصوصا بخش
هایی که از خاطراتتون میگید . و البته سبک و سیاق تعریف داستانون برای من
جدید و جذاب هست. امید وارم بیشتر از خاطرات تلخ و شیرینتون رو تعریف کنید و
البته روزی نزدیک شما رو در تهران و کافه هاش ملاقات کنم…. چون با
موبایل هستم مجال زیاده گویی نیست…
سپاس عزیز…
به امید ایران فردا ..
Besiar
naghde alee bood, dar vaghe man ham hamin nazar ra dashtam baad az
didane filme gozashteh. ghabele moghayeseh ba filme jodaii nist. serfe
kargardani aghaye Farhady dalil bar oscary shodane 2bareh filme
gozashteh nist. filmhaye zibaye digary hast ex:INJA BEDOONE MAN va HOZE
NAGHASHY. ke be nazare man shahkare fimnameh va bazigary hastand. Merci
aghaye asadollahi ke in emkan ra midahid ke nazar bedahim!
از روشنگریهای شما مخصوصا درمورد رفتارهای اجتماعی نا بجای بعضی ازما ایرانیان استفاده کردم.
barnamatoon mesleh hamisheh aliyeh ali bood moteshaker az shoma
Masoud khan Aziz, vaghean lezat bordam az naghd zibayat dar morde film GOZASHTEH besiar ali bood ,
یکی بود یکی نبود
نظرات بسته است