عباس عراقچی، وزیر خارجه جمهوری اسلامی، در پایان سفر خود به نیویورک، با ادبیاتی پر از شکایت و تهدید، شکست مذاکرات را نتیجهی «زیادهخواهی آمریکا و همراهی اروپا» دانست و گفت: «هیچ توافقی که متضمن منافع ایران نباشد از طرف ما قابل پذیرش نیست. آنچه که منفعت کشور اقتضا کند، اجرا خواهیم کرد و مطمئن هستم تصمیمات درست و حسابشدهای در شورای عالی امنیت ملی گرفته خواهد شد.»
او در جمع خبرنگاران مدعی شد که طی یک هفته «کاملاً فشرده» در نیویورک بیش از سی دیدار دوجانبه با وزرای خارجه کشورهای مختلف داشته، در صول سال در اجلاسهایی چون بریکس، شانگهای و جنبش عدم تعهد حضور یافته و حتی جلساتی در حاشیهٔ مجمع عمومی سازمان ملل برگزار کرده است. عراقچی این رفتوآمدها را نشانهای از «تحرک دیپلماتیک گسترده» جمهوری اسلامی توصیف کرد، اما واقعیت آن است که هیچ دستاورد ملموسی برای کاهش فشار تحریمها یا احیای توافق هستهای به دست نیامده است.
در مورد مکانیسم اسنپبک، عراقچی گفت: «ما با یک تلاش برای امتیازگیری غیرمعقول از ایران مواجه شدیم. در مقابل، پیشنهادات کاملاً معقول خود را ارائه کردیم، حتی به اعتراف اروپاییها. اما با زیادهخواهی مفرط آمریکاییها و همراهی اروپاییها، مصالحهای حاصل نشد.» او تأکید کرد که جمهوری اسلامی برای دفاع از «حقوق و منافع مردم ایران» هیچ توافقی را که این منافع را تأمین نکند نخواهد پذیرفت.
عراقچی با اشاره به تماسهای غیرمستقیم و مستقیم با آمریکا گفت: «با آمریکاییها هم با واسطه و هم بیواسطه پیامهایی رد و بدل شد. اما بار دیگر نشان داده شد که مذاکره با آمریکا یک بنبست محض است.» او افزود: «خیال میکردند هیولایی که از اسنپبک ساختهاند ما را خواهد ترساند و وادار به امتیاز دادن میکند. اینطور نیست. ما قبلاً هم با قطعنامهها زندگی کردهایم. نمیگویم خوب است، اما آن هیولایی که تصویر کردهاند، نیست.»
او تلاش کرد بازگشت تحریمهای سازمان ملل را بیاثر جلوه دهد و گفت: «مردم خواهند دید که در بحث اقتصادی، تحریمهای بیشتری از آنچه که قبلاً توسط آمریکا وضع شده، اعمال نخواهد شد. تنها لیستهایی کم و زیاد میشود و تأثیر فوقالعادهای ندارد. هرچند تأثیرات سیاسی و بعضاً راهبردی دارد که باید با آن مقابله کرد.» این ادعاها در تضاد آشکار با واقعیتهای اقتصادی ایران است؛ جایی که تورم بالای ۴۰ درصد، کاهش قدرت خرید و افزایش بیسابقه قیمت مواد غذایی و مسکن زندگی مردم را فلج کرده است.
عراقچی در دیدار با دبیرکل سازمان ملل نیز، به گفته خودش، درباره «چالش حقوقی» ایران در شورای امنیت صحبت کرد و مدعی شد: «از نظر ما اجماع لازم برای تصمیم اسنپبک وجود نداشت. روسیه و چین هم این نظر را دارند.» او نتیجهگیری کرد که تصمیمات آتی در شورای عالی امنیت ملی اتخاذ خواهد شد.
این سخنان که با لحنی پر از تهدید و انکار بیان شد، بیش از آنکه نشانهای از یک راهبرد دیپلماتیک باشد، تکرار همان سیاست تقابلی جمهوری اسلامی است؛ سیاستی که سالهاست کشور را به بنبست کشانده است.
کارشناسان مستقل غربی، برخلاف ادعاهای عراقچی، بازگشت تحریمهای سازمان ملل و فعالسازی اسنپبک را «یک نقطه عطف» توصیف میکنند. پژوهشگران مؤسسههای بینالمللی از جمله IISS و CSIS هشدار دادهاند که تهران پس از جنگ ۱۲روزه خردادماه و حملات اسرائیل و آمریکا به مراکز هستهای، در موقعیتی ضعیفتر از همیشه قرار گرفته است. آنان میگویند ادعای بیاثر بودن اسنپبک «با واقعیتهای اقتصادی و سیاسی ایران همخوانی ندارد» و انزوای بیشتر جمهوری اسلامی را رقم خواهد زد.
گزارشهای تازه رویترز و تحلیلهای مراکز اروپایی نیز تأکید دارند که بازگشت تحریمهای شورای امنیت همراه با اقدامات اتحادیه اروپا و بریتانیا، تجارت محدود ایران با چین و دیگر کشورها را پرهزینهتر خواهد کرد و حلقه فشار بر اقتصاد تهران را تنگتر میسازد. در همین حال، شکافها در حاکمیت آشکارتر شده است: بخشی بر تداوم تقابل و سختگیری پافشاری میکند، و بخشی دیگر بیم دارد این مسیر فروپاشی نظام را تسریع کند.
سخنان عراقچی در واقع چیزی جز نمایش یک سردرگمی عمیق نبود؛ از یک سو نمایش «تحرک دیپلماتیک» و از سوی دیگر اعتراف به بنبست. او در حالی از «پیشنهادهای معقول ایران» سخن گفت که جامعه جهانی بر نقض آشکار تعهدات هستهای تهران و عدم شفافیت آن تأکید دارد. به بیان دیگر، روایت عراقچی تلاشی بود برای پنهان کردن واقعیتی روشن: جمهوری اسلامی نه توان خروج از بنبست را دارد و نه میتواند هزینههای تشدید انزوا و فشار اقتصادی را تحمل کند.
این سفر و سخنان پایانی عراقچی، بیش از هر چیز، تصویری آشکار از ضعف و تناقض دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی ارائه داد؛ دستگاهی که در برابر اجماع جهانی درمانده، و تنها به تهدید و شعار پناه میبرد.
