در حالی که تنها چند روز تا بازگشت رسمی تحریمهای سازمان ملل علیه جمهوری اسلامی باقی مانده است، تازهترین گزارشها و تصاویر ماهوارهای از تلاش شتابزده تهران برای بازسازی ظرفیت موشکی پرده برمیدارد.
گزارش مفصل خبرگزاری آسوشیتدپرس نشان میدهد که دو مرکز کلیدی پارچین و شاهرود، که در جریان جنگ ۱۲ روزه با اسرائیل بهطور گسترده هدف قرار گرفتند، وارد مرحله بازسازی شدهاند. این تصاویر نشاندهنده فعالیت ساختمانی و تعمیراتی در سولهها و ساختمانهای مربوط به ترکیب سوخت هستند، اما یک حقیقت مهم همچنان پابرجاست: قلب فناوری موشکی جمهوری اسلامی، یعنی میکسرهای بزرگ سوخت جامد، همچنان غایباند.
این میکسرها دستگاههای عظیمالجثهای هستند که با تیغههای متحرک حول محور مرکزی، مواد شیمیایی را بهطور یکنواخت ترکیب میکنند. بدون وجود این تجهیزات، امکان تولید سوخت جامد با کیفیت بالا عملاً از بین میرود. کارشناسان تأکید میکنند کوچکترین نقص در فرآیند ترکیب یا وجود حباب هوا میتواند به انفجار و فاجعه انسانی منجر شود. به همین دلیل، این تجهیزات برای تولید انبوه و مطمئن موشکهای بالستیک حیاتیاند و نبودشان، توان واقعی جمهوری اسلامی در بازسازی زرادخانه موشکی را بهشدت محدود میکند.
تحلیلگران مؤسسه جیمز مارتین و اندیشکدههای غربی بر این باورند که هرچند جمهوری اسلامی میتواند ظرف چند ماه دوباره ساختمانها و سولههای تخریبشده را بنا کند، اما بازیابی ظرفیت تولید واقعی ممکن است بیش از یک سال طول بکشد. دلیل این تأخیر روشن است: فناوری داخلی ایران توان ساخت این میکسرهای پیشرفته را ندارد. شرکتهایی که در داخل ادعای ساخت چنین تجهیزاتی را دارند، عمدتاً در صنایع غذایی یا شیمیایی فعالاند و نه در حوزه حساس و فوقالعاده پیچیده سوخت موشکی.
اینجاست که نقش چین پررنگ میشود. بسیاری از تجهیزات پیشین ایران، از جمله میکسرهای سیارهای، از این کشور تأمین شده بود. والاستریت ژورنال پیشتر خبر داده بود که ایران هزاران تن مواد اولیه، از جمله پرکلرات آمونیوم، را از چین سفارش داده است؛ مادهای که بهعنوان اکسیدکننده اصلی در تولید سوخت جامد موشکهای بالستیک کاربرد دارد. این ماده همان ترکیبی است که در انفجار مرگبار بندر رجایی در بندرعباس هم نقش داشت و دهها کشته بر جای گذاشت.
اکنون پرسش اصلی این است که آیا جمهوری اسلامی قادر خواهد بود بار دیگر چنین تجهیزاتی را از چین خریداری کند و آنها را به مراکز بازسازیشده منتقل نماید یا خیر. تا این لحظه، نشانه قطعی از چنین معاملهای گزارش نشده است، هرچند برخی تحلیلگران احتمال میدهند مذاکرات پنهانی با پکن در جریان باشد.
کارشناسان نظامی هشدار میدهند که بازسازی سریع این تأسیسات، حتی بدون وجود میکسرها، بیش از آنکه معنای عملیاتی داشته باشد، یک حرکت تبلیغاتی و روانی است. به گفته این تحلیلگران، جمهوری اسلامی میخواهد نشان دهد که شکستهای اخیر و نابودی زیرساختهای حیاتی، مانع تداوم برنامه موشکی آن نشده است. اما واقعیت این است که بدون میکسرها، تولید انبوه موشکهای بالستیک تنها یک شعار است. به همین دلیل گمان میرود که تهران در حال جابهجایی معدود میکسرهای باقیمانده یا تجهیزاتی که احتمالا از خارج تهیه خواهد کرد به مکانهای کاملاً محافظتشده، همچون تونلهای زیرزمینی و تاسیسات زیر کوههاست تا آنها را از حملات بعدی اسرائیل و آمریکا مصون نگه دارد.
ابعاد نظامی ماجرا نیز بهخوبی نشان میدهد چرا تهران چنین شتابی برای بازسازی دارد. در جریان جنگ ۱۲ روزه، جمهوری اسلامی ۵۷۴ موشک بالستیک به سمت اسرائیل شلیک کرد و پیشتر نیز صدها موشک دیگر در تبادل آتشها به کار گرفته شده بود.
این در حالی است که ارتش اسرائیل پیش از جنگ، ظرفیت زرادخانه موشکی ایران را ۲۵۰۰ فروند برآورد کرده بود. به بیان دیگر، بیش از یکسوم ذخایر موشکی ایران در همان جنگ مصرف شد. چنین کاهش چشمگیری در ذخایر، بهویژه برای حکومتی که موشکها را تنها ابزار بازدارندگی خود پس از نابودی گسترده سامانههای پدافندی میداند، به معنای ضرورت فوری بازتولید است.
عزیز نصیرزاده، وزیر دفاع جمهوری اسلامی، پیشتر اذعان کرده بود که جنگ اخیر «برخی اولویتهای ما را تغییر داده است» و تمرکز تازه حکومت بر تولید موشکهایی با «دقت و توان عملیاتی بالاتر» قرار گرفته است. این اظهارات نشان میدهد که تهران نهتنها قصد عقبنشینی ندارد بلکه به دنبال ارتقاء کمی و کیفی زرادخانه موشکی خود است.
در سطح بینالمللی، این تحولات با نگرانی عمیق روبهرو شده است. کشورهای اروپایی که مکانیسم ماشه را فعال کردهاند، بهروشنی اعلام کردهاند که توسعه برنامه موشکی جمهوری اسلامی نیز بخشی از دلایل بازگشت تحریمهاست.
به گفته تحلیلگران اندیشکده هادسون، اگر ایران بتواند دوباره به ظرفیت قبلی تولید ماهانه بیش از ۲۰۰ موشک بازگردد، عملاً توان بازدارندگی خود را احیا خواهد کرد و کار اسرائیل برای رهگیری یا نابودسازی این موشکها بسیار دشوارتر خواهد شد.
اما در شرایط کنونی، نبود میکسرهای سیارهای، این مسیر را مسدود کرده است. به همین دلیل بسیاری از کارشناسان معتقدند که در کوتاهمدت، برنامه موشکی جمهوری اسلامی بیش از هر زمان دیگری شکننده و آسیبپذیر است. تصاویر ماهوارهای ساختمانهای تازهساز را نشان میدهد، اما «قلب فناوری» همچنان خالی است. این ضعف ساختاری، نمادی از محدودیتهای جدی جمهوری اسلامی در بازیابی توان موشکی و وابستگی شدید آن به واردات خارجی است.
در نهایت، جمهوری اسلامی با دو واقعیت همزمان روبهروست: از یکسو نیاز فوری به بازتولید موشکها برای جبران مصرف گسترده در جنگ اخیر، و از سوی دیگر فشارهای خارجی و بازگشت قریبالوقوع تحریمها که تأمین تجهیزات و مواد لازم را دشوارتر از همیشه خواهد کرد. این تضاد، تصویر روشنی از آیندهای نامطمئن برای برنامه موشکی جمهوری اسلامی ترسیم میکند؛ آیندهای که هرچند در ظاهر با بازسازی شتابزده ادامه دارد، اما در عمل به شدت در برابر فشارهای نظامی و تحریمهای بینالمللی شکننده است.
