آرمیتا گراوند، دختر دانشآموزشانزده ساله ای که بر اساس گزارشهای دو روز گذشته، در مترو شهدای تهران دچار حادثه شده و به کما رفته ودر بیمارستان نظامی فجر نیروی هوایی بستری شده است همه توجهات در افکار عمومی را به خود جلب کرده است و از نظر بسیاری از ناظران فاجعه قتل مهسا امینی در حال تکرارشدن است و نشان میدهد که حکومت از ان هنوز عبرتی نیاموخته است. شاهدان عینی دلیل این امر را حمله فیزیکی ماموران شهرداری موسوم به حجاب بان در داخل این مترو به این دختر دانشآموز به دلیل عدم رعایت حجاب اجباری و بیهوش شدن در اثر وارد شدن صدمات شدید وانتقال به بیمارستان با امبولانس عنوان کردند.
اما خبرگزاریهای دولتی از جمله ایرنا دلیل بروز این حادثه را از هوش رفتن این دختر دانشآموز و برخورد سر او به آهن، به دلیل افت فشار عنوان کردند. اکنون با بستری شدن وی فضای اطراف بیمارستان کاملا فضای امنیتی به خود گرفته است و نیروهای لباس شخصی برای مقابله با هرنوع تجمعی در اطراف بیمارستان مستقر شده اند. این در حالیست که خانم لطفی خبرنگار روزنامه شرق که برای تهیه گزارش به بیمارستان مراجعه و دستگیر شده بود اکنون ازاد شده است. خبر گزاری ایرنا در ویدئویی که از مادر و پدر آرمیتا گراوند منتشر کرده از قول مادر آرمیتا، دلیل بروز حادثه برای دخترش را به دلیل آنچه که افت فشار است عنوان میکند ولی این امر با با تردید بیان میکند که نشاندهنده دستوری بودن سخنانش است که تحت فشار گرفته شده است. در این میان ویدیویی دیگر از مترو تهران در رسانههای ایران منتشر شده است، که در روز حادثه، سه دختر دانشآموز که حجاب بر سر ندارند، وارد واگن مترو میشوند، به محض ورود آنان به داخل واگن مترو، مشخص نیست که چه حادثهای رخ میدهد اما چند نفر، یکی از دختران را از داخل واگن مترو خارج میکنند. در این ویدئو مشخص نیست که در لحظه یا پیش از ورود دختران به داخل واگن مترو چه اتفاقی رخ داده است. حکومت تاکنون حاضر نشده فیلمهای داخل مترو را منتشر کند. دراین میان علی مجتهدزاده وکیل دادگستری نیز در انتقادی گفت مراجع رسمی قبل از آنکه به دنبال ربط دادن بیاعتمادی عمومی به عملیات روانی دشمنان و مخالفان باشند، باید به این بیندیشند که چرا جامعه نباید در چنین موقعیتی از خود بپرسد اگر مشکلی در کار نبوده دلیل بازداشت یک خبرنگار و ممانعت از تهیه گزارش در این رابطه چیست.
واقعیت این است که جکومت نفهمیده که مساله حجاب اجباری پایان یافته و تعرض به زنان و دختران پایه های حکومت را خواهد لرزاند. و برخوردهای امنیتی قضایی شاید مانند همین مورد به کما رفتن یک دانشآموز بتواند اندکی هراس برای پرسشگری ایجاد کند، اما اقناعکننده نخواهد بود و همین عدم اقناعکنندگی آن هم باعث میشود تا آن هراس نیز موقت و ناپایدار باشد. دوران کنترل افکارعمومی با تکذیبیه و جوابیه، سالها است بهسر آمده و این چیزی است که نظام حکمرانی جمهوری اسلامی متوجه آن نیست. حکومت هنوز نفهمیده که تحول تکنولوژی و پایان انحصار خبری تبلیغات دولتی را مدتهاست بی معنا و ناموثر ساخته است.
