موسوی خویینی ها از روحانیون رادیکال جناح چپ و رهبر دانشجویان حمله کننده به سفارات امریکا که اکنون به حاشیه رانده شده در سخنانی از آیت الله صافی گلپایگانی حمایت کرده و حمله به وی را محکوم کرده است وی گفت ادبیات مخالفان در برابر این اظهاراتِ خیرخواهانه، از نگاه محافل و مجامع مختلف روحانی و غیرروحانی، نوعی اسائۀ ادب تلقی شد و عالمان برجسته و مراجع تقلید، به شیوههای مختلف، به اینگونه برخورد با پرسابقهترین فقیه زمان حاضر عکسالعمل نشان دادند؛ رفتار آیت الله سیستانی در این رابطه نیز بازتابی فراتر از مرزهای داخل کشور داشت. وی می افزاید سخنان صافی گلپایگانی چیزی نبود جز فریاد دل مردمِ گرفتار در چنگال فقر و بیکاری و گرانیِ طاقتفرسا و دهها پیامد این پدیدۀ شوم، همچون ناهنجاریهای ایمانسوز اجتماعی، فرهنگی و اخلاقی. وضعیت موجود نهتنها معیشت مردم را در تنگنایی سخت گرفتار کرده است، که دین و ایمان اقشاری را هم تهدید میکند.وتوصیۀ این فقیه پرسابقۀ حوزۀ علمیۀ قم به راه و روشی بود که، از نظر تمام عقلاء و صاحبنظرانِ حوزۀ حکمرانی، امری بدیهی است و نیز توصیۀ خیل عظیمی از صاحبنظران کشور است.
وی میگوید هیچ مقامی، حتی در عالیترین جایگاه حکمرانی، نیز نباید خود را دور از نقد ناقدان قرار دهد. اما آنچه در مخالفت با سخن آیت الله صافی در برخی رسانهها آمده بود نقد کارشناسانۀ آن سخن نبود. علما و مراجع محترم محتوا و هدف اینگونه مقالات را نقض استقلال حوزههای علمیه و مراجع بزرگوار دانستند، که گویا نویسندگان و ناشران این مطالب، از عالمان دین و مراجع معظم تقلید کاری را نمیپسندند و تحمل نمیکنند جز در حمایت و تأیید .وی می افزاید .شگفتآور اینکه برخی از آنان صریحاً به مراجع دینی تذکر میدهند که شما فقط در امور دین مرجع هستید و امور دنیای مردم را به ما تحصیلکردهها واگذارید . یعنی علمای اسلام باید فقر و بیکاری، گرانیِ بیحد و ناهنجاریهایی را که اکثرِ مردم در آن دستوپا میزنند ببینند و سکوت کنند و به فکر کشور و ملت نباشند و خدای نخواسته روزی فرا برسد که چارۀ کار از دست همه خارج شده باشد. این بهاصطلاح نصایح به عالمان دین، که همواره حامی مردم بودهاند، عمق درک ناصحان را در دفاع از نظامی نشان میدهد که مولود تفکری است که سیاست را در متن اسلام جستوجو میکند و اسلامِ بدون سیاست را پرداختۀ دست اجانب میداند. وی میگوید مردم ایران، بهویژه تحصیلکردگان و نخبگان و کنشگران سیاسی، خوب به یاد دارند که این پرخاشگران و اقران آنان تا دیروز همواره خود را حامیان سینهچاک علما و مراجع میدانستند و مراجع را پشتیبان تصمیمات ناصواب خود معرفی میکردند.
وی در پایان خواستار استقلال حوزههای علمیه و عالمان بزرگوار و مراجع معظم، از قدرت مسلّط و حاکم بر مقدرات کشور شده که همواره ضامن اعتبار آنان در میان اقشار وسیع و گستردۀ مردم بوده و موجب استمرار سیرۀ مرضیۀ آنان در حمایت از مردم در مشکلات و گرفتاریهاست.
موسوی خویینی ها خود دئر زمانی که دادستان کل کشور در دهه شصت بود دایما در حال مقابله با روحانیونی بود که با اقدامات رادیکال ایت الله خمینی مخالف بودند . و اکنون وی همین انتقاد را از حکومت خامنه ای کرده است . هر چند که موسوی خویینی اکنون فاقد جایگاه و نفوذ اجتماعی است و در میان روحانیون نیز جایگاه خاصی ندارد . نهاد رهبری جمهوری اسلامی هرنوع انتقاد از سوی روحانیان بلند پایه را به شدت مورد حمله قرار میدهد تا کسی جرات نکند که فکر کند که میتواند به مقابله با نظام برخیزد . این در حالیست که موضع انتقادی صافی گلپایگانی در مورد روابط خارجی ایران با امریکا بود که در این مورد حساسیت بیشتری وجود دارد .وی خواستار ان شده بود که روابط ایران با جهان بهبود یابد.
