یکی بود یکی نبود، برنامه تلویزیونی مسعود اسدالهی است که هر هفته چهارشنبه و شنبه از تلویزیون ایران فردا پخش میشود. مسعود اسدالهی میگوید: در این برنامه من نگاهی دارم به زندگی، سفر و خاطرات و به هر بهانهای به دیروزها میروم و از خاطرات گذشته، هجرت و مسائل اجتماعی آن دوران میگویم و بر میگردم به امروز اینجا و آن طرف که ایران من است و به امید فردایی که بیگمان فرا خواهد رسید….
دانلود





با سپاس و درود
برنامه مثل همیشه حاوی موضوعات تلخ و شیرین بود . نگرانی وشمردن لحظاتی که انتهای این نابسامانی به کجاخواهدکشید؟ انگار امید معنی خود را از دست داده ولی باز هم میگوییم طاقت بیار رفیق، گرکها به جانهمدیگر افتاده اند ودر حال دریدن همدیگر هستند و این یعنی پایان شوم این چپاول سی و هفت هشت ساله است… افتابشان لب بوماست اند کی صبر
سپاس از شما که با دستی خالی چنین برنامه جذاب ودیدنی به تماشاگران ب نامه تان هدیه میکنید. به امید دیدن ایرانی ازاد
پروین
مسعود اسدالهی عریز و دوستداشتنی:
با سپاس فراوان، مخصوصا سپاس از توجه خاصی که به نظرات و کامنت های بینندگان برنامه خود داری. این خیلی با ارزشه. امیدوارم در برنامه های آینده بازهم از خاطرات گذشته در ایران برایمان تعریف کنی. یاد میدان حسن آباد هم جالب بود. من خیلی دلم میخواد که به ایران برگردم و تصویر گذشته تهرانی را که در ذهن دارم را با امروز تهران مقایسه کنم. اما افسوس که اجازه ندارم در خاکی که متعلق بمن است زندگی کنم. میدانم که مرد نباید بگرید ولی در مورد قطره اشکی که بی اراده روان شد گفتم :
ایـن اشـک ز غـوغاـی درون مـیـآیــذ
صد شرحه شده سینه که خون میاید
دردیـسـت درین دل که بیان نتوان کرد
ایـن نــالـه از آن درد بــرون مــیـآیــد
ما خویش به پشت خویش خنجر زده ایم
ایـن خـودزنـی از فـرط جـنــون مـیـآیــد
نظرات بسته است