در برنامه جمعه شب تفسیر خبر به میزبانی جمشید چالنگی و همراه با میهمانان برنامه آقای علیرضا نوری زاده مدیر مرکز پژوهش های ایران و اعراب در لندن و آقای محمدرضا حیدری دیپلمات پیشین و عضو کمپین سفارت سبز در اسلو، به تحلیل و بررسی مهمترین رویدادها در ایران و منطقه و عرصه بین الملل می پردازیم. با ما همراه باشید و با ارسال نظرات خود پیرامون موضوعات مطرح شده در برنامه ما را از دیدگاه های خود آگاه سازید و تفسیر خبر را با دیگر دوستان خود نیز به اشتراک بگذارید.
تفسیرخبر/ شبکه تلویزیونی ایران فردا / ساعت ۹.۳۰ شب به وقت تهران / ۷ بعدازظهر به وقت اروپای مرکزی.
با امید به فردائی بهتر

حدیث نقوی
بالابلاگ ۰ کلیک
حضرت ضمن محکوم کردن انفجارهای سامرا فرمودند: برادر داعشی، چرا برادر کشی؟
یکی از انبوه معجزات حضرتش این بود که هر چه در ماه رمضان می خوردند و می آشامیدند روزه شان باطل نمی شد.
امام نقی (ع) فرمود: رمضان ماهى است که ابتدایش زحمت، میانه اش ضعف و پایانش مـرگ است.
یکی از فعالین حقوق زنان بر امام نقی وارد شد و پرسید: یابن رسولولا! چرا هی میخواهید فاطمه زهردار را به عنوان برترین الگوی زنان به ما بچپانید؟ مگه چه چیز خاصی داشته ایشون؟؟
امام فرمودند: وای از جهل شما. مگر نمیدانید که دختر پیامبر بوده؟
آن ملعون گفت: خب چرا ولی خودش چی داشته؟
ای نادان! همسر علی بوده ها.
اونم میدونم. خودش چیکار کرده؟
وای برتو! مادر حسن و حسین بوده اند ایشون.
بابا میدونم. چه کار خاصی رو خودش انجام داده؟
خب گویا این گفتگوی ما فایده نداره. عسگری باباجون اون ذوالنقار منو بیار این شبهات دوستان رو برطرف کنیم!..
فاطمه فاطمه است و دیگر هیچ – ص ۶۹
صبح هجدهم رمضان بود . امام در محراب در حال نماز بود که ضربتی سخت بر سرش فرود آمد. امام تقویم جیبی اش را نگاه کرد و زیر لب با تعجب فرمود: فزت و رب الکعبه. خواست نماز را ادامه دهد که ضربت دوم فرود آمد. امام با تعجب رو به آسمان کرد و گفت: فزت و رب الکعبه دیگه! خواست به سجده برود که ضربت سوم بر سرش وارد شد: امام با خشم گفت: گیردادیا رب الکعبه! اصلا میرم خونه… ناگهان ضربت چهارم وارد شد. امام داد زد: ریدم به فاز و کعبه و همه چی! چه خبره اینجا؟ سرش را که برگرداند دید ابن ملجم گوشه مسجد خوابیده و حسنین با شمشیر پلاستیکی بالای سر حضرت ایستاده اند. حضرت که قرمز شده بود گفت: مادر لای در مانده ها! چه مرگتان است؟ حسنین گفتند : قرار است ما فردا به فرق تو ضربت بزنیم و ابن ملجم بینمان قضاوت کند! حضرت همانجا به مدت ۲۴ ساعت از دین اسلام مرخصی گرفته و فردایش هم عسگری کوچولو را برای نماز به مسجد فرستادند که …
منطق الابنه – ص ۶۹
هاله نور امام کاربردهای متفاوتی داشت :
در فصل زمستان ایشان پس از استحمام هاله را روی حالت گرمکن می گذاشتند تا سینوزیت نکنند.
در هنگام جماع زیر پتو روشنایی ایجاد می کرد.
به وقت پارتی رقص نور می داد.
به عنوان چراغ اضطراری استفاده می شد.
حتی عسگری کوچولو را با آن سرگرم می کردند.
حتی مدتی معتصم امام را به عنوان چلچراغ استفاده می نمود!
یک بار امام در صحرا گیر کرده بودند که اصحاب با دیدن هاله نور حضرت به کمک شتافتند.
زمان هایی که به معراج می رفتند آنرا در حالت چشمک زن (آمبولانسی) قرار می دادند که کسی جلویشان قرار نگیرد.
ایشان در شب های طوفانی در کنار ساحل می ایستادند تا کشتی ها به صخره ها برخورد نکنند.
خفاشی در شب امام را دید و به تصور اینکه ایشان کرم شب تاب هستند، متاسفانه ایشان را خورد.
در روایات هست وقتی امام هنگام اجابت مزاج زور می زدند هاله شان پرنورتر می شد. خواجه نصیرالدین طوسی با استفاده از این اصل بدیهی توانسته بود از رصدخانه خود در بلاد پارس دوره تناوب یبوست نقی در سامرا را تا دوازده رقم اعشار محاسبه کند!
امام شب ها هاله رو می زد تو برق شارژ بشه، صبحا که از خواب پا نمی شد سوسن کاسه آب رو سر امام خالی می کرد که موجب اتصالی و بلند شدن دود از هاله می شد.
یکبار هم ایشان ماموریت شناسایی در شب در یکی از جنگ ها را بر عهده داشتند که متاسفانه به خاطر وجود هاله نور توسط دشمن دستگیر شدند.
چند بار هم صحابه در غزوات شبانه بجای منور ایشان را پرت نمودند.
یک هفته بود که سوسن با امام قهر کرده بود. امام هر شب فقط شب پره میل می کردند.
امام نقی از بین امتحانات الهی ، بیشتر به امتحان حضرت ابراهیم علاقه داشت ، طوریکه هر چند وقت یکبار زن و فرزندش را به بیابان می برد و آنها را رها میکرد و همسر جدیدی اختیار میکرد.
این کار دو حُسن داشت:یکی آنکه از غرغر زن اولی و ونگ ونگ بچه اش راحت میشد؛ دیگری آنکه با گرفتن زن جدید ، همواره تنوع در زندگی ایشان جریان داشت
قاطعیت امام در پاسخ دادن: روزی من و تعداد دیگری از اصحاب نزد امام نقی رفته بودیم. من سمت راست امام نشسته بودم که ناگهان یکی از اصحاب پرسید: «ای امام، کدام یک از ما نزد شما عزیزتر است؟» و امام قاطعانه انگشت اشاره دست خود را با سرعت و قدرت زیادی به سوی صورت من آوردند و گفتند: «این!»
از آن روز به بعد من فقط با یک چشم به زندگی خود ادامه دادم.
(خاطرات من و نقی، چَپتِر ۲)
حضرت امام نقی (نق) پس از پی بردن به توانایی مارمولک در رشد مجدد دم بعد از قطع شدن آن، ژن مربوط را استخراج فرموده و با استفاده از روش های نانو تقنولوژی آنرا به بدن حضرت عباس پیوند زد و از روی نسخه به وجود آمده، کپی های بسیاری تولید کرد و آنرا به آخوندها و مداحان کشور پارس فروخت. خاصیت این موجود جدید اینطور بود که هر سال در ماه محرم برای تعزیه خوانی دستهای این موجود را از بدن جدا میکردند ولی برای سال بعد دوباره این دستها در محل قبلی سبز میشدند. جالب اینجاست که بعد از نزدیک ۱۴۰۰ سال هنوز این موجود آنقدر طبیعی عمل میکند که شیعیان ابله را مثل روز اول به گریه میاندازد و پول سرشاری را به جیب صاحبانش سرازیر میکند.
امام نقی و تولید ثروت از علم
خدا که از کفر و روزه خواری مردم سامرا به تنگ آمده بود تصمیم گرفت عذاب خود را بر آنها نازل نماید. به نقی دستور داد یک کشتی بسازد و از هر حیوانی یک جفت را بر آن سوار کند. متاسفانه به دلیل گستردگی حوزه مسئولیت های امام ازجمله برقراری عدالت بین همسران متعدد، برگزاری هزاران رکعت نمازهای فرادا و جماعت در شبانه روز، سرکشی مداوم به بیوه زنان و ایتام سامرا، پاسخگویی به شبهات و سوالات دانشمندان و مبارزه سیاسی مداوم با خلفای ستمگر عباسی، بعد از ۴۰ سال تنها توانست یک قایق کاغذی بسازد. و خدا که نمیخواست حرفش دو تا شود، یک وان بهشتی و ماکت کاملی از سامرا و مردمش را برای منزل امام فرو…