پنجره ای رو به خانه پدری پنجره ای رو به خانه پدری جمعه ۲۱ خرداد

پنجره ای رو به خانه پدری جمعه ۲۱ خرداد

با درود فراوان حضور شما یاران و همراهان همیشگی تلویزیون ایران فردا. امروز جمعه ۲۱ خرداد ماه سال ۱۳۹۵ برنامه را با شعری از دفتر اشعار دکتر علی رضا نوریزاده آغاز میکنیم.  در ابتدای این شماره از برنامه ضمن اشاره به دشواری های روزه داری در تابستان نگاهی خواهیم داشت به ماه رمضان و اداب و رسوم این ماه در بین ملل مختلف اسلامی. در بخش بعدی شاهد نوحه خوانی آخوندی به زبان انگلیس خواهیم بود و سپس به بررسی عملکرد حوزه علمیه و مطالبی که در آنجا تحت عنوان علم فقه تدریس میشود خواهیم پرداخت. در دنباله برنامه با یک آخوند همجنسگرا آشنا خواهیم شد و سپس می پردازیم به انتشار خبرهای کذب پیرامون مرگ مهدی کروبی در رسانه های داخلی ایران. در نیمه دوم برنامه همچون همیشه سری خواهیم زد به منطقه و تازه ترین رویداهای خاورمیانه را به سمع و نظر گرامیتان خواهیم رساند. با ما همراه باشید و پنجره ای رو به خانه پدری را با دوستان و آشنایان خود نیز به اشتراک بگذارید. منتظر شنیدن نظرات شما پیرامون موضوعات مطرح شده در این برنامه هستیم.

یوتیوب دانلود فایل صوتی فایل صوتی کم حجم گوگل درایو

4 نظرات

  1. لام کار درست الان این است که آمریکا از تمام توان نظامی خود استفاده کند تا نیروهای سوریه دموکراتیک به تنهایی شهر الرقه را آزاد کنند اما این احتمال وجود دارد که امریکا به خاطر حملات فلوریدا راضی به این شود که ارتش حکومت سوریه به تنهایی شهر الرقه را ازاد کند یا شهر الرقه به دست نیروهای سوریه دموکراتیک وارتش حکومت سوریه ازاد شود که در این صورت
    که ارتش حکومت سوریه را امریکا وارد عملیات ازاد سازی شهر الرقه بکند دچار یک اشتباه بزرگ شده است
    چون مشروعیت حکومت سوریه را پذیرفته واین باعث نارضایتی کشورهای سنی منطقه میشود وبه تقویت تروریسم منجر میشود

    وامریکا توان این را دارد که کمک نظامی لازم را انجام دهد تا نیروهای سوریه دموکراتیک

    به تنهایی شهر الرقه را ازاد کند

  2. شاپور بختیار و گناه بزرگ راه دادن خمینی به ایران

    ۱۴/۰۶/۲۰۱۶ in Siāsi, Zāgros Āryān, زاگرس آریان | Tags: ایران, خمینی, شاه, شاپور بختیار, غرب | بیان دیدگاه

    محمدرضا پهلوی و شاپور بختیار

    در میهن دوستی شاپور بختیار نمی توان تردید کرد. ولی «اشتباهات» بزرگ و تاریخی او را در هنگام انقلاب شوم ۵۷ که به فروپاشی کشور انجامید را هم نمی توان نادیده گرفت و فراموش کرد:

    -پیش از شاپور بختیار، به غلامحسین صدیقی پیشنهاد تشکیل دولت داده شده بود. صدیقی به درستی دریافته بود که غرب می خواهد با فرستادن شاه به خارج از کشور، کنترل و هدایت ارتش را به دست بگیرد و از رویدادهای احتمالی همچون کودتا که می توانست برنامه های آنها را به هم بریزد پیشگیری کند. درست به همین دلیل، صدیقی پیشنهاد شاه مبنی بر تشکیل دولت را مشروط به ماندن شاه در کشور کرد و گفت در صورتی که شاه در کشور بماند، حاضر به تشکیل دولت است.

    شاپور بختیار (که احتمالا مانند خیلی های دیگر در آن زمان گول وعده و وعیدهای غرب را خورده بود) درست بر عکس صدیقی، روی این پافشاری می کرد که شاه هر چه زودتر از ایران برود! تازه آن هم در زمانی که ژنرال هویزر آمریکایی (هلندی تبار) ماموریت یافته بود تا به تهران رفته و سران ارتش را به سازشکاری با باند خمینی مجبور کند. و همان گونه که دیدیم موفق به این کار هم شد. خیانت کسانی مانند قره باغی، ناصر مقدم، فردوست ،… در تاریخ ایران به جا خواهد ماند و به این آسانی ها از خاطره تاریخ این کشور پاک نخواهد شد.

    جالب اینجاست که ناصر مقدم، رئیس ساواک که آن همه برای دیدار و سازش با آخوندها تلاش و تقلا می کرد، و حتی ارتش را زیر فشار می گذاشت تا اعلام بیطرفی کند، چند روز بعد (بامداد ۲۲ بهمن ۱۳۵۷) دستمزدش را گرفت و همان آخوندهایی که با او سنگشان را به سینه می زد، وی را گرفته و به جوخه اعدام سپردند. (سزای خیانت به کشور بهتر از این هم نمی شود!)

    آیا بختیار نمی دانست غرب به دنبال چه چیزی است؟ و متوجه نشده بود که سالیوان و هویزر با دودزه بازی هایشان چه هدفی را دنبال می کنند؟ اگر شده بود، پس پافشاری او به رفتن شاه از ایران را نمی توان به گونه ای خیانت به امنیت و منافع ملی به شمار آورد؟ و اگر متوجه نشده بود، آیا نمی توان آن را نشانه ناشایستگی او برای چنان پستی، آن هم در چنان شرایط حساسی که کشور در آن قرار داشت، دانست؟

    -شاپور بختیار فرانکوفیل بود! درست همین تعلق خاطر او به فرانسه بود که سبب شد تا وی زیر فشار (پنهان) فرانسوی ها، مبنی بر راه دادن خمینی به ایران، کمر خم کند و با راه دادن خمینی به ایران، سبب فروپاشی سیستم شود. اگر به جای هواپیمای ایرفرانس، هواپیمای دیگری خمینی را به ایران آورده بود و مهماندار فرانسوی ایر فرانس (که بعدها گفته شد مامور دستگاه اطلاعاتی فرانسه بوده است) آن گونه خمینی را همراهی نمی کرد، شاید بختیار تصمیم دیگری می گرفت.

    البته اگر در آن زمان به جای فرانکوفیلی مانند بختیار، کس دیگری بر سر کار بود که از بیگانگان (چه آمریکایی، چه انگلیسی و بویژه چه فرانسوی) نمی ترسید و پروایی به دل راه نمی داد، شاید هواپیمای حامل خمینی هرگز بر زمین پاک ایران نمی نشست و آن را آلوده نمی کرد. در هر صورت گناه تاریخی بختیار را نمی توان با نوشته های متین «روشنفکرانه» از حافظه تاریخی کشور ایران زدود.

    آنچه میکشیم از دست همین هاست! ما داریم چوب ساده انگاری، خودخواهی، ناشایستگی و نابکاری های (خیانت های؟) همین ها را می خوریم!

    اهورامزدا ایرانزمین را از دروغ، دشمن و خشکسالی نگاه دارد!

  3. آقای نوری زاده میتوانید در رابطه با این تحلیل در باره ی موقییت بختیار یک شب صحبت کنید؟ لطفن

    تیار نمی توان تردید کرد. ولی «اشتباهات» بزرگ و تاریخی او را در هنگام انقلاب شوم ۵۷ که به فروپاشی کشور انجامید را هم نمی توان نادیده گرفت و فراموش کرد:

    -پیش از شاپور بختیار، به غلامحسین صدیقی پیشنهاد تشکیل دولت داده شده بود. صدیقی به درستی دریافته بود که غرب می خواهد با فرستادن شاه به خارج از کشور، کنترل و هدایت ارتش را به دست بگیرد و از رویدادهای احتمالی همچون کودتا که می توانست برنامه های آنها را به هم بریزد پیشگیری کند. درست به همین دلیل، صدیقی پیشنهاد شاه مبنی بر تشکیل دولت را مشروط به ماندن شاه در کشور کرد و گفت در صورتی که شاه در کشور بماند، حاضر به تشکیل دولت است.

    شاپور بختیار (که احتمالا مانند خیلی های دیگر در آن زمان گول وعده و وعیدهای غرب را خورده بود) درست بر عکس صدیقی، روی این پافشاری می کرد که شاه هر چه زودتر از ایران برود! تازه آن هم در زمانی که ژنرال هویزر آمریکایی (هلندی تبار) ماموریت یافته بود تا به تهران رفته و سران ارتش را به سازشکاری با باند خمینی مجبور کند. و همان گونه که دیدیم موفق به این کار هم شد. خیانت کسانی مانند قره باغی، ناصر مقدم، فردوست ،… در تاریخ ایران به جا خواهد ماند و به این آسانی ها از خاطره تاریخ این کشور پاک نخواهد شد.

    جالب اینجاست که ناصر مقدم، رئیس ساواک که آن همه برای دیدار و سازش با آخوندها تلاش و تقلا می کرد، و حتی ارتش را زیر فشار می گذاشت تا اعلام بیطرفی کند، چند روز بعد (بامداد ۲۲ بهمن ۱۳۵۷) دستمزدش را گرفت و همان آخوندهایی که با او سنگشان را به سینه می زد، وی را گرفته و به جوخه اعدام سپردند. (سزای خیانت به کشور بهتر از این هم نمی شود!)

    آیا بختیار نمی دانست غرب به دنبال چه چیزی است؟ و متوجه نشده بود که سالیوان و هویزر با دودزه بازی هایشان چه هدفی را دنبال می کنند؟ اگر شده بود، پس پافشاری او به رفتن شاه از ایران را نمی توان به گونه ای خیانت به امنیت و منافع ملی به شمار آورد؟ و اگر متوجه نشده بود، آیا نمی توان آن را نشانه ناشایستگی او برای چنان پستی، آن هم در چنان شرایط حساسی که کشور در آن قرار داشت، دانست؟

    -شاپور بختیار فرانکوفیل بود! درست همین تعلق خاطر او به فرانسه بود که سبب شد تا وی زیر فشار (پنهان) فرانسوی ها، مبنی بر راه دادن خمینی به ایران، کمر خم کند و با راه دادن خمینی به ایران، سبب فروپاشی سیستم شود. اگر به جای هواپیمای ایرفرانس، هواپیمای دیگری خمینی را به ایران آورده بود و مهماندار فرانسوی ایر فرانس (که بعدها گفته شد مامور دستگاه اطلاعاتی فرانسه بوده است) آن گونه خمینی را همراهی نمی کرد، شاید بختیار تصمیم دیگری می گرفت.

    البته اگر در آن زمان به جای فرانکوفیلی مانند بختیار، کس دیگری بر سر کار بود که از بیگانگان (چه آمریکایی، چه انگلیسی و بویژه چه فرانسوی) نمی ترسید و پروایی به دل راه نمی داد، شاید هواپیمای حامل خمینی هرگز بر زمین پاک ایران نمی نشست و آن را آلوده نمی کرد. در هر صورت گناه تاریخی بختیار را نمی توان با نوشته های متین «روشنفکرانه» از حافظه تاریخی کشور ایران زدود.

    آنچه میکشیم از دست همین هاست! ما داریم چوب ساده انگاری، خودخواهی، ناشایستگی و نابکاری های (خیانت های؟) همین ها را می خوریم!

    اهورامزدا ایرانزمین را از دروغ، دشمن و خشکسالی نگاه دارد!

  4. آقای نوری زاده میتوانید در رابطه با این تحلیل در باره ی موقییت بختیار یک شب صحبت کنید؟ لطفن

    در میهن دوستی شاپور بختیار نمی توان تردید کرد. ولی «اشتباهات» بزرگ و تاریخی او را

    در هنگام انقلاب شوم ۵۷ که به فروپاشی کشور انجامید را هم نمی توان نادیده گرفت و فراموش کرد:

    -پیش از شاپور بختیار، به غلامحسین صدیقی پیشنهاد تشکیل دولت داده شده بود. صدیقی به درستی دریافته بود که غرب می خواهد با فرستادن شاه به خارج از کشور، کنترل و هدایت ارتش را به دست بگیرد و از رویدادهای احتمالی همچون کودتا که می توانست برنامه های آنها را به هم بریزد پیشگیری کند. درست به همین دلیل، صدیقی پیشنهاد شاه مبنی بر تشکیل دولت را مشروط به ماندن شاه در کشور کرد و گفت در صورتی که شاه در کشور بماند، حاضر به تشکیل دولت است.

    شاپور بختیار (که احتمالا مانند خیلی های دیگر در آن زمان گول وعده و وعیدهای غرب را خورده بود) درست بر عکس صدیقی، روی این پافشاری می کرد که شاه هر چه زودتر از ایران برود! تازه آن هم در زمانی که ژنرال هویزر آمریکایی (هلندی تبار) ماموریت یافته بود تا به تهران رفته و سران ارتش را به سازشکاری با باند خمینی مجبور کند. و همان گونه که دیدیم موفق به این کار هم شد. خیانت کسانی مانند قره باغی، ناصر مقدم، فردوست ،… در تاریخ ایران به جا خواهد ماند و به این آسانی ها از خاطره تاریخ این کشور پاک نخواهد شد.

    جالب اینجاست که ناصر مقدم، رئیس ساواک که آن همه برای دیدار و سازش با آخوندها تلاش و تقلا می کرد، و حتی ارتش را زیر فشار می گذاشت تا اعلام بیطرفی کند، چند روز بعد (بامداد ۲۲ بهمن ۱۳۵۷) دستمزدش را گرفت و همان آخوندهایی که با او سنگشان را به سینه می زد، وی را گرفته و به جوخه اعدام سپردند. (سزای خیانت به کشور بهتر از این هم نمی شود!)

    آیا بختیار نمی دانست غرب به دنبال چه چیزی است؟ و متوجه نشده بود که سالیوان و هویزر با دودزه بازی هایشان چه هدفی را دنبال می کنند؟ اگر شده بود، پس پافشاری او به رفتن شاه از ایران را نمی توان به گونه ای خیانت به امنیت و منافع ملی به شمار آورد؟ و اگر متوجه نشده بود، آیا نمی توان آن را نشانه ناشایستگی او برای چنان پستی، آن هم در چنان شرایط حساسی که کشور در آن قرار داشت، دانست؟

    -شاپور بختیار فرانکوفیل بود! درست همین تعلق خاطر او به فرانسه بود که سبب شد تا وی زیر فشار (پنهان) فرانسوی ها، مبنی بر راه دادن خمینی به ایران، کمر خم کند و با راه دادن خمینی به ایران، سبب فروپاشی سیستم شود. اگر به جای هواپیمای ایرفرانس، هواپیمای دیگری خمینی را به ایران آورده بود و مهماندار فرانسوی ایر فرانس (که بعدها گفته شد مامور دستگاه اطلاعاتی فرانسه بوده است) آن گونه خمینی را همراهی نمی کرد، شاید بختیار تصمیم دیگری می گرفت.

    البته اگر در آن زمان به جای فرانکوفیلی مانند بختیار، کس دیگری بر سر کار بود که از بیگانگان (چه آمریکایی، چه انگلیسی و بویژه چه فرانسوی) نمی ترسید و پروایی به دل راه نمی داد، شاید هواپیمای حامل خمینی هرگز بر زمین پاک ایران نمی نشست و آن را آلوده نمی کرد. در هر صورت گناه تاریخی بختیار را نمی توان با نوشته های متین «روشنفکرانه» از حافظه تاریخی کشور ایران زدود.

    آنچه میکشیم از دست همین هاست! ما داریم چوب ساده انگاری، خودخواهی، ناشایستگی و نابکاری های (خیانت های؟) همین ها را می خوریم!

    اهورامزدا ایرانزمین را از دروغ، دشمن و خشکسالی نگاه دارد!

امکان ثبت نظر وجود ندارد.

خروج از نسخه موبایل