«دنیا از نگاه ف.م.سخن» برنامه ای است انتقادی با چاشنی طنز. طنز این برنامه البته برای قهقهه زدن نیست بلکه برای اندیشیدن به مصائبی ست که گریبان ملت ما را گرفته است. گاه حد و مرز طنز و هجو برای برخی از طنزپردازان ما مشخص نیست و کار برای خنداندن به هر قیمت عرضه می شود که برنامه ی ما سعی می کند از این طرز فکر و شیوه ی طنز به دور باشد و طنزی وزین و فاخر متناسب با سطح فرهنگ بینندگان تلویزیون «ایران فردا» عرضه کند.
دانلود
جناب سخن شما خودت در آخر برنامه از تلفن یکی از بینندگان صحبت کرده و خواهش یا انتقاد ایشان را بیان کردی و ضمنا چقدر بدون پرده پوشی جواب انتقاد ایشان را هم تعریف کردی. راستی جواب شما انتقاد از تلویزیونهای دیگر بود و کنایه به انها که اینقدر بی شرمانه و زشت با بینندگان خودشون رفتار میگنند ؟ یا اینکه این ماهیت اصلی خودتان است یا شاید همه این حرفهائیرا که زدید جوک و برای خندیدن ما بود ؟ راستش من که متوجه نشدم،،، بهر حال اگر این بدون شک و شبه خودتون بودیدی ، خب مردم هم که مجبور نیستند که برنامه شما را ببینند. این وقتی که مردم برای دیدن یه برنامه میگذارند در واقع قیمتیست که برای ان میپردازند. تلویزیون یه چلوکبابی یا سوپ فروشی نیست که مردم برای مصرفش پول بصورت فیزیکی بدهند. حمایت از برنامه یا تلوزیون و محبوبیتش توسط مردم ارزش انرا تعیین و پرداخت میکند. حقوق شما را صاحب تلویزیون میدهد و اینشاالله که کافی باشد
جناب آیینه با سلام و آرزوى تندرستى، برنامه ى من را اگر از ابتدا تا انتها و با دقت ملاحظه کنید، خواهید دید که با زبان طنز دو گانگى میان ذهن و زبان برخى از ایرانیان را نشان مى دهد. در قسمت آخر هم من به طنز مى گویم که من انتقاد پذیرم و من انتقاد دوستم و من عاشق انتقادم و از من هر طور مى خواهید -حتى به زبان تند- انتقاد کنید، و به محض این که مورد انتقاد قرار مى گیرم و با پیشنهادى کوچک رو به رو مى شوم فورى زبان به تندى مى گشایم و زیر تمام حرف هایی که در مورد پذیرش انتقاد زده ام، مى زنم. به همین سادگى. بنابراین تحلیل هاى پیچیده و حسابگرانه براى درک سخن من لازم نیست. وقت شما هم محترم است و خیلى ممنون که لطف مى کنید برنامه مرا دنبال مى کنید. با سپاس. ف.م.سخن
جناب سخن گرامی تشکر از توضیحی که مرقوم کردید،، صد البته که شما در تشرح این دوگانگی ما ایرانیان سعی وافر فرمودید اما زبان فارسی ما دارای خصوصیتهائیست که شاید در زبانها دیگر اگر نگوئیم که وجود ندارد میتوانیم بگوئیم که کم و یا نادر است،، مثل ایهامات. اگر گوینده بافن ایهام اشنائی و سنخیت داشته باشد میتواند با یک تیر نه تنها دو نشان بلکه گاهی هم چند نشان را هدف گیری کند. دوپهلو سخن گفتن هم نوعی از ایهامات است. کاربرد دو یا چند پهلو گفتن یا ایهامات منجر به برداشت یا استنباطات متفاوت در ذهن شنونده میشود. در هر حال این سخن طنزآلود و شوخ طبعانه به قدری جدی و ایهام آلود بیان شد که بنده را باستنباط نادرست کشاند و ترس از انتقاد کردن را در ذهنم کاشت، اما با سپاس توضیحات محبت آمیز شما سبب ارامش خاطر گردید