این ۹۶ برنامه یکی بود یکی نبود است که هر چهارشنبه و شنبهها از تلویزیون ایران فردا پخش میشود.
سیستم حکومتی امروز جمهوری اسلامی ایران مرا به یاد تابلویی میاندازد که عدهای مقابل آن ایستاده اند و از هم میپرسند این باید تصویر پلنگی باشد و دیگری میگوید بیشتر به شتری شبیه است و سومی میگوید از شاخهایش بفهمید که این یک گاو است، یعنی چنان قانون اساسی و قوای مقننه ، مجریه و قضائیه به اضافه ولی فقیه و اقتدارش زندگی مردم را به هم گره زده که هیچ کس انگار نمیتواند آنرا از هم جدا کند. حرف این هفتهٔ یکی بود یکی نبود در کنار هم گذاشتن تکهها و نشانه هائیست از این سرگردانی که جدا از مسالهٔ اتمی و هسته ای امروز بحث حاکمیت بر سر اپیلاسیون خانمها است که البته گروهی از علما میگویند امام راحل از کاپیتلاسیون گفته نه اپیلاسیون. و سرانجام میرویم سراغ ادامهٔ نمایش اتلو در سرزمین عجایب که در واقع تصویری است ماندنی از تاریخ فرهنگی، سیاسی و هنری نظام حاکم که تا به امروز ادامه دارد.




با سلام خدمت شما اقای اسدالهی
چقدر خوشحالم از اینکه دوباره برنامه یکی بود یکی نبود را اغاز کردید, راستش را بخواهید تا همین هفته فکر میکردم که هنوز برنامه های تکراری دارد پخش میشود ولی امروز شک کردم چونکه دکور پشت شما برایم تازگی داشت و خلاصه ذوق زده شدم از اینکه دوباره میبینمتان.
با سپاس از برنامه های خوبی که برای ما تهیه می کنید بیژن از سوئد ۶۴ ساله
سن خود را نوشتم چونکه بد نیست بدانید که چه گروه سنی برناه را دنبال میکنند
مسعود جان به راستی مرسی از وقت و سلیقه ای که پای این برنامه ی دیدنی شنیدنی و با ارزش صرف می کنی این تلاش ها با دست خالی و رقت بارترین امکان دستاوردی بزرگ برای بقای جهان انسانی ست مستدام باشد
درود بر شما, برنامه ها تون مثل همیشه پر محتوی و دیدنی و شنیدی . آنچنان که آدم دوست داره با تمام وجودش بشنوه و ببینه , نه اینکه در آشپز خونه همزمان با درست کردن کتلت قانع به شیندن فقط یک صدا باشه !
از آغاز سفر با شما هستیم.زنگ شبانه تلفنها رو با شما میشنویم و همان هراس ودردهای مضاعف رو تجربه میکنیم , خبر از دست رفتن , گلچین شندن بزرگان کشورمان را میشنویم و از درون میسوزیم که چرا ؟
, میبینیم قطار سیاست رو که چه خالی پیش میرود. قطار زمان و پیشرفت تکنولوژی که بشر چگونه در چنگ دارد , بیرحم بودن سگ کشانی که بوئی از آدمیت نبردند, فقط نام انسان بودن رو با ننگ یدک میکشند!
مشکل کفش پاشنه بلند و قرمز میهمانان فستیوال کن!
…و چه دردناک و زیبا بود فرش قرمز گسترده در ویرانه های حاکمان جهالت, ویران کنندگان زندگان و زندگی ! راستی ان فرش قرمز را میان ان ویرانه ها زیر پای که گسترانده بودند؟ شاید زیر پای آوارگان فراری از خانه و کاشانه های مخروبه به امید روزی که باز گردند و این ویرانه کاشانه ها رو از نو بسازند !
مسعود گرامی برایتون آرزوی موفقیت و تندرستی دارم و همچون دیگر طرفدارانتان منتظر برنامه هایتان هستم !
Thank you for your
meaningful show, excellent choice of music and subjects. Othello is one of the best Theaters I’ve ever seen. I wish I could get a DVD of this priceless show.
I wish you the best.
نظرات بسته است