علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی جمهوری اسلامی، روز پنجشنبه ۲۴ مهرماه، در سفری ناگهانی و اعلامنشده قبلی به مسکو رفت و پیام علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، را به ولادیمیر پوتین، رئیسجمهوری روسیه، ابلاغ کرد. منابع رسمی در تهران تأیید کردند که او حامل «پیام ویژه رهبر انقلاب اسلامی برای رئیسجمهور روسیه» بوده است.
اگرچه محتوای این پیام اعلام نشده، اما زمانبندی و نحوه اطلاعرسانی نشان میدهد موضوع، فراتر از روابط دوجانبه تهران و مسکو بوده است. رسانههای روسی از این دیدار به عنوان «مهم و راهبردی» یاد کردند و آن را در چارچوب تحولات امنیتی خاورمیانه و بازآرایی نظم جدید جهانی تحلیل کردند.
این سفر درست چند روز پس از آن انجام شد که پوتین از انتقال پیامی از سوی اسرائیل به تهران خبر داد. رئیسجمهور روسیه در سخنانی در تاجیکستان گفته بود که «اسرائیل از طریق ما پیامی به تهران داده مبنی بر اینکه به دنبال هیچگونه رویارویی نیست و خواهان تنظیم روابط از راه دیپلماسی است». عباس عراقچی، وزیر خارجه جمهوری اسلامی، نیز در گفتوگویی تلویزیونی این پیام را تأیید کرد و گفت سفیر ایران در مسکو، پیام نتانیاهو درباره «عدم تمایل به جنگ» را از دفتر پوتین دریافت کرده است.
در چنین شرایطی، سفر لاریجانی به مسکو معنایی دوگانه پیدا میکند؛ از یک سو حامل پیام خامنهای برای کرملین، و از سوی دیگر، شاید پاسخی غیرمستقیم به پیام اسرائیل از مسیر روسیه. همزمانی این سفر با گفتوگوی طولانی تلفنی پوتین و دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، که بیش از یک ساعت به طول انجامید، گمانهها درباره نقش احتمالی مسکو بهعنوان میانجی میان تهران و واشنگتن را تقویت کرده است.
منابع غربی گزارش دادهاند که محور گفتوگوی پوتین و ترامپ، بحران خاورمیانه، جنگ غزه و تحولات انرژی بوده است. هرچند هیچ اشاره مستقیمی به ایران در بیانیه رسمی نشده، اما تطابق زمانی این دو رویداد ـ پیام تهران به پوتین و تماس پوتین با ترامپ ـ نشانهای از احتمال باز شدن کانالهای غیرمستقیم گفتوگو میان جمهوری اسلامی و آمریکا از طریق مسکو تلقی شده است.
در داخل ایران، رسانهها واکنشی محتاطانه داشتند. خبرگزاریهای رسمی تنها به انتشار خبر دیدار بسنده کردند، اما تحلیلگران و چهرههای سیاسی برداشتهای متفاوتی ارائه دادند. حشمتالله فلاحتپیشه، رئیس پیشین کمیسیون امنیت ملی مجلس، در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «ماموریت لاریجانی هر هدفی غیر از جدا کردن سرنوشت ایران از بازیهای هژمونی روسیه داشته باشد، ادامه مسیر ویرانگری است که از ۱۴۰۰ آغاز شد. پوتین در جهان بی-۲ها زندگی میکند، نه اس-۳۰۰ها.» این سخنان کنایهای به وابستگی بیش از حد تهران به مسکو بود؛ وابستگیای که بسیاری آن را پرهزینه و غیرواقعبینانه میدانند.
همزمان، روزنامههای وابسته به نهادهای امنیتی از زاویهای دیگر به ماجرا نگاه کردند. روزنامه «جوان»، نزدیک به سپاه پاسداران، نوشت: «نتانیاهو به دلیل بحرانهای داخلی، انزوای بینالمللی و شکستهای نظامی اخیر، ناچار شده از طریق پوتین پیام بدهد که خواهان درگیری با ایران نیست.» با این حال، روشن نیست که آیا سفر لاریجانی پاسخی به این پیام بوده یا تلاشی برای هماهنگیهای نظامی تازه میان تهران و مسکو.
روزنامه «فرهیختگان» در تهران نیز سفر لاریجانی را به برنامههای دفاعی جمهوری اسلامی، از جمله خرید جنگندههای سوخو-۳۵ و سامانههای پدافند اس-۴۰۰، مرتبط دانست. اما در عین حال، برخی منابع نزدیک به دولت روسیه این دیدار را «دیپلماتیکی با اهداف چندوجهی» خواندند که شامل تبادل پیامهای منطقهای و حتی احتمال انتقال غیرمستقیم پیامهایی از سوی غرب است.
همزمان با این تحولات، دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، در واشینگتن اعلام کرد که قصد دارد با پوتین در مجارستان دیدار کند تا درباره پایان دادن به جنگ اوکراین و آینده روابط با ایران گفتوگو کنند. او در همان سخنرانی خطاب به جمهوری اسلامی هشدار داد که باید «از حمایت از تروریسم دست بردارد، تهدید همسایگان را متوقف کند و اسرائیل را به رسمیت بشناسد.»
این بخش از سخنان ترامپ بار دیگر موضوعی قدیمی را زنده کرد: احتمال طرح «به رسمیت شناختن اسرائیل» از سوی جمهوری اسلامی بهعنوان راهی برای کاهش فشارهای تحریمی و آغاز گفتوگوهای جدید با غرب. منابع غیررسمی از سال گذشته گزارش داده بودند که یکی از شروط اصلی واشینگتن برای هرگونه توافق تازه با تهران، همین موضوع بوده است. اما مخالفت علی خامنهای و فرماندهان سپاه پاسداران با هرگونه تغییر در موضع ضداسرائیلی، عملاً این گزینه را به بنبست رسانده است.
در صحنه جهانی، روسیه تلاش میکند نقش خود را بهعنوان میانجی تثبیت کند، همانگونه که در بحرانهای سوریه، اوکراین و اکنون در خاورمیانه نقشآفرینی میکند. به باور برخی تحلیلگران بینالمللی، پوتین میکوشد از تنش میان تهران و واشنگتن برای افزایش نفوذ خود بهرهبرداری کند. در مقابل، برخی منابع عربی بر این باورند که مسکو واقعاً به دنبال برقراری کانالهای غیرمستقیم میان ایران و آمریکا است تا از یک بحران بزرگتر در منطقه جلوگیری کند.
سفر لاریجانی به مسکو در چنین بستری، معنای دوگانهای پیدا میکند: از یک سو نمایانگر تمایل جمهوری اسلامی برای تداوم همکاری راهبردی با روسیه، و از سوی دیگر نشانهای از تلاش پنهان برای کاهش فشارهای غرب از طریق دیپلماسی میانجیگرانه.
اما پرسش اصلی همچنان باقی است: آیا جمهوری اسلامی واقعاً آماده ورود به مسیر تفاهم با اسرائیل و کاهش تنش با غرب است؟ یا این دیدار، صرفاً گامی تاکتیکی در بازی پیچیده کرملین و تلاشی برای خرید زمان در برابر فشارهای فزاینده بینالمللی است؟
در شرایطی که خاورمیانه از جنگ غزه تا تنشهای لبنان و یمن در التهاب به سر میبرد، و آینده روابط تهران با واشنگتن و مسکو در هالهای از ابهام قرار دارد، سفر محرمانه علی لاریجانی به مسکو بیش از هر زمان دیگری اهمیت یافته است؛ سفری که شاید آغازگر فصل تازهای در روابط پنهان جمهوری اسلامی با روسیه، آمریکا و حتی اسرائیل باشد.
