مصطفی تاجزاده، زندانی سیاسی، در نامهای از زندان از سیاستهای علی خامنهای انتقاد شدید کرده و گفته است: «مسیر فعلی خامنهای، هستی ایران را به خطر میاندازد و ادامه استبداد و نظامیگری، بزرگترین اشتباه حکومت خواهد بود.»
تاجزاده مینویسد شکستهای سنگین منطقهای، افزایش مستمر قیمت کالاها، بازگشت قطعنامههای شورای امنیت و الزامیشدن دوباره تحریمها برای همه دولتها، در کنار تهدیدهای اسرائیل، ایران را که گرفتار بحرانهای متعدد است به وضعیت «نه جنگ، نه صلح» کشانده است. وضعیتی که به گفته او ضد تولید است و به رکود و بیکاری گسترده دامن میزند. تاجزاده نوشته است در چنین شرایطی که حاکمیت قادر به ترسیم افق روشنی نیست و یأس و استیصال فراگیر شده، رهبر جمهوری اسلامی که اغلب پیشبینیهای استراتژیکش اشتباه از آب درآمده، تنها دو راه پیش رو دارد.
به نوشته تاجزاده، نخستین راه، استمرار همان سیاستهای غلطی است که تاکنون فقر، جنگ و تحریم را برای ملت به ارمغان آورده است، با استبداد بیشتر، نظامیگری بیشتر و طلبکاری بیشتر؛ مسیری که نتیجهای جز بیدولتی و هرجومرج نخواهد داشت.
او در ادامه تأکید میکند که راه دوم، پذیرش خطاها و ناکامیها و دراز کردن دست استمداد به سوی مردم است، آنهم با تجدیدنظر اساسی در هر سه زمینه ساختاری، سیاستی و مدیریتی.
تاجزاده مینویسد اعدامهای غیرقانونی، عجولانه و مشکوک، در کنار احضار فعالان سیاسی قانونگرا و خشونتپرهیز از یکسو، و تأکید بر پایان دیپلماسی و ضرورت ساخت سلاح هستهای از سوی دیگر ـ آن هم در شرایطی که فردو، نطنز و اراک بمباران شدهاند ـ همه نشان میدهد که گرایش رهبر و منصوبانش بهوضوح به سمت گزینه اول است.
او نوشته است که منظور رهبر جمهوری اسلامی از «لزوم مقابله با برهمزنندگان امنیت روانی جامعه» در عمل چیزی جز ایجاد تنگناها و محدودیتهای جدید برای منتقدان نیست. تاجزاده هشدار میدهد به زبان بازجوها، این سخنان در واقع «کد» تازهای برای بگیر و ببندها و اعدامها به دست مأموران داده است. او تأکید میکند: امیدوارم سکوت ۱۲ روزه مردم در ایام جنگ، رهبر را دچار توهم نکرده باشد که میتواند همچنان با اتکا به ایجاد ترس حکم براند و تصور کند جامعه منفعل باقی خواهد ماند.
تاجزاده مینویسد مسئله استراتژیک امروز این است که اجازه داده نشود علی خامنهای که با راهبرد «نه جنگ، نه مذاکره» کشور را در تعلیق نگه داشته و با تداوم تحریمها فرصت حل مشکلات را از جامعه گرفته، مرتکب بزرگترین و شاید آخرین اشتباه خود شود. اشتباهی که میتواند به نام دفاع از حقوق هستهای، هستی ایران را به مخاطره اندازد و مسیری را رقم بزند که نه از تاک نشانی باقی بماند و نه از تاکنشان.
این زندانی سیاسی در پایان نوشته است: «بهزودی تحلیلی مستقل از اوضاع و احوال کشور، همراه با پیشنهادهایی برای خروج از بحران ارائه خواهم کرد تا با بحث و نقد آن بتوان به اجماعی ملی رسید و مشکلات را پشت سر گذاشت.»
این نامه که از زندان اوین منتشر شده، بازتابی است از یکی از جدیترین نقدهای داخلی به سیاستهای رهبر جمهوری اسلامی و هشداری روشن درباره سرنوشت ایران در صورت ادامه این مسیر.
