عباس عراقچی وزیر خارجه جمهوری اسلامی، روز سهشنبه ۳۰ بهمن ۱۴۰۳ در «کنفرانس تاریخ روابط خارجی ایران» که با موضوع کریدورهای آبی و خلیج فارس برگزار شد، گفت: جمهوری اسلامی ایران با داشتن بیشترین خطوط مرزی با خلیج فارس و تسلط بر تنگه هرمز
واجد نقش بی بدیلی در حفظ ثبات و امنیت این پهنه آبی و مناطق پیرامونی آن بوده و لذا از همان روزهای اول تشکیل خود، با فهم دقیق از اهمیت راهبردی خلیج فارس برای ایران و منطقه و از طرف دیگر با شناخت عمیق از نقش مخرب حضور و رقابت قدرت های خارجی شرقی و غربی، راهبرد تامین امنیت حداکثری بومی را در دستور کار خود قرار داد و در همین چارچوب و به رغم همه فشارها تلاش نموده در چارچوب دکترین امنیتی خود تامین کننده ثبات و امنیت پایدار و آزادی کشتیرانی در خلیج فارس باشد. شاهد مهم آن نیز نقش ممتاز ایران در حفظ امنیت انرژی
در کوران جنگ های اول و دوم خلیج فارس است.
وی ادامه داد: البته و متاسفانه، به رغم سیاست های اصولی تهران، برخی قدرت های فرامنطقه ای برای تامین منافع نامشروع خود تلاش حداکثری نموده اند که خلیج فارس را کانون بحران و منازعه کنند. درهمین راستا دهه هاست تلاش می نمایند با نظامی کردن منطقه و فروش و انباشت میلیاردها دلار سلاح، این پهنه آبی را در یک تنش دائمی نگاه داشته و مسیر همکاری و همزیستی مسالمتآمیز ملل و کشورهای منطقه را مسدود نمایند.
عراقچی گفت: سیاست خصمانه حذف جمهوری اسلامی ایران از هرگونه ترتیبات منطقه ای و یا جنگ تمام عیار اقتصادی که از طریق تحریم های غیرقانونی بر علیه ملت بزرگ ایران براه انداخته اند تنها گوشهای از این تلاش چند دهه ای قدرت های فرامنطقه ای به رهبری ایالات متحده است.
عباس عراقچی، وزیر خارجه جمهوری اسلامی گفت: «امنیت در خلیج فارس یک مفهوم یکپارچه است، همه از امنیت باید برخوردار باشند و در غیر این صورت امنیت برای هیچکس وجود نخواهد داشت.»
اولتیماتوم علی خامنهای به مقامات جمهوری اسلامی در مورد «مذاکره نکردن با آمریکا» احتمال شدت گرفتن تنشهای در منطقه را افزایش داده است، به ویژه آنکه دونالد ترامپ با صراحت ااعلام کرد که اگر توافق صورت نگیرد گزینه بعدی «بمباران» تأسیسات اتمی جمهوری اسلامی خواهد بود.
همزمان عبدالرحیم موسوی فرمانده ارتش جمهوری اسلامی در نشستی با عنوان «مهدویت و امنیت» مدعی شد «ارتش خود را برای اجرای فرمان رهبری بهروز کرده و آماده هرگونه اقدامی هستیم.»
این سخنان در حالی مطرح میشود که مارکو روبیو وزیر خارجه آمریکا در سفر اخیر خود به منطقه با مقامات اسرائیلی دیدار کرده است. بنیامین نتانیاهو نخستوزیر اسرائیل در نشست خبری مشترک با روبیو در ۱۶ فوریه برابر با ۲۸ بهمن اظهار داشت: «شکی ندارم که با حمایت ترامپ، کار جمهوری اسلامی را یکسره میکنیم.»
برخی تحلیلها حاکی از آن است که ایالات متحده در راستای سیاست «به صفر رساندن فروش نفت ایران» نظارت بر نقل و انتقال نفت ایران از طریق «ناوگان شبح» را تشدید خواهد کرد. در دولت اول ترامپ، علاوه بر نهادهای اطلاعاتی و مراکز مطالعاتی، نیروی دریایی ارتش آمریکا نیز عملیات انتقال نفت ایران را رصد میکرد. در این زمینه، برخی متحدان واشنگتن از جمله اسرائیل نیز همکاری داشتند.
دونالد ترامپ یک هفته پس از بازگشت به کاخ سفید، به سه وزارتخانه کلیدی دولت خود شامل وزارت خارجه، وزارت خزانهداری و وزارت دفاع، مأموریت داده است تا فشار حداکثری علیه حکومت ایران را افزایش دهند. در همین راستا اسکات بسنت وزیر خزانهداری آمریکا اعلام کرده که هدف این کشور کاهش صادرات نفت ایران از ۱/۵ میلیون بشکه در روز به کمتر از ۱۰۰ هزار بشکه است.
حسین سلامی فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، ۱۷ شهریور ۱۴۰۳، در جمع فرماندهان «قرارگاه خاتمالانبیاء» سپاه از حملات به نفتکشهای ایرانی پرده برداشت. وی گفته بود، «۱۴ فروند کشتی ما در دریای سرخ و مدیترانه هدف حمله قرار گرفتند. در ابتدا نمیدانستیم چه کشوری پشت این حملات است، اما در نهایت مشخص شد که رژیم صهیونیستی با روشهایی مرموز و مبهم، کشتیهای ایران را در این آبراههای راهبردی هدف قرار داده است.»
سیاست «فشار حداکثری» آمریکا، به ویژه در حوزه کاهش فروش نفت ایجاب میکند که نظارت و ممانعت از صادرات نفت ایران تشدید شود.
مقامات جمهوری اسلامی میگویند برای همه سناریوها پیشبینی لازم را کردهاند. تغییر مسیرهای دریایی، انتقال نفت به صورت کشتی به کشتی، خاموش کردن سیستم موقعیتیاب کشتیها، جعل سند و ارسال اطلاعات غلط در مورد نفتکشها و توقیف کشتیهای خارجی و گروکانگیری خدمه آن، راههایی هستند که رژیم ایران برای انتقال نفت خود آزموده است. با این حال، با توجه به فناوریهای پیشرفته اطلاعاتی و ماهوارهای که آمریکا و اسرائیل در اختیار دارند، احتمالاً این بازی پرریسک همچنان ادامه خواهد داشت.
