برنامه ۸۸ از ` یکی بود، یکی نبود ` که هر شنبه و چهارشنبه از تلویزیون ایران فردا پخش میشود .
به سالی تازه رسیدیم سال ۲۰۱۵ میلادی که سال مهاجران همه دنیا هم هست ، حتی در کشورهای اسلامی هم تصاویری از حضور این جشن سال نو دیده میشود . اما اینجا در آمریکا دهها هزار ایرانی در این تعطیلات به لاس وگاس ، شهر همیشه روشن، شهر قمار و گناه و تفریح میروند برای دیدن کنسرتهای ایرانی که امسال دور از حادثه نبود . از تهران هم بی خبر نیستیم ، تظاهرات در مقابل زندان اوین ، و سر زدن به کوچههای تاریک و سرد زمستانی که با بچههایی روبرو میشویم که سعی میکنند حداقل خرج خانواده را پیدا کنند. و میرویم سراغ یک سینماگر قدیمی که بعد از انقلاب همه عمرش ممنوع الکار شد ، سالهایی که اورا ۳۷ سال پیرتر کرد ، از استاد نصرت کریمی میگویم…






همیشه صدا باشی بمانی برای ایرانی مسعود جان
Parvin Khosravi
با درود به شما , بلاخره موفق به دیدن برنامه پر بارتان شدم , هم شاد شدم هم گریستم , برای چیزهای از دست رفته , برای ایران برباد رفته , برای ادب و رسوم و فرهنگمان که تنها جای پائی کم رنگ از او به جا مانده ,اون صداقتهای گذشته, شادیهای مردمی, حتی برای غمها ….غمها هم رنگ دیگه ی داشت!
مسعود گرامی پاینده باشی که چهارشنبه هایمان را با برنامه ات و سخنان دلنشینت حال و هوای دیگری میبخشی!
سال ۲۰۱۵ را پیشاپیش , با آرزوی تندرستی و موفقیت به شما شادباش میگم!
پروین
Mahindokht Bastani
معرکه بود , حسن انتخاب موسیقی ها , اشعار , و مطالب جذاب و گیرا مثل همیشه بلکه هر برنامه پر بار تر از قبل , برقرار و مانا باشی مسعود عزیز و نازنین
درود بر شما
من اولین باری که اتفاقی بر نامه ی شما را دیدم خیلی جذبش شدم و از آن زمان تا کنون همیشه منتظر برنامه های خوب و پرمحتوا و صمیمی شما هستم. دومین برنا مه شما در سال نو را دیدم که شما بار دیگر از گذشته ها و یاد خوشیها گفتید .من که زنگیم کاملا بر عکس شما بوده یعنی تا حدود ۱۸سالگی در چنگال مادر بسیار مذهبی طالبانیست خود بودم و بعد از ازدواج سال نحس ۵۷و آن بدبختیها شروع شد خواستم شما را بهتر درک کنم و خودم مثالی برای خود زدم گفتم این آقای کارگردان با استعدادو بقیه ی افراد نظیر او مانند آن نان سنگک خشخاشی داغند که فورا در فریزر بگذاری و هر وقت خواستی بخوری حتی بعد از مدتها کا فیست کمی آن را داغ کنی نان تروتازه میشه انگار همین حالا از تنور در آورده ای. اما من و امثال من نا نی هستیم در گوشه ای یا میان سفره ای مانده خشک شده و حتی کفک زده حال اگر داغش کنی همان نان خشک وبیات است. شما در اوج جوانی موفقیت شهرت ودلخوشی از کشورتان رفتید و هر و قت یاد گذشته می افتید آن دوران در ذهن شما مجسم میشود.
و ما تنها دلخوشی مان این است که خوشی های شما را بشنویم و امیدوار شویم که بزودی ورق برگردد .بقول حافظ
رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند/چنان نماند و چنین نیز هم نخواهد ماند
در ضمن من قبلا برایتان ایمل فرستادم نمیدانم رسید یا نه.
اگر این نامه را دریافت کردید لطفا یه جواب بدید حتی یک جمله چون خیلی صحبت باشما دارم . راجع به خودتان فیلمهایتان و موارد دیگر.
سال نو مبارک
ارادتمند شما
سارا
همیشه شما را دوست داشته ام . چند ماه پیش تازه فهمیدم که در تلوزیون ایران فردا برنامه دارید. نگاه کردم و شروع کردم به دین برنامه های قبلی و تا بحال همه آنها را از روی آرشیو دیده ام. اما از اینکه مدت سه ماه طولانی شما را نخواهیم داشت بسیار بسیار متاسفم . بشما عادت کرده ام و هر هفته منتظر برنامه تازه شما هستم. کاشکی اینطور نمیشد و شما را همواره و هر هفته داشتیم. مسعود عزیز شما یک ایرانی و یک هنرمند دوست داشتنی هستید که آدم میتونه به داشتنش بعنوان ایرانی فخر بفروشه و بقول معروف پز بده. آز آقای نوری زاده انتظار درایم که ما را از داشتن شما محروم نکنه.
نظرات بسته است