همزمان با تأکید فعالان مدنی و سیاسی بر تحریم «انتخابات» حکومتی، جمعی از کارگران شرکت نیشکر هفت تپه با درخواست برای تحریم «انتخابات غیرآزاد و گزینشی» اعلام کردند به «عاملان بیحرمتی و سرکوب در دهههای مختلف» رای نخواهند داد.
به گزارش کانال تلگرامی هفت تپه، کاگران شرکت نیشکر هفت تپه در بیانیهای تصریح کردند: «هر دولتی با هر اسمی آمده وضعیت را وخیمتر کرده است. همه این کاندیداها امتحان پس دادند و رفوزه شدند.»
امضاکنندگان بیانیه با بدیهی دانستن تحریم انتخاباتی، سوال کردند: «به کی رای بدهیم؟ به مدافعان بازار آزاد و خصوصی سازی؟ به مدافعان واگذاری اموال عمومی و صندوق بیمه و بازنشستگی به قماربازان بورس؟ به افزایش سن بازنشستگی؟ به مسببین فقر و نداری و گرانی؟ به عاملان بی حرمتی و سرکوب در دهههای مختلف؟»
کارگران هفت تپه در بخش دیگری از این بیانیه با تشریح شرایط ناعادلانه کارگران و گسترش فقر فزاینده، هشدار دادند که «مسئول و مسبب این اوضاع دولت و کارفرمایان و سرمایهداران گردن کلفتی هستند که به چهاردرصدیها معروفند و نودوشش درصد بقیه باید در خدمت اینان باشند.»
این بیانیه با اعلام شرایط معیشتی و «دست و پنجه نرم کردن کارگران با مرگ برای زنده ماندن» تاکید میکند: «دولت و قانون هم منافع همین سرمایهداران را پاسداری میکند و گرنه چرا بهجای اختلاسگران و جنایتکاران و دزدهای اموال جامعه، کارگر و معلم و زن و مرد و جوان و دانشجو و انسان معترض در زندانها می پوسند؟»
در همین رابطه امجد امینی، پدر مهسا امینی، اعلام کرد او و خانوادهاش «مبلغ کاندیدای خاصی» نیستند «و به تحقق عدالت در آینده چندان امیدی» ندارند.
آقای امینی روز پنجشنبه ۱۴ تیر در یک استوری اینستاگرامی نوشت او و خانوادهاش «دارای استقلال نظر» هستند و «موضع بنیادین» دارند.
پیش از این شماری از دادخواهان با انتشار متنهای مشابه در شبکههای اجتماعی ایکس و اینستاگرام، با تأکید بر تحریم «انتخابات» حکومتی، با استفاده از هشتگ «اقلیت خائن» از عموم ایرانیان خواستند تا در رأیگیری جمهوری اسلامی برای تعیین جانشین رئیسی شرکت نکنند.
اعضای خانوادههای دادخواه که عزیزانشان در جریان سرکوب دورههای مختلف اعتراضات سراسری ایران در سالهای گذشته کشته شدهاند و یا توسط جمهوری اسلامی اعدام شدهاند، روز چهارشنبه ۱۳ تیر مطالب مشابهی را در رسانههای اجتماعی منتشر کردند و با استفاده از یک هشتگ مشترک از برخی موضعگیریها درباره «انتخابات» حکومتی بهشدت انتقاد کردند.
فاطمه حیدری، خواهر دادخواه جواد حیدری که در سرکوب اعتراضات قزوین در سال ۱۴۰۱ کشته شد، یکی از دادخواهانی است که در ایکس نوشت: «اگر چه رسانه و بودجه نداریم، اما به این اقلیت خائن، اجازه نمیدهیم صدای پوشالیشان بلندتر از ما، اکثریت مردم ایران، باشد.»
شبنم اسکندری، خواهر دادخواه محمدرضا اسکندری از کشتهشدگان اعتراضات سراسری ۱۴۰۱هم با شرح آخرین لحظات زندگی برادرش، خطاب به حامیان شرکت در رأیگیری جمهوری اسلامی برای جانشینی رئیسی، گفت: «در گوشه خیابان با گلوله جنگی زدندش؛ زیر گلولهباران حتی کسی نمیتوانست برساندش درمانگاه»؛ «صحبت از چه میکنید ای اقلیت خائن؟»
همچنین سعید افکاری، برادر دادخواه نوید افکاری کشتیگیر معترض که در ارتباط با اعتراضات سال ۱۳۹۸ توسط جمهوری اسلامی اعدام شد، در این رابطه چند متن در ایکس منتشر کرد؛ او در یکی از این نوشتهها تأکید کرد: «حرفها گفته شده. خونها ریخته شده. دزدیها و جنایتها بر همه آشکار است. این اقلیت، خائن هستند، نه فریبخورده.»
آقای افکاری همچنین گفت: «آن که رأی میدهد به اندازه خامنهای دستش به خون برادر بیگناه من آلوده است. خون نوید، خون امین، خون شاهین، خون کیان، خون جواد، خونهایی که این سالها ریخته شده، دودمانتان را به باد میدهد.»
طاهره باجروانی، همسر دادخواه علی فتوحی از کشتهشدگان سرکوب اعتراضات سراسری آبان ۹۸ نیز، با نام بردن از نیکا شاکرمی، سارینا اسماعیلزاده، و اسرا پناهی، سه تن از جانباختگان اعتراضات ۱۴۰۱، نوشت: «دختران ایران را میکشند، کتک میزنند، زندانی میکنند، تجاوز میکنند، بعد شما اقلیت خائن میروید توی صف رأی؟»
در ادامه تحریمها، عزیز قاسمزاده و اسماعیل عبدی دو فعال صنفی معلمان روز ۱۳ تیرماه در بیانیهای تاکید کردند که «انتخابات» زمین بازی فعالین صنفی و مدنی نیست.
این دو که پیشتر به علت انتقاد و مخالفت با سیاستهای جمهوری اسلامی زندانی شدهاند در این بیانیه خاطرنشان کردند:«تصور اصلاح به شیوههای معمول و مرسوم، در ساختار کنونی به امتناع ذاتی تبدیل شده و شاید تنها دفع افسد به فساد واقعبینانهترین نتیجه چنین انتخابی باشد که اخلاقا و عرفا و شرعا نمیتوان از چنین نتیجهای دفاع کرد.»
آنها در بیانیه خود با بیان اینکه «ناامیدی و استیصال» بدیهیترین نتیجهی رکود اجتماعی است تاکید کردند که برخوردهای سنگین امنیتی و قضایی با اقشار مختلف مردم از فرودستان و تهیدستان تا کارگران و معلمان از جوانان و زنان تا روشنفکران و هنرمندان و نویسندگان موجب شده که دیگر هیچ امیدی به «روزنه گشایی» وجود نداشته باشد.
عزیز قاسمزاده و اسماعیل عبدی در بیانیه خود افزودند:«ما به تک تک کسانی که تصور میکنند با حضور در انتخابات میتوانند تغییری رقم بزنند، به ویژه همکاران معلممان، احترام میگذاریم اما خطاب به همه معلمان شریف و آگاه میگوییم، دستاوردهای اجتماعی که از مشروطه تا امروز کسب شده، نتیجهی فعل و انفعالات درون جامعه بوده است، نه هدیهی دولت ها و حاکمیت های گوناگون.»
این دو معلم مورد غضب جمهوری اسلامی همچنین با اشاره به «روزهای اوج جنبش معلمان» و «پیوند مدرسه و جامعه» گفتند:«آن ظرفیت بزرگ، آن توان بزرگ در همبستگی باید در متن جامعه، در کلاسهای درس، در میان مردم کوچه و بازار، هزینه شود، نه در ستادهای انتخاباتی آقایان پزشکیان یا جلیلی.»
همچنین امیرسالار داودی، وکیل محبوس در زندان اوین، روز پنجشنبه ۱۴ تیر در نامهای از زندان، انتخابات را «انتصابات» خواند و گفت در آن شرکت نکرده و نخواهد کرد.
او در پیام خود تاکید کرد: «نظام جمهوری اسلامی تا به امروز نشان داد خطی به جز دروغ و فریبکاری را طی نمیکند.»
داودی از بزنگاهی گفت که میان «به اصطلاح روشنفکران و داعیهداران تغییرات بنیادین، میان انتخاب کردن و نکردن جدل افتاده است» و ادامه داد: «من راهی را خواهم رفت که از ابتدا به دلیلش حکم گرفتم و محبوسم و آن چیزی نیست جز تغییر کل نظام و حاکمیت با تکیه بر قدرت مردم.»
سپیده قلیان، یکی دیگر از زندانیان سیاسی با انتشار پیامی از اوین، «رای ندادن» را در شرایط کنونی، «نوعی از مقاومت مدنی» خواند که به نبود مکانیسمهای دموکراتیک اعتراض میکند.
او شرکت در انتخابات نمایشی جمهوری اسلامی را فرصتی برای حکومت دانست تا تصاویر مشارکت را به عنوان «چهرهای از مشروعیت جعلی خود» به ویژه در مجامع بینالمللی به نمایش بگذارد.
این زندانی سیاسی تاکید کرد جمهوری اسلامی پس از سرکوبهای شدید و خونین مانند آنچه در جنبش «زن، زندگی، آزادی» گذشت، به دنبال مشروعیت جهانی است و برای همین پیام مهم تحریمکنندگان به جامعه جهانی درباره وضعیت اسفبار سیاسی و اجتماعی ایران، اهمیت ویژهای دارد. قلیان پیام خود را با امید به «سرنگونی جمهوری اسلامی» تمام کرد.
ابوالفضل قدیانی، زندانی سیاسی پیشین هم، با بیان اینکه «گرهگشای کار این مرز و بوم، تغییر نظام استبداد دینی حاکم بر ایران به نظام جمهوری دمکراتیک سکولار با ایستادگی از طریق مقاومت مدنی و سیاسی است»، اعلام کرد: «من در مرحله دوم این نمایش انتخاباتی نیز بر تحریم اصرار میورزم.»
فرهاد میثمی، فعال مدنی و زندانی سیاسی پیشین نیز، شامگاه چهارشنبه ۱۲ تیر با انتشار پستی در اینستاگرام، خبر شرکت خود در انتخابات را «سراسر کذب» خواند.
او نوشت: «من خود زنده و قادر به ابراز نظر و موضع هستم و نیاز به وکیل و وصی در چنین امر خطیری ندارم.»
واکنش میثمی به انتشار خبری درباره شرکتش در انتخابات ریاستجمهوری از سوی شماری از فعالان سیاسی اصلاحطلب مانند محمدرضا جلاییپور بود.
این فعال مدنی از این موضوع ابراز تاسف کرد و از منتشرکنندگان این «خبر مطلقا کذب» خواست فورا برای تکذیب و اصلاح آن اقدام کنند.
مطهره گونهای، دانشجوی تبعیدی و از بازداشتشدگان اعتراضات سراسری هم با تاکید بر اینکه رای نمیدهد، در ایکس نوشت: «چون برای فردای بهتر، خط قرمز من کرامت انسانی و دفاع از حقوق شهروندی است نه منویات رهبری و مشی جمهوری اسلامی.»
او خطاب به مسعود پزشکیان، نماینده اصلاحطلبان گفت: «ای کاش خط قرمزتان، نه سیاستهای مستبدانه نظام و رهبری، که کرامت انسانی بود.»
گونهای تاکید کرد «فردای روشن» را مردمی میسازند که دیگر «دل در گروی این حکومت» ندارند.
دبیر سیاسی پیشین انجمن اسلامی دانشگاه تهران روز چهارشنبه ۱۲ تیر و ساعاتی پیش از انتشار این نامه سرگشاده، اعلام کرد به اتهام «فعالیت تبلیغی علیه نظام به نفع رسانههای ضد انقلاب» به یک سال حبس تعزیری محکوم شده است.
گونهای گفت مصداق اتهامش، «اعتراض به حکم اعدام توماج صالحی» و سایر نوشتههایش بوده است.
بنا بر آمارهای حکومتی، اکثریت قاطع ایرانیان در دور نخست انتخابات برای تعیین جانشین رئیسی که مخالفان آن را با عنوانهایی از جمله «سیرک انتخابات» و «انتصابات نمایشی» توصیف میکنند، شرکت نکردند.
مخالفان میگویند میان نامزدهای مدنظر جمهوری اسلامی از هر دو شاخه اصلاحطلب و اصولگرا «فرقی نیست» و برخی شرکت در انتخابات حکومتی را «رأی به کشتار و سرکوب بیشتر» قلمداد میکنند.
دور دوم رأیگیری میان دو نامزد مدنظر جمهوری اسلامی برای جانشینی ابراهیم رئیسی روز جمعه ۱۵ تیر برگزار میشود.
