سر تیتر خبرها هراس از جنگ میان ایران و آمریکا در جامعه جهانی و درون...

هراس از جنگ میان ایران و آمریکا در جامعه جهانی و درون کشور

با بالاگرفتن چالشها در منطقه هراس و اضطراب از وقوع جنگی میان ایران و امریکا در اروپا و نیز درون جامعه ایران بالا گرفته است .در اروپا کارشناسان سیاسی معتقدند که همان جور که حملۀ تروریستی القاعده به برج‌های دوقلوی نیویورک در یازدهم سپتامبر سال ۲۰۰۱، جریان تاریخ را دگرگون کرد. واقعه حمله تروریستی هفتم اکتبر حماس به اسرائیل نیز چنین موقعیتی دارد . هردو جنگ باعث ورود امریکا به جنگی گسترده شد. واشنگتن در ان زمان تصور می‌کرد که از این طریق، ترکیب سیاسی تمامی منطقه را تغییر خواهد داد و خاورمیانۀ بزرگ و دموکراتیک را پایه‌ریزی خواهد کرد. حرکت آمریکا از جنگ تحمیلی به سوی جنگ خودخواسته با مخالفت کشورهایی چون فرانسه و آلمان مواجه گشت و در نهایت واشنگتن بدون تأیید سازمان ملل و به تنهایی به جنگ افغانستان رفت اکنون نیزنداشتن چشم انداز میتواند خطر ساز باشد که در گیری گسترده میان ایران و امریکا که مهمترین درگیری جهانی خواهد شد بخشی از این عدم دور اندیشی است. همانطور که عدم دوراندیشی و نوع رفتار آمریکا در افغانستان سلسله جنگ‌های بی‌پایانی را به دنبال داشت که برای ایالات متحده، بعد از زیان‌ها و تلفات سنگین، سرانجام با فتح دوبارۀ کابل توسط طالبان پایان یافت. اکنون نیز میتواند چنین امری تکرار شود . و جنگ با ایران بسیار میتواند خطرناک باشد در این میان رفتار اسراییل در تداوم اشغال غزه میتواندبحران ساز شود . زیرا آمریکا دارای منابع و ذخائر عظیمی است که اسرائیل برای پرداخت بهای اشتباهاتش در اختیار ندارد.
اما در جامعه ایران نیز این هراس یه چشم میخورد در گزارشهای رسانه ای ایران امده که با افزایش تنش برخی مردم بر این عقیده اند که کشور هر لحظه وارد جنگ می شود. در کوچه و بازار حرف از جنگ، قحطی و آوارگی است. چه بسا این روزها با افزایش قیمت ارز زنگ خطری را برای مردم به صدا درآورده است. چیزی که این روزها دامان مردم را گرفته، استرس و اضطراب وقوع احتمالی جنگ در کشور است، جامعه ایران خاطره جنگ با عراق را در حافظه دارد براساس گزارش ها پنج میلیون ایرانی در جنگ تحمیلی شرکت داشته اند که ۱۹۰ هزار نفر کشته و ۶۷۲ هزار نفر مجروح شده اند.. به عقیده روانشناسان اینکه جامعه شاهد تنش های میان ایران با کشورهای دیگر است، اضطراب انتظار حادثه دارد که درد بزرگی است و کمتر از خود فاجعه نیســت.. در جامعه ای که هر روز با اخبار منفی ازجمله نوسانات ارزی، فسادهای اداری و غیره روبه رو است، اما همچنان با اشتیاق به دنبال یک زندگی معمولی پیش می رود برافراختن پرچم جنــگ به نوعی یک ضربه کاری برای جامعه ای است که می خواهد کمر راست کند برای ادامه زندگی. در کشوری که هنوز آسیب دیدگان جنگ حضور دارند و جامعه تا به امروز زخم انها را ترمیم نکرده، وقوع جنگ دوباره فاجعه آفرین است.
پژوهش جهانی در ســال ۲۰۱۵ نشان داد که ارتباط مستقیم بین جنگ و اختالالت روانی مانند افسردگی و اضطراب وجود دارد. بیشتر افرادی که در معرض حوادث جنگی و خشونت های بالقوه قرار گرفته اند، به نوعی به پریشانی روانشناختی دچار شده اند. یافته های پژوهش های متخصصان نشان میدهد که که ۲۰-۱۵ درصــد از جمعیت ، دچار اختالالت روانی خفیف تا متوسط، مانند افسردگی، اضطراب و اختالالت استرس پس از سانحه می شوند و ۴،۳ درصد دچار اختالالت روانی شدید، مانند روان پریشی، افسردگی و اضطراب ناتوان کننده شده اند که بر توانایی عملکرد و زنده ماندن آنها تاثیر می گذارد.
مشکل این است که مقامات جمهوری اسلامی حنگ را مایه رستگاری میدانند اما نباید فراموش کرد که جنگ، تحقیر انسانیت، آینده، گذشته، خانه و تقریبا تحقیر همه چیز یک انسان است، زیرا افراد در جنگ همه دارایی مادی و معنوی خود را از دست می دهند.
به نظر میرسد حکومت از شبح جنگ میخواهد مشکلاتش از جمله انتخابات و سرکوب مخالفان را به پیش ببرد و بجای انکه مردم شاهد بیان اطمینان بخشی کسانی که تصمیمات آنها کارساز است که میتواند برای انسجام روان مردم حائز اهمیت است. باشد، ما با شعارهای جنگی و تنش افرین روبرو هستیم.

خروج از نسخه موبایل