مهر شيد ۴ مهر ۲۵۴۹
يکی از ترفند های فروش تسليحات اين است که با همان اسلحه فروخته شده مورد اصابت گلوله قرار نگيری.
به آسانی میتوان گفت بشر قرن بيست و يکم در روی پوکه های گلوله، تفنگ، هفت تير، توپ و تانک و خمپاره ويا در روی بمب های منفجر نشده و انبار شده اتمی که درحال کهنه شدن هستند، ويا بمب های ناپالم وشيميایی ايستاده است.
داستان فروش تسليحات به نخستين روزی که ساخته شد برميگردد. اسلحه چه در اتريش، آلمان، فرانسه، روسيه، آمريکا ويا چين و انگلستان ساخته شده باشد، نمیتواند فقط برای مصرف داخلی باشد.
در دوران پيش از جنگ اول و دوم جهانی ميزان فروش تسليحات به دليل محدود بودن توليد، به مصرف داخلی کشور ها محدود میشد ولی پس از جنگ جهانی دوم صادرات و حتا تحميل خريد تسليحات رواج پيدا کرد.
پس از استقرار حکومت کومونيستی در روسيه شوروی، به دليل اختلاف بزرگی که با غرب داشت، برخورد منافع جغرافيایی و سياسی در يک دوران جنگ سرد هر يک از کشور های باختری به ويژه، چين، فرانسه، آمريکا و انگلستان را در يک مسابقه بزرگ تسليحاتی قرار دارند و هرکدام انبار های خود را با ساخت تسليحات سری وآشکار پرکردند.
گرچه بارها گفتگوهای محدود کردن تسليحات بين آمريکا و روسيه ميزان زيادی از اين انبارها راکاهش داد ولی اين ظاهر قضيه بود. هرگز نتيجه اين مذاکرات به خبرگزاری ها داده نمیشود و جزييات چگونگی کاهش تسليحات را به مردم عادی نگفته اند، ولی فيلم و عکس های خوردن همبرگر دو رهبر کشور را با آب و تاب به شما نشان میدهند.
نوشته پيش رو تا حدی به چگونگی کاهش تسليحات و يا جايگزينی آن میپردازد.
آمريکا پس از فارغ شدن از جنگ کره مقدار زيادی تسليحات دست دوم داشت و نمیتوانست آنها را به دوربريزد. برخی از اين تسليحات را دوباره سازی ويا تعمير کردند و با سرو صدا هایی که راه انداختند بسياری از آن تجهيزات حتا تانک و جيپ و ديگر خودرو ها را به کشور های ديگر از جمله ايران فروختند.
در سال های ۱۹۶۷-۱۹۷۵ ايران تلاش داشت تا از شر تسليحات کهنه خلاص شده و آخرين سيستم های موجود را در اختيار بگيرد. با تلاش بسيار در مذاکرات طولانی برخلاف ميل، مجبور شد مقداری از اين تسليحات را به پاکستان که آن موقع گرفتاری هایی در ناحيه کشمير با هندوستان که تا حدودی به کمپ چين و روسيه نزديک شده بود بفروشد. بعد ها که روسها به افغانستان حمله ور شدند برخی از اين تسليحات به افغانستانی که در جنگ با روس ها بود تحويل شد.
همان زمان بود که بجای تفنگ های برنو و M-1تفنگ های ژ-۳ ساخت آمريکا که بصورت تمام اتوماتيک کار میکرد وارد ايران شد. همان تسليحاتی که پس از روی کار آمدن خمينی در جنگ هشت ساله با عراق بمصرف رسيد و همان تسليحاتی که بدست دشمنان ايران افتاد و تعداد بسيار زيادی از فرزندان دلير ايران را جلوی رگبار گلوله های جوخه های اعدام سلاخی کرد.
برای رسيدن به مقصد اين بررسی فقط به برخی از بخش های فروش اسلحه اشاره خواهيم کرد. مهمترين آن ميزان تسليحاتی است که پس از آغاز جنگ با عراق به عراق و ايران وديگر کشور ها فروخته شده است.
بدنبال جنگ سرد مقدار زيادی اسلحه و مهمات در انبار های کشور های بزرگ دنيا ازجمله روسيه و آمريکا نگهداری شده بود.
يکی از مقاصد براه اندازی جنگ عراق با ايران فروش پس مانده های تسليحات و ايجاد بازار فروش تسليحات جديد به کشور های اطراف و طرفين درگيردرجنگ بوده است. در سال های ۱۹۶۸-۱۹۷۳ چند بار جنگ با عراق از سوی آمريکا به ايران تحميل شده بود ولی شاهنشاه ايران از پذيرفتن يک چنين عملياتی سر باز زده بودند. زيرا معتقد بودند کشوری که در حال شکوفایی و ساختار مدرنيزاسيون است نيازی به جنگ ندارد. هربار شاهنشاه اعلام کرده بودند نظر ما به غرب نيست و نگاه ما به شرق است. اين در زمانی است که هنوز روسيه به افغانستان حمله نکرده است.
نيت ديگراز اصرار آمريکا وشايد ساير ياران آمريکا در کشاندن ايران به جنگ، اين بود تا بتوانند از راز ساخت تسليحات شوروی که به عراق فروخته شده بود آگاهی بدست آورند به ويژه که روسيه تعدادی ميگ مجهز درعراق نگاهداری میکرد که بعدا در کوران جنگ برعليه صدام حسين در ميان کوير از زير ماسه ها پيدا شد.
مقصد سوم، مبدل کردن عراق به يک خريدار تسليحات آمريکایی و غربی بجای ابزار های روسی بود.
نقشه نهایی فرسوده کردن دوکشور بسيار مجهز عراق و ايران در طی يک جنگ فرسايشی و تجهيز دوباره آن دو کشور با تسليحات مدرن بود. که سفارش آنرا اسراييل به مغز ديپلمات های آمريکایی تنقيه میکرد.
چند سال پيش از آن، بدنبال گزارشی که اسراييل در سازمان ملل ارائه داده بود نسبت به افزايش جمعيت در عراق و ايران ابراز نگرانی شده بود.
اگر جنگ عراق با ايران توانسته باشد به همه مقاصد ديگر نايل گردد هرگز نتوانسته به يک مقصوديعنی تقليل نيروی جوان کشور که در پيش از سال ۱۹۷۹ موجب نگرانی اسراييل وديگر کشور ها از جمله سازمان ملل را فرهم کرده بود برسد. رو به رشد بودن جمعيت بدليل بهداشت بهتر در پرتو سپاه بهداشت و خدمات درمانی رايگان حاصل شده بود.
اگر خاطر خوانندگان باشد بدنبال همان گزارش در سازمان ملل است که پيام «فرزند کمتر زندگی بهتر» در دوران نخست وزيری آقای اميرعباس هويدا به سرعت بين مردم رواج پيدا میکند. ولی ما میبينيم حتا جنگ عراق با ايران باعث شده است شمار جمعيت کشور در کمتر از ۲۸ سال به بيش از دوبرابر زمان پيش از هجوم اسلاميون به ايران رسيده است.
در جنگ بين عراق و ايران نه تنها اسلحه های خريداری شده پيش از شورش ۱۹۷۹ به مصرف رسيد مقدار زيادی تسليحات کهنه و مصرف نشده تعمير و براق شد و به طرفين دعوا فروخته شد. آنهم نه در معامله ای بصورت مناقصه بلکه در بازار سياه از طريق دلال های اسلحه که داستان اليورنورت، ومحمود قربانی و آن اسکاندال بزرگ را همه بخاطر دارند.
در سال ۱۹۸۲ به مقدار بسيار، بسيار زيادی گلوله ۷.62X39 ميليمتری که میتوانست در سلاح های مدل AK-۴۷ مصرف شود توليد شده بود. اين نوع تسليحات بيشتردر آفريقا موردمصرف داشت.
اين تسليحات در آفريقا به شيوه ای بسيار رندانه در اختيار «سربازان خردسال» که بچه های ۱۴ ساله به بالا را تشکيل ميداد قرار داده شده بود.
درميان دلال های اسلحه برخی از يهوديانی که از روسيه به آمريکا آمده بودند ديده شده اند. زيرا اين اشخاص که دل خوشی از روسيه نداشته اند برای مقابله با روسها میپذيرند به کشورهایی که روسيه در آنها نفوذ سياسی پيدا کرده ويا میخواست آن کشور هارا بصورت مستعمره در آورد اسلحه بفروشند. گذشته از آن بسيار هم سودآور بود.
ترتيبی که عمل میکنند اين است. دلالان اسلحه با سرکرده مافيای روسی تماس میگيرد. اين گروه ميخواهند چند تن از گروه مقابل خودرا از ميان بردارند، تنها وسيله خوبی که بکار اين مافيا ميآيد اسلحه است. به اين ترتيب يک محموله کوچک که شامل چند اسلحه میشود به سرکرده مافيا ميفروشد.
دراين هنگام اسلحه فروشان حرفه ای و گاهی هم دولت های متبوعشان با اين اسلحه فروش تازه کار تماس میگيرند. تا بلکه بصورت تيم دلالان اسلحه بکار مشغول شوند. اسلحه فروشان تازه وارد برای داشتن يک پشتيبان و دست داشتن به يک بازار بزرگ، همکاری با اسلحه فروشان ديگر را آغاز میکنند. دولت ها بدون شناسایی به پشتيبانی آنها میآيند؛ آنها میخواهند انبارهارا خالی وپول بدست آورند.
در سال ۱۹۸۲ يک اوکراينی يهودی مقدار بسيار زيادی تفنگ M-۱۶ را به جنگجويان لبنانی میفروشد. سپس دلالان ديگر برای مقابله، همان نوع اسلحه ويا اسلحه هایی که ساخت روسيه، فرانسه وانگلستان است را به طرف های مقابل مثل مسيحيان، دروز ها، فلسطينی ها و ديگر طرف های درگير در جنگ خانگی لبنان از جمله مسلمانان میفروشند. درظاهر اسراييل با فلسطين درجنگ است ولی اسلحه فروشش يک يهودی است!
يک اسلحه فروش از پاسپورت های گوناگون، با مليت های گوناگون استفاده میبرد و در بيشتر موارد به زبان محلی کشوری که به آن اسلحه میفروشد ويا زبان محلی گروه ها آشنایی دارد.
فروشندگان اسلحه در بساری موارد اسلحه هارا در انتهای کانتينر هایی که سيب زمينی ويا پياز ومواد خوراکی حمل میکنند پنهان میسازند. چون بازرسی يک کانتينر سيب زمينی که پر ازکثافت و خاک است و رويهم ريخته شده (درکيسه نيست) به اين آسانی ميسر نيست لذا اگر در روی دريا يا در بندر ها موردپرسش قرار گيرند مشکلی برای باز کردن در کانتينر ندارند زيرا بازرس حاضر نخواهد شد تا انتها سيب زمينی را يکی، يکی بيرون بياورد. گاهی حتا نام کشتی را عوض میکنند وکاغذ ها و مقصد و مبداء محموله را تغيير میدهند. البته همه زير پوشش وپشتيبانی کشورهای سازنده است وگرنی همان دلال اسلحه هم نمیتوان سالم بماند.
در هنگامه يک معامله اسلحه در مقابله با قاچاقچيان مواد مخدر در کلمبيا يکی از اين قاچاقچيان بجای پول هروئين تحويل ميگيرد. وقتی اعتراض میکند قاچاقچی که حالا اسلحه را دراختيار گرفته با همان اسلحه میتواند دلال اسلحه را کشته و مواد قاچاق را هم بردارد. بنابراين يک دلال اسلحه گاهی مجبور میشود به کاری که تخصص او نيست دست بزند. به اين ترتيب مواد مخدر از مجرای قاچاقچيان و دلال های اسلحه اجبارا به بازار روانه میشود. کاری که يک دلال اسلحه اکراه دارد انجام دهد ولی برای حفظ جان خود مجبور است.
از سال ۱۹۸۰ معلوم بود که کومونيسم در روسيه کار نمیکند و گذشته از آن يک شخصيت پيچيده ای که بعدا مدعی شدند يکی از ماموران اينتليجنس انگلستان بود در راس اداره دولت قرار میگيرد. ميخاييل گورباچف. او در سال ۱۹۸۵ رفرم های گوناگونی را به روسيه تحميل میکند و آغاز مدرنيزاسيون روسيه در زمان گرباچف شکل میگيرد. حزب کومونيست روسيه از هم میپاشد و پرده آهنين میافتد و راز های عدم استعداد کومونيسم برای اداره يک جامعه در حال رشد بيرون میريزد.
حالا ديگر رفرم آغاز شده وديگر نمیتوان جلوی آنرا گرفت. نه تنها تغييرات شکل میگيرد بلکه ديگر غيرقابل کنترل میشوند و ناچار يک «پرسترويکا perestroika» درقالب اقتصادی، سياسی واجتماعی سرتاسر روسيه را فرا ميگيرد.
در بين سال ۱۹۸۵ تا ۱۹۸۶ گرباچف برنامه مبارزه با مصرف الکل که در روسيه بصورت اپيدمی در آمده بود را آغاز میکند. قيمت ودکا افزايش پيدا میکند و سن مصرف الکل بالا رفته و به ۲۱ سال تغيير پيدا میکند. ولی اين کار گرباچف با پذيرش همگانی روبرو نمیشود و ناچار شکست میخورد. زيرا جانشين پس از او دائم الخمر است! آری يلتسين!
پس از آن دوران برزخ، تا ماه ژوئن ۱۹۸۷ روسيه مجبور میشود قوانين مربوط به تجارت را تغيير بدهد و ميدان آزاد برای تجارت های خصوصی فراهم کند. وزارت خانه مربوط به تجارت در روسيه تشکيل میشود واز سيستم کهنه و بی مصرف کومونيستی پيشين دوری میجويد. بدنبال آنها چينی ها هم آغاز به دوری از قوانين کهنه و بی مصرف کومونيستی میکنند و ريشه های سرمايه داری رواج پيدا میکند.
تمام اينها در سايه «خواست، طمع؛ حرص و ولع اشخاص به در آمد بيشتر» صورت میگيرد. اکنون يک کومونيست هم معنی پولدار شدن را درک میکند. نمیتوان در دنيای امروز کسی را پيدا کرد که به اين مسئله بی توجه باشد. هرکسی به اندازه خودش وبرخی بسيار با حرص و ولع زياد به مسائل مادی نگاه میکنند. کسی که پول و درآمد بيشتر، مرکز افکار اورا تشکيل داده است نمیتواند بجز کسب درآمد به فکر ديگری باشد. اينگونه اشخاص هرکاری میکنند، آدم کشی، حتا توليد جنگ در بين ملت ها. تاريخ نشان میدهد کسانی که خرقه پوشی را پيشه کرده اند (منظورم مسئله درويشی و آن افراط گری های بی مصرف مشتق از دين نيست) بيشتر به فکر مردم و انسان دوستی افتاده اند. نمونه آنها، فردوسی، حافظ و سعدی، و اميرکبير و رضا شاه هستند که توجهی به تجملات ندارند ولی مردم و جامعه برای آنها در مرحله اول اهميت قرار ميگرد. از نمونه غير ايرانيان، به انيشتن، نيوتون، ماری کوری، يا پاستور میتوان اشاره کرد.
از آن زمان که حزب کومونيست ديگر به دست و پای مردم نمی پيچيد مسئله «طمع وحرص در ميان روس ها» هم رواج پيدا میکند. وملتی که ۷۵ سال در بند بوده ناگهان آزاد میشود به هرکاری برای جبران عقب افتادگی دست میزند. سوپرمارکت ها از جنس تخليه میشوند!
پس از کريسمس سال ۱۹۹۱ که گورباچف استعفا میدهد، تسليحاتی که در پی جنگ سرد درروسيه جمع شده و ميليونها تفنگ و مسلسل و تانک و توپ رويهم انباشته شده است مسئله ايجاد میکند.

همان زمان است که يکی از ژنرال های پر طمع روسی تصميم ميگرد ضمن کمک به کشورش پول های کلانی هم بدست آورد. لذا از طريق برخی مافيای روسی با برخی از دلالان اسلحه تماس برقرار میکند و همان زمان است که اسلحه های AK-۴۷ و گلوله های آن بايستی در جایی مصرف شود. از اينرو است که آفريقا که تعدادی از اين تسليحات را در اختيار دارد هدف قرار میگيرد تا يک جنگ زرگری قومی را برخود هموار سازد.
بزودی يک مکانيک جوان روسی قادر میشود مارک های اسلحه ها را بردارد و از آن زمان ديگر آن اسلحه ها اسلحه جنگی بحساب نمیآيد و حالا میتواند به نحو راحت تری در بازار به فروش برسد و محدوديت های صدور اسلحه وگذر مرزی را دور میزند. در اين ميان اســـلحه های Mi-۲۴ نيز که يک اسلحه غير روسی است به طرف مقابل جنگ های قبيله ای آفريقا سرازير ميشوند.
پس از آنکه اسلحه های روسی به دلال اسلحه تحويل میشود و پولی هم به جيب ژنرال روسی میرود، پس از سوار شدن به اتومبيل خود بمبی که پيشتر کار گذاشته شده بود منفجر میشود و ژنرال روسی از بين میرود. ولی هرگز نه از سوی مديای آمريکا، روسيه ونه از سوی ديگر کشورها به مسئله انتقال تسليحات اشاره نمیشود و همه در باره آن سکوت میکنند. اما حريف ورقيب روسی را از ميان برميدارند.
اين تسليحات مورد مصرف جمهوری ليبريا قرار ميگرد. ليبريا کشوری است در غرب آفريقا درهمسايگی سيرا ليون، گينه و ساحل عاج. اين کشور براساس آمار سال ۲۰۰۸ بالغ بر ۳.۵ ميليون تن جمعيت دارد. وسعت ليبريا بالغ بر ۶۸ هزارکيلومتر مربع است.
ليبريا روابط بسيار خوبی با آمريکا داشته و دارد. يکی از کشور های آفريقایی است که اروپایی ها ريشه زيادی در آن ندوانده اند. اين کشور توسط برده های پيشين آزاد شده از سوی آمريکا تشکيل شده است. برده های آزاد شده از کشتی ها نيز به آنجا پناه آورده اند. پايتخت ليبريا از پی پنجمين رييس جمهور آمريکا جمز مونرو که يکی از طرفداران کلونياليزاسيون (استعمار) میباشد؛ مونرويا خوانده میشود.
در سال ۱۹۸۰ ويليام آر. تولبرت بدنبال يک کودتای نظامی سرنگون میشود و بدنبال آن دو جنگ خانگی در ليبريا رخ میدهد که هرکدام صد ها هزار که بيشترشان را جوانان کم سن و سال تشکيل میدهند کشته بجای میگذارد. اقتصاد به شدت دچار وقفه میشود و به قرار آمار سازمان ملل مردم ليبريا مجبور میشوند زندگی روزانه را باکمتر از يک دلار تامين کنند.
بدنبال کودتا که سامویل کانيون دوو، رهبری کودتاچيان را بعهده دارد به اولين جمهوری در آفريقا پايان میدهد. اين شخص ديگر عضو جامعه ليبريائی-آمريکایی نيست تا از برخی دستورالعمل های آمريکاييان پيروی کند. او بصورت ديکتاتوری کشور را اداره میکند، روزنامه ها و آزادی ها همه محدودمیشود ويک سيستم سوسياليستی در کشور برقرار میگردد. مردم ناآگاه که از اين کودتاچی پشتيبانی میکنند درنهايت به آغوش مذهب میافتند ولی در پشت پرده سوسياليسم پنهان میشوند.
در نگاره بالا سامويل دوو، و گاسپار واينبرگر در سال ۱۹۸۲ ديده میشوند. اين نگاره هنگاميکه سامويل دوو، از آمريکا ديدن میکرد برداشته شده است.
ملاحظه میشود هنگاميکه لازم میآيد اسلحه های طرفين در دو قطب جهان به مصرف برسد هيچکدام به حريم ديگری وارد نمیشوند و اجازه میدهند در کشوری مناسبت های قومی و اختلافات مرزی دامن زده شود و هرکدام به سمت مقابل کمک میکند تا تسليحاتی که باد کرده و روی دستشان مانده با گرانترين قيمت ها از طريق دلال های اسلحه به فقيرترين کشورها بفروش برسند. انگلستان در ايجاد آشوب بين مناطق مختلف ريشه چندين صد ساله دارد، ولی هرگز خود را درگير جنگ با آنان نمیکند، اما دلال های اسلحه آنان با سرعت دست بکار میشوند. همين عمل درطول جنگ هشت ساله ايران و عراق بطور مداوم در جريان بود و قابل ياد آوری است که رفسنجانی در دو سفر متوالی به کره شمالی برخی از تسليحات را که ادامه تامين تسليحات آمريکایی ويا احيانا تسليحاتی است که اسراييل با دلالی برای جمهوری اسلامی تدارک ديده تحويل میگيرد. برخی از اين تسليحات ازراه سنگاپور ودر کشتی که ظاهرا حامل اسکله شناور چاه بهار ساخت سنگاپور بود است حمل شده است. (اسکله شناور بصورت يدک بدنبال يک کشتی باربری بزرگ از راه اقيانوس هند به چاه بهار آورده شد). سنگاپور زير نظر انگلستان اداره میشود.
ديکتاتور ليبريا بجای اسلحه به دلال اسلحه الماس تحويل میدهد. الماس های درشت و بی نظير. در اين هنگامه رقيب دلال اسلحه که با ديکتاتور ليبريا در تماس است متوجه میشود قرار است يک محموله هم به سيراليون حمل کند. قرار بوده اين تسليحات با هواپيمایی که ظاهرا مارک سازمان ملل را هم داشته است به سيراليون برده شود. ولی چون قاچاقچی اسلحه متوجه میشود مشتش باز شده هواپيما را در يک جاده خاکی به زمين مینشاند و در ظرف ۲۴ ساعت تمام بار اسلحه را بين کودکان پخش میکند و حتا بدنه هواپيما را مردم محل تکه تکه کرده میبرند وهنگاميکه حريف برای بازديد به محل میرسد نه اثری از هواپيما است نه اثری از بار هواپيما.
دلالان اسلحه معمولا از سوی کشور ها پشتيبانی میشوند به ويژه هنگاميکه کشور ياد شده نمیتواند طبق قانون محموله های بزرگ به طرفدارانشان تحويل بدهد، از دلالان اسلحه کمک میگيرد.
مشابه همين کار در رساندن اسلحه به نيکاراگوئه به ترتيبی که جمهوری اسلامی هم در انتقال تسليحات شرکت داشت بهره گرفته شد.
درمبادله بعدی اسلحه در خاک ليبريا همکار دلال اسلحه که تحت تاثير کشتار کودکان بی گناه قرار میگيرد نيمی از محموله را منفجر میکند ولی سربازان محافظ انجام معامله، همکار دلال را به گلوله میبندند، باوجود اين بازهم دلال برای حفظ جان خودش میپذيرد نيم بهای مورد معامله را دريافت کند و باقيمانده اسلحه تحويل میشود.
همائقدر که اسلحه در کشوری فقير وارد شد گذردادن آن از مرز کشوری به کشور ديگر آسان است. اين امر درآفريقا که مردم و ماموران گمرک و مرزداری همه در فقر شديد زندگی میکنند بسيار آسان است. کافی است در لای يکی از برگ های اسناد محموله که معمولا جعلی و ساختگی است، مقدار مورد توجهی اسکناس بگذارند ومامور بازرس تا آنرا لای کاغذ ها پيدا میکند بقيه بازرسی را تعطيل کرده پروانه عبور میدهد.
دلالان اسلحه و بطور کلی کسانی که درفروش تسليحات به گروهک ها و کشور های ديگر تلاش میکنند معتقدند وجود آنها همانطورلازم است که وجود شيطان. آنها استدلال میکنند گاهی مردمی که باهم میجنگند دشمن دشمنان آنهايند. بطور نمونه گروهی که به فرض در افغانستان اسلحه تحويل میگيرد، برعليه طالبان میجنگد که دشمن آمريکا، انگليس ويا ديگر کشورهای درگير درجنگ است. ولی سود اصلی در جيب سازنده های اسلحه که همان انگليس و آمريکا وروسيه وفرانسه است میباشد.
دولت ها و دلالان اسلحه معتقدند اگرآنها نباشند کشور متبوعشان نمیتواند طرفداران خودرا بدليل بسته بودن دست هايشان در سازمان های بين المللی ويا کنگره و مجلس هايشان کمک کند. اين دلالان گاهی گرفتار پليس محلی که از کار آنها آگاهی ندارند میشوند، ولی مقامات بالای کشور به محض اينکه از دستگيری آنها آگاه میشوند وارد معرکه شده پليس خدمتگذار را از اينکه قانون را اجرا کرده تشويق و درجه ونشانی هم به او میدهند ولی دلال اسلحه را از در ديگر آزاد میکنند. شخص آزاد شده بازهم به بازار فروش اسلحه میرود زيرا اينبار اگر جنگ بالکان نيست، جنگ کرد و بلوچ و آذری با حکومت مرکزی را راه میاندازند. اگر کرد و بلوچ نباشد ويت نام و ويت کنگ راه میافتد ويا اگر سيراليون و ليبريا نباشد اتيوپی و سومالی و سودان وسوريه هدف بعدی است.
اين نشان میدهد که پنج عضو اصلی شورای امنيت (يعنی چين، فرانسه، انگلستان، روسيه و آمريکا) اسلحه فروشان درجه يک را تشکيل میدهند.
امروز کسانی که در پی آنند تا پروانه جنگ آمريکا ويا اسراييل برعليه ايران را با چراغ های سبزصادر کنند، بخاطر بسپارند که فقط به دلالان اسلحه که انبارهايشان پر شده است ياری میرسانند. اگر جنگ در ايران آغاز شود شبيه لبنان ويا مشابه آنچه در چچنيا، وخطرناکتر از همه همانند جنگی که در شبه جزيره بالکان رخ داد و موجب تجزيه يوگسلاوی شد يک پارچگی ايران را بخطر خواهد انداخت.
شوربختانه کسانی دراين ميان بدون اينکه مزدی دريافت کرده باشند از روی نادانی و نابخردی فقط کار اسلحه فروشان را آسان میکنند آنها با گفتار غير مسئولانه خود برای راه افتادن جنگ «چراغ سبز» ميدهند.
کسانی که صحبت از جنگ میکنند جز همکاری با اسلحه فروشان جهانی هيچ خدمتی به ايران و ايرانی نمیکنند.
با دليری میتوان گفت؛ بهتر است ما در يوغ آخوند باقی بمانيم تا جنگ به خانه های تک، تک ايرانيان بيايد.. جنگ خانگی ويرانگر است. جبران ناپذيراست.
در حال حاضر شايد بيش از ۵۵۰ ميليون اسلحه (تفنگ جنگی) در جهان در دست مردم است. شايد هر ۱۲ يا ۱۵ تن يک اسلحه داشته باشند. اين چه خطری را بدنبال دارد. میتوانيد تجسم کنيد..؟ میتوانيد تجسم کنيد اگر اين دلالان آن ۱۱ تن ديگر را هم مجهز به اسلحه بکنند چه فاجعه ای را بدنبال دارد؟؟!! هرروز در هرگوشه آمريکا يک اسلحه دار مشتی «انسان» را بگلوله میبندد ودر جنگ عراق شمار انسان های کشته شده ودروديوار يک ملت نابود شده از شماره بيرون افتاده!
اگر از ۷۰ ميليون ايرانی ۳۰ ميليون نه تنها ۱۰ ميليون را صاحب اسلحه جنگی و مهمات جنگی بکنند چه فاجعه ای میتواند در کشور ما بوجود بيايد؟؟ يک هنگامه چشم هايتان را ببنديد وفکر کنيد.
اسلحه فروشان گرانترين و خطرناکترين وسيله ای که بشر میسازد را در فقير ترين کشور ها بفروش میرسانند تا همان فقرا را به جان هم بياندازند.
آيا شما پول خريد اسلحه را داريد؟؟ آيا اين دلالان بدون تصويب کشورهای گردن کلفت سازنده قادرند چنين کالایی را بفروشند؟؟ چگونه يک کشور تحريم اسلحه میشود ولی يک مشت پاپتی انبار اسلحه با هواپيما بدست میآورد؟؟
2009/2010/2024
ح-ک
============= ================
عدم نموداری مبارزه تنها بعلت یک کمبود اساسی است وآن عدم حضورفرماندهی ورهبری برای مبارزه است واگرمنطق عقل گرایانه وروحیه میهن پرستانه وفرهنگ کهن خودمآن رابیاری دعوت کنیم وباراستی پیوند ویاحقیقت همداستان شویم دانسته ایم که آن فرماندهی درهیچ شرائطی نمیتواند جزاقتدارکهن ملی وسنتی … ايران باشد که درطول قرنها نگهبآن حیات ملی واستقلال کشوربوده. (شاه).
کانچه کندیک تن تنهای شاه نیست میسّرکه کند صد سپاه
The religion and leaders of the Shiite party cannot protect their reputation against intellectual rebellions and nationalist sentiments, and this broken wall will collapse.
The lack of a chart of the struggle is only due to a fundamental shortcoming, and that is the absence of command and leadership for the struggle. If we invite the rationalist logic and the spirit of patriotism and the ancient culture of self-help, and we are truly connected and truly cooperated, we shall know that under no circumstances can that command be a national or traditional authority … Iran that has maintained the national life and independence of the country for centuries. (King).
Thus what can be done by only body of the king, it is not possible to be done by a hundred corps with no command
—————————————————————————
** You can multiply the effect of this email by forwarding it to 10 friends. THANK YOU! **
—————————————————————————
This e-mail is Free informative post for selective list, it has no $ value
The sole purpose of this distribution is share of information.
The views and opinion(s) expressed in this transmission are that of the author(s) only,
Not necessarily this is supported by the distributor or those who are
associated with the distributor. I simply inform, you decide!
وظيفه ما آگاه کردن شماست، شما مسئول تصميم خود هستيد
ما مسئول نوشته ديگران نيستيم- شما مسئول آنچه میخوانيد هستيد
. باز پخش نوشته ها دليل بر توافق با متن آن نيست اين آگاهی ها برای آگاهی بيشتر شما است.
=========================================
Join me in this silent voice of unity…Iran deserves better.
You shall know the truth and truth shall set you free.
When Truth is not free, Freedom is not true, Freedom of Speech,
Freedom of pen, most important of all Freedom of thought
بايستی که راستی را دريابيد وراستی است که شما را به آزادی میرساند، زمانی که راستی
آزاد نيست، آزادی راست نيست، آزادی سخن گفتن، آزادی قلم، مهمتر از همه آزادی انديشه..
L’essentiel est l’Union, et pour que cette union soit possible,
l’information doit circuler, vite!
————————————————————————————-
Should you wish not to be contacted at this e-mail
address again, please reply using your original mail
address with “Remove” in the subject line to the
javid-iran@peymanmeli.org We have provided
“opt out” e-mail contact so you can be deleted from
our mailing list.