سر تیتر خبرها سیاست های مالیاتی حکومت، اقدامی اجباری برای حل مشکل نا کارآمدی و...

سیاست های مالیاتی حکومت، اقدامی اجباری برای حل مشکل نا کارآمدی و کمبود بودجه

رهبر جمهوری اسلامی برای انکه درامد منابع نفتی را برای حوزه دفاعی برگزیند اکنون دولت را در موقعیت افزایش درامدهای مالیتی قرار داده و دولت رییسی نیز که نه نیروی کارامد و نه مجربی دارد و نه اینکه از جنبه بین المللی توانسته توافقات هسته ای را به جایی برساند بخاطر جلوگیری از ورشکستگی به سمت افزایش مالیاتها رفته امری که در شرایط رکود اقتصادی خطرناک است اکنون دولت رییسی مدعی است که میخواهد کشوررا با مالیات اداره کند. ولی به تبعات ان توجه ندارد . به لحاظ اقتصاد سیاسی، پاسخگویی دولت زمانی حداکثر می‌شود که دولت وابسته به مردم باشد نه اینکه مردم وابسته به دولت باشند؛ اگر دولت مالیات بگیرد در واقع حقوق‌بگیر مردم است و اگر هم خوب انجام نداد، مردم می‌توانند تغییرش دهند. اما عملا تغییر دولت در دست رهبر و شورای نگهبان است . در همین رابطه مسعود نیلی که مشاور حسن روحانی بود و اکنون در دانشگاه شریف تدریس میکند در مورد سیاست مالیاتی دولت میگوید چنین تصمیمی از جنس اصلاحات اقتصادی و تفکر اقتصاد بازار نیست؛ ما هیچ‌وقت اصلاح اقتصادی به معنی اینکه بخواهیم بودجه را متوازن یا نظام بانکی را تراز کنیم، نداشته‌ایم. و اغلب اقداماتی که به عنوان اصلاح اقتصادی اعلام شده، نتیجه اجبار بوده، نه اصلاح اقتصاد.
وی گفت از منظر اقتصاد کلان، زمانی که منابع درآمدی باثبات باشد مخارج هم باثبات می‌شود که مالیات اینجا اهمیت پیدا میکند و اقتصاد به سمت پیش‌بینی‌پذیری حرکت می‌کند. وی گفت اینکه در شرایط موجود گفته می‌شود دولت می‌خواهد کشور را با مالیات اداره کند و به همین دلیل مالیات را بالا می‌برد و این همان ایده‌ای است که اقتصاددانان مطرح کرده‌اند اصلا درست نیست. وی افزود در‌حالی‌که در کشورهای پیشرفته تنها رابطه اقتصادی و مالی دولت با مردم هم اخذ مالیات است، در کشور ما دولت از هزاران رشته کسب‌وکاری به مردم متصل است که در نتیجه هرکدام از این اتصالات، منابع ثروتی خلق می‌شود و بعد دولت سراغ مالیات از منابع دیگر می‌رود. مثلا در حال حاضر دولت از طریق تعیین نرخ ارز و سود بانکی، تخصیص دلبخواهی انرژی – که یک روز برق یک صنعت و یک منطقه صنعتی را قطع می‌کند و روز دیگر یک صنعت و منطقه دیگر را و اعطای رانت و امتیاز، افراد خاصی را ثروتمند می‌کند.
او افزود: بنابراین می‌بینید که دولت در کشور ما دائم در حال توزیع رانت است که در گذشته از پول نفت بوده و حالا هم دولت با ایجاد بدهی این کار را می‌کند. اعداد رانت‌ها هم بسیار بزرگ شده است؛ دولت فقط ۱۴۰هزار میلیارد تومان در یک سال برای نان خرج می‌کند.
وی گفت وقتی مالیات میدهی بایدبتوانی در سمت هزینه‌ها کنترلی داشته باشی و عنوان شهروند از دولت بپرسیم چرا این‌گونه هزینه می‌کند؛ این کاملا در نقطه مقابل آن چیزی است که در دولت رییسی وجود دارد . یعتی هم فشار مالیاتی بر روی مردم وجود دارد و هم نمیتوان بر نحوه هزینه ها و مخارح کنترل کرد.
این در حالیست که دولت درامدهای مالیاتی نهادهای زیر نظر رهبری مانند ستاد اجرایی فرمان امام را که میلیاردها دلار میشود رانمی‌تواند اخذ کند و اقتصاد دانان مانند نیلی نمیتوانند در این مورد سخن بگویند. علاوه براین دولت رانت‌های بسیار بزرگ را با یک امضای کوچک یا یک مجوز اختصاص می‌دهد، رانت‌هایی که در سطح جهانی، در هر کشوری با هر سطحی از درآمد و رفاه هم اعداد بسیار بزرگی است که فساد چای دبش نمونه ان است. بنابراین سیاست کنونی که هم پول نفت گرفته میشود و هم مالیات و هم رانتهای اقتصادی میان هواداران حکومتی توزیع میشود و هم دولت به تراکنشهای مالی مردم مالیات می بندد. حتما جایی به بن‌بست می‌خورد و چنین رویکردی مطمئنا پایدار نیست میتواند بحران زا شود و پیامدهای سیاسی خطرناکی را به دنبال داشته باشد.
در جمهوری اسلامی سیاستمداران زمانی تن به پذیرش اشتباه می‌دهند که چاره‌ای برایشان نمانده است و دیگر نمی‌توانند شرایط قبل را ادامه دهند. و به نظر میرسد حکومت جمهوری اسلامی غرق در اشتباهاتش میشود.

خروج از نسخه موبایل