دروغ گوییهای دولت و وزارت بهداشت در خصوص گرمای بی سابقه هوای ایران و تعطیلی کل کشور به بهانه افزایش بی سابقه دمای هوا، همچنان ادامه دارد. دولت روزهای پایانی هفته را به بهانه گرمای بی سابقه هوا تعطیل کرده است اما فراموش کرده که دو هفته قبل که شهرهای ایران موج گرمایی بسیار شدیدتر را تجربه می کردند، تعطیلی در کار نبود.
کارشناسان دلیل تعطیلی کشور و تعطیلی کلیه اداره ها و بانکها را به دلیل بحران کمبود برق در کشور می دانند و تاکید دارند که دولت برای کاهش مصرف برق، جلوگیری از قطع برق ناگزیر از تعطیلی کشور شده است که به نظر میرسد ساختار تولید برق کشور نیاز به بازسازی دارد و حکومت نا توان از انجام ان است چون منابع لازم برای بازسازی انها را ندارد. در دهسال گذشته حکومت حدود دو هزار مگاوات فقط توانسته به نیروگاههای برقی با سوخت فسیلی اضافه کند و روز به روز ابعاد این بحران افزایش مییابد . در عین حال برخی ناظران تعطیلی کنونی را معما گونه میدانند و معتقدند ممکن است تحولاتی در شرف وقوع است که تعطیلی سعی در پوشش ان داشته است.
دولت تصور میکند که به دلیل نداشتن پایگاه مردمی و همچنین فقدان سرمایه اجتماعی باید از گفتن حقیقت به مردم جلوگیری کند. در حالی که این را نمی فهمد که اگر هم قرار است سرمایه اجتماعی کمی ترمیم شود و مردم کمی اعتماد داشته باشند، راه آن این است که با .گفتن حقیقت این راه را هموار کند نه با دروغ گویی.
تعطیلی بانک ها و سایر ادارات در حالی رخ می دهد که امروزه تقریبا همه مردم ایران اتومبیلهای کولردار دارند و اگر هم با مترو رفت و آمد کنند متروها هم به سیستم های سرمایشی مجهزی تجهیز شده اند و فضای ترددی مردم، یک فضای آتشبار بیابانی نیست که نیاز به چنین تعطیلی گسترده ای آن همه در سراسر کشور وجود داشته باشد.
دولت به خوبی می داند که ایجاد نوبت جیره بندی برق چه بحران اجتماعی و اعتراضی دیگری به بار خواهد آورد و به جای مواجهه واقعی با آن و به جای اعلام واقعیت و درخواست از مردم برای کاهش مصرف برق در تلاش است تا طبق معمول با لاپوشانی جوری مساله را رفع و رجوع کند که در نهایت هم خود را پیروز این میدان نشان دهد. علاوه براین با دادن خاموشی به بخش صنعت سعی کرده نشان دهد خاموشی در خانه ها و جود ندارد و همین امر خسارت بزرگی را به بخش صنعت وارد کرده است. جمهوری اسلامی نه تابستان امکان تامین برق برای سرمایش مردم را دارد، و نه در زمستان به علت کمبود گاز توان تامین وسایل سرمایشی را و به جای جبران کاستی هایی که بخش بزرگی از آن به دلیل فساد دستگاه های اجرایی و کمبود منابع مالی ناشی از تحریم هاست، راه را در تعطیلی کشور خلاصه کرده است. تابستان ها به خاطر گرما و زمستان ها به خاطر سرما کشور را تعطیل کند تا مصرف گاز و برق را در ادارات و مراکز اداری به حداقل برساند و توجهی به این موضوع ندارد که ین تعطیلی ها چه خسارات جبران ناپذیری به مردمی وارد می کنند که کارهای آنها به تعویق می افتد. چک های برگشتی، عدم دسترسی به بانک ها و همچنین توقف کلیه کارها و فعالیت های اداری که مشکلات تاخیری آن برای مردم اجتناب ناپذیر است از جمله این آسیب هاست که دولت اصلا نگاه کارشناسی ندارد که بخواهد این چنین آسیب های جدی را ببیند.
