بحث در مورد انتخابات پیش رو از بحثهای مهمی است که شکل گرفته است. در این میان خامنه ای و دفترش قصد دارند نشان دهند رد صلاحیتهای گسترده انتخابات قبل در مجلس و انتخابات ریاست جمهوری نسبتی با او ندارد. به همین خاطر فضائلی عضو دفتر نشرآثار در مصاحبه ای ادعهای گزافی در این زمینه کرده است وی در خصوص انتخابات پیش روی کشور گفت که ما اگر یک وظیفه برای رهبری قائل باشیم، آن صیانت از جمهوری اسلامی است؛ آنهم به فرموده امام، جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد. اینکه ما جمهوریت را پررنگ و اسلامیت را کمرنگ کنیم، همان قدر به ما خسارت وارد میکند که برعکس. در سال ۶۷ امام، انشعاب مجمع روحانیون از جامعه روحانیت را میپذیرد؛ در واقع امام تفکر و سلیقه متفاوت را به رسمیت میشناسد، اما در چارچوب نظام و انقلاب اسلامی. همان امامی که با نهضت آزادی و گروهکهای دیگر، آن برخورد را دارد؛ هم جامعه روحانیت و هم مجمع روحانیون مبارز را تایید میکند. وی افزود پس از امام هم در مقاطع مختلف، شما این نگاه را از ناحیه رهبری میبینید. در بیانات ایشان اشاره شده است که زمانی آقای خاتمی و آقای خوئینیها، به دیدار من آمدند و بحثهایی شد و من به اینها گفتم که اگر شماها نبودید، من جریانی مانند شما را ایجاد میکردم تا در کشور تنوع سلایق به وجود بیاید و بین نگاه شما و آقای هاشمی، توازن و تعادل برقرار شود. همچنین فضایی که توسط رهبری برای فعالیت آقای خوئینیها باز شد. پس از انتخاب رهبری، تلقی این بود که حتما فلانی، رییس دفتر ایشان خواهد شد. شاید آن افراد هم همین توقع را داشتند. ولی افرادی مسوول دفتر ایشان شدند که هیچ رنگ و بوی جناحی و سیاسی نداشتند. آقا، زمانی که به آقای ناطقنوری حکم مسوولیت دفتر بازرسی را میدهد، همان روز به آقای خوئینیها هم به عنوان مشاور سیاسی حکم میدهد.
آقای میرحسین موسوی در دوران ریاستجمهوری آقا، با ایشان اختلافاتی داشت، اما در دوران رهبری، آقا در جاهای حساس، از ایشان به عنوان مشاور استفاده کرد. در مجمع تشخیص مصلحت و شورای عالی انقلاب فرهنگی نیز، افرادی از جریانات مختلف توسط رهبری منصوب شدند. بعد از انتخابات مجلس هفتم که آقای کروبی و لیست ایشان رای نیاورد، رهبری از آقای کروبی برای حضور در دفتر دعوت کرد. بعد از دوره ریاستجمهوری آقای خاتمی نیز، به ایشان پیشنهاد عضویت در مجمع تشخیص مصلحت نظام داده شد که البته ایشان نپذیرفت. وی گفت برخی اعتقاد گمان میکنند که چتر رهبری کوچک شده است اما آقا فرمود این چتر تغییری نکرده ولی برخی اصرار دارند که از زیر این چتر خارج شوند که آن بحث دیگری است. این در حالیست که برخلاف چنین ادعایی با کوچکترین انتقادی خامنه ای این افراد را از مدار قدرت خارج میکرد . موسوی خوینی ها با انتشار انتقادیدر مورد بستن مطبوعات هم ناچار شد روزنامه سلام ر ببندد و هم خودش دادگاهی شد.
وی گفت اگر اعضای هیاتهای نظارت دچار مسائلی شوند که امروز به آنها مساله خطی گفته میشود، این واقعا مهم است. این شبیه گروهگرایی و قبیلهگرایی و قوم و خویشگرایی است. یک نفر در بحث ولایت فقیه هم توصیه ایشان این است: «به ظواهر خیلی ابتدایی نباید نسبت به وجود جرمی در کسی حکم کرد. مثلا الان رایج شده که بعضیها را به اندک چیزی، ضد ولایت فقیه مینامند. معلوم نیست اگر کسی در جایی حرفی زد، این در ضدیت با ولایت فقیه باشد. این درحالیست که اکثر افراد رد صلاحیت شده با برچسب ضد ولایت فقیه رد شده اند.
فضائلی وقتی در بیان ین دیدگاههای رهبر در خصوص فعالیتهای حزبی میپردازد اشتباه میکند و به قول معروف دیدگاه واقعی و غیر دمکراتیک خامنه ای را لو میدهد فضائلی در پاسخ به این پرسش که با توجه به اینکه مهمترین و موثرترین مساله در تبلور نقش مردم در انتخابات، حضور احزاب است، اما چرا این تجربیات حزبی در تاریخ ایران هم نهادینه نشده، میگوید: بحث تحزب که چرا مردم از آن استقبال میکنند، یک بحث است و اینکه احزاب در نگاه امام و رهبری جایگاه دیگری دارند، بحث دیگری است. برداشت من از نگاه امام در مورد تحزب این است که اولا تحزب به معنای غربی، یعنی دعوت به خود و تلاش برای تصاحب قدرت به هر نحو ممکن. امام و آقا با شدت با این شکل از احزاب مخالفند و آن را باعث اختلافات در جامعه میدانند که نیاز به وحدت دارد. اما اگر احزاب دنبالکننده آرمانها و اصول انقلاب باشند، این تحزب قطعا پذیرفته شده است. این یعنی سیتم احزاب که سیستم شناخته شده اداره کشور هست را خامنه ای قبول ندارد و فقط احزاب تابع رهبر و حکومت را مورد قبول قرار میدهد و به همین خاطر هم خامنه ای همیشه در برنامه های توسعه کشور مدخل توسعه سیاسی را حذف می کند و توجهی به انها ندارد و به این ترتیب تا وقتی وی در قدرت است جایی برای حزب مدرن سیاسی در حکومت وجود ندارد.
