این برنامه ۵۶ `یکی بود، یکی نبود` است. شنبهها و چهارشنبهها از تلویزیون ایران فردا پخش میشود.
پدر که خدا بیامرزدش میگفت: کتک معلم گله، هرکی نخوره خله. یادش بخیر روز معلم بود و یاد معلم و ناظم و زندگی امروزشان میافتم.
تصویر استاد محمد رضا لطفی را دیدم که چه زود رفت و اینکه هر کدام از نخبگان و خاطره سازان ما که میروند چقدر سخت میشود جای آنها رو پر کرد.
از فستیوال کن میگویم ، از فستیوال ۱۹۶۸ و اعتصاب فیلمسازان مطرح جهان به دلیل پشتیبانی از معلمین، کارگران، و دانشجویان. تعهدی که متاسفانه در روزگاری که زندگی میکنیم به دلیل (غم نان اگر بگذرد) در خطر این چنین متعهدانه شریک نمیشویم






درود بر شما جناب اسداللهی، برای کارهای خوبی که انجام میدهید. به امید آزادی ایران، و دیدن برنامه هایتان در ایران.
آقای اسداللهی سلام،
از خانه سالمندان گفتید و مرا بیاد پدرم انداختید که در خانه سالمندان کهریزک
در اثر گرسنگی و ضرب و شتم مسئولین بی کردار در گذشت هنگامی که من
با جیبهای خالی از سرقت در تبعید بودم.
باسپاس
تبعیدی
jenabe asadaolahi man tamame javaniam ba barnamehaye shoma va filmhaye zibayat tei shodhe va besiyar shma ra doost daram va dar bad az zendegiye kodam baraye tan minevisam va che azabi dar in rejim keshideh am va ta bad doostetan daram
نظرات بسته است