سخنرانیهای نوروزی خامنه ای خنجری در چشم ملت ایران/دکتر منوچهر فرحبخش

گزیده خبر هفته ۱
سخنرانیهای اول سال ” خامنه ای رهبر فرزانه انقلاب اسلامی ” مدتها است که خاصیت انشایی مزاح گونه صادق صداقتی خود را از دست داده و به جوک سال تبدیل شده است. وی در سخنرانی سال گذشته خود در روز دوم عید در مشهد در رابطه با اقتصاد کشور گفت : ” امسال را سال رونق تولید مینامیم و آنچه من عرض می کنم، این است که مسئله‌ فوری کشور و مسئله‌ جدّی کشور و اولویّت کشور فعلاً مسئله “اقتصاد” است. در مسئله‌ اقتصاد مسائلی که داریم زیاد است: بحث کاهش ارزش پول ملّی یک مسئله مهم است، بحث قدرت خرید مردم همین جور، بحث مشکل کارخانجات و کم ‌کاری و احیاناً تعطیل بعضی از کارخانجات از این قبیل است. اینها مشکلات است. آنچه من مطالعه کردم و از نظر کارشناسان استفاده کردم، کلید این همه، عبارت است از “توسعه‌ تولید ملّی”.

رهبر فرزانه در پیام نوروزی امسال خود نیز چنین گفت: ” سال 98 را ما به‌عنوان سال «رونق تولید ملی» معرّفی کردیم و من به ملّت عزیز ایران عرض می‌کنم از این شعار استقبال شد، تولید کشور حرکتی پیدا کرد؛ برخی از کارخانه‌هایی که راکد شده بودند و تعطیل شده بودند، به کار برگشتند؛ بعضی که زیر ظرفیّت کار می‌کردند، ظرفیّت خوبی پیدا کردند؛ شرکتهای دانش‌بنیان وارد میدان شدند و تولید حرکتی پیدا کرد. مسئله‌ پژوهش در کشور به‌طور جدّی در این سال انجام گرفت که ما نمونه‌هایش را دیدیم، لکن آنچه من می‌خواهم بگویم این است که این کاری که تا حالا شده شاید حتّی یک ‌دهمِ آن چیزی که برای کشور احتیاج است نباشد. البتّه من «یک‌دهم» را از روی آمارِ دقیق نمی‌گویم، بلکه حدس می‌زنم «یک‌دهم».”

او با وجود همه به به گفتن ها و چه چه زدن هایش در باره پیشرفتهای اقتصادی، معهذا اعتراف به عجز کرده میگوید : ” در سال 98 تولید تکان خورد، حرکت کرد و راه افتاد تا یک حدودی، لکن اثری در زندگی مردم از آن محسوس نشد. ما بایستی تولید را به جایی برسانیم که در زندگیِ مردم اثر بگذارد. البتّه مسائل اقتصادی کشور مسائل متعدّدی است ــ مسئله‌ی اصلاحات بانکی، اصلاحات گمرکی، اصلاحات مالیاتی، بهبود فضای کسب‌وکار و از این قبیل ــ لکن نقش تولید یک نقش یگانه و بی‌همتایی است. اگر ما بتوانیم تولید را راه بیندازیم و با توجّه به بازارِ وسیعِ خودِ کشور در داخل ــ اگرچه که تولید به فروش و به بازارهای خارجی احتیاج دارد، امّا ما هم ضمن اینکه می‌توانیم با بازارهای خارجی ارتباط داشته باشیم، عمده‌ی بازار فروش ما داخل کشور است با این جمعیّت هشتاد میلیونی ــ اگر بشود تولید را ان‌شاء‌الله حرکت بدهیم و پیش ببریم، مشکلات اقتصادی قطعاً تمام خواهد شد و این تحریمهایی که کرده‌اند به‌نفعِ ما تمام خواهد شد؛ تا الآن البتّه ضررهایی داشته لکن سودهایی هم در کنارش وجود داشته؛ یعنی ما را وادار کرده به اینکه به فکر امکانات خودمان باشیم، به فکر تهیّه‌ی لوازم زندگی و نیازهای کشور از طریق امکانات داخلی باشیم، که این برای ما خیلی مغتنم است و همین ان‌شاء‌الله ادامه پیدا خواهد کرد، پس بنابر‌این، ما باز به تولید نیاز داریم”. اگر شما خواننده عزیز از این صغرا کبرا چیدن های رهبر فرزانه در باره نظام تولیدی کشور و سرهم کردن یک سری جملات و تعاریف نامفهوم و بعضا شعار گونه چیزی دستگیرتان شد دیگران هم فهمیده و دستگیرشان میشود.

رهبر فرزانه در رابطه با درک مسائل اقتصادی بقدری کند ذهن است که حتا در روخوانی نوشته های مشاورین خود نیز نمیتواند استعدادی از خود نشان دهد و به درستی ادای مطلب کند. کما اینکه در خواندن همین انشای صادق صداقت گونه مشاورین که در دست دارد، از یکطرف میگوید فعالیتهای تولیدی بسیار درخشان بوده است، از طرف دیگر اضافه میکند که تغییری در زندگی مردم حاصل نشده است، به عبارتی چنین تعبیر میشود که تولید راندمان نداشته است.

وی امسال تعریف جدیدی را یاد گرفته بنام ” جهش اقتصادی” که اینگونه عرضه میکند: ” سال گذشته گفتیم «رونق تولید»، امسال بنده عرض می‌کنم «جهش تولید»؛ امسال سالِ جهشِ تولید است. این شد شعار امسال؛ کسانی که دست‌اندرکار هستند جوری عمل کنند که تولید ان‌شاء‌الله جهش پیدا کند و یک تغییر محسوسی در زندگی مردم انشاء‌الله به وجود بیاورد. البتّه این احتیاج به برنامه‌ریزی دارد؛ سازمان برنامه به‌ نحوی، مجلس شورا و مرکز تحقیقاتش به‌ نحوی، قوه‌ی قضائیّه به‌ نحوی هم نقش دارد. اینکه جهش در روند تولید یک کشور که از بخشهای مختلف تشکیل شده و هر بخش به لحاظ نیروی انسانی، فن آوری، مواد اولیه ، موقعیت جغرافیایی و غیره ویژه گیهای خود را دارد جهش چگونه میتواند تحقق یابد از معجزات رهبر فرزانه باشد.

این آقای رهبر فرزانه که بارها در نهان و آشکاراعتراف کرده که از علم اقتصاد سررشته و شناختی ندارد، با این وجود روزی نیست که دستور العمل های اقتصادی از بیت خود صادر نکند، بودجه دولت مورد دستکاری بیت قرار نگیرد، ذخیره دلاری مملکت دستخوش بذل و بخشش های داهیانه رهبر نگردد. یک روز اصل 44 قانون اساسی را درجهت تضعیف منافع ملی و به نفع مافیای حکومتی تغییر میدهد. روز دیگر دفترش بودجه نویسی کرده، بودجه سالانه را به دولت ابلاغ میکند، روز دیگر با صدور یک دستورالعمل اجرایی، اقتصاد مقاومتی را به دولت ابلاغ مینماید. یک روز از روی سر مجلس گذشته، لایحه بودجه را مستقیما به شورای نگهبان میفرستد و دولت و مجلس را دور میزند. شعارهایی مانند افزایش تولید، جهش تولید ، تولید ملی نیز نقل و نباتی است که دائم بیرون میریزد.

وقتی ملت سخنرانیها و پیامهای اقتصادی محمدرضاشاه به ویژه در سالهای پایانی رژیم گذشته را که در شورای عالی اقتصاد که اقتصاددانان و کارشناسانی مانند دکتر عالیخانی، دکتر سمیعی، دکتر یگانه، دکتر نیازمند، مهندس اصفیا دکتر نهاوندیان و دیگران در آن شرکت داشتند را به خاطر میاورد که چگونه برای آینده ایران به عنوان شانزدهمین کشور قدرتمند جهان برنامه ریزی میکردند و برنامه های اقتصادی گسترده ای را که برای توسعه کشور مد نظر داشتند، با درفشانیهای ” رهبر فرزانه انقلاب اسلامی” که بازگشت به قرون وسطی را بشارت میدهد مقایسه میکند، آنجا است که انسان دلش به درد میاید و با صدها افسوس و پشیمانی به خطای بزرگ خود و اوج نادانی و ضدیت این جماعت اسلام وطنی با منافع ملی و دشمنی شخص خامنه ای با این مرز و بوم پی میبرد و تاسف میخورد که چرا یک ملت فرهیخته باید به آن درجه از استیصال رسیده و در شرائطی قرار گرفته باشد که به خودزنی تا مرز نابودی پیش رود.

خامنه ای در بیانات امسال خود در باب اقتصاد کشور از یکطرف خواسته به گونه ای ساده لوحانه از کنار مشگلات نامحدود و لاینحل موجود گذر کند و از طرف دیگرخواسته تا مانند همیشه خود را به نادانی زده، ا راه فرار را باز نگهدارد. اینکه او در سخنرانیها و پیام های اقتصادی خود همواره اشاره به آن دارد که نمیداند و کارشناسان چنین گفته اند در واقع نوعی فرار به جلو است تا از خود سلب گناه و مسئولیت نماید، مانند اظهار نظراخیرش در مورد سه برابر شدن قیمت بنزین که در مملکت آشوبی برپا کرد و موجب کشتار صدها نفر شد. این نوع زرنگی که خامنه ای بکار میبرد تا دستور دهنده بدون باشد ، ولی مسئولیت پذیر نباشد از آن نوع زرنگیهایی است که در تخصص وی میباشد و مرشد اعظم بشمار میرود.

امروزه هر دانشجوی اقتصاد میداند که حرکت جامعه در جهت ” افزایش تولید ملی ” مکانیسم ویژه خود را دارد و ساز و کار خود را می طلبد. بنابراین ” جهش تولید مورد نظر آقای رهبر قبل از هر چیز بایستی :

بر پایه اراده واقعی حکومت برافزایش تولید استوار باشد.

دیگر اینکه برنامه ریزی های لازم در جهت افزایش تولید ملی در دسترس باشد،

همچنین بودجه آن تامین وامکانات مالی، انسانی فن آوری روز سازماندهی شده باشد

بازار فروش داخلی مشخص و و زمینه نفوذ به بازار جهانی و گسترش صادرات فراهم شده باشد. این در حالی است که درانشای اقتصادی صادق صداقت گونه رهبر بجز رهنمودهای بی محتوا، هیچ نشانه ای از برنامه ریزی مدون تولیدی بجز توصیه هایی در باب اصلاح سیستم بانکی ، مالیاتی، گمرکی و غیره که از بدیهیات است، مشاهده نمیشود. افتصاد کشور از بیخ و بن از هم پاشیده است در این رابطه و در جهت اطلاع آقای رهبر کافی است به چند مورد اساسی زیر اشاره شود تا با مشاورین خود در میان گذارد:

رشد نقدینگی از ابتدای سال تا کنون 25 درصد رشد داشته است و با یک قوس صعودی از مرز 2 تریلیون تومان فراتر رفته است که کمر دولتهای آینده را خم خواهد کرد.

نرخ تورم طبق گفته دولت به 35 درصد رسیده که رقم واقعی آن بسیار بالااتر است. نرخ تورم نقطه به نقطه رکورد ۵۲.۱ درصد را به نام خود به ثبت رساند.

قیمت دلار بعد از ثبات نسبی در نیمه اول سال در نیمه دوم سال به شدت دچار نوسان شده وارد کانال 16 هزارتومان برای هر دلار شد.

کسری بودجه و بدهی سنواتی دولت به سازمانها و نهادهای مختلف در مجموع متجاوز از 700 هزار میلیارد تومان برآورد میشود که پرداخت آن عملا نامقدور است.

سیستم بانکی کشور بکلی از هم پاشیده است و تنها با حساب سازیهای صوری است که سرپا نگهداشته شده اند.

بخش تولید چنان دچار سر درگمی و بلا تکلیفی و در عین حال در مضیقه مالی است که راه نجاتی برای آن متصور نیست.

بازار قاچاق با حجم سالانه 20 میلیارد دلاری آن راه رشد بازرگانی خارجی را مسدود کرده است .

رانتخواری و رد و بدل ارقام نجومی در میان مسئولین دولتی و نیمه دولتی و بخش غیر دولتی توقف بردار نیست.

تحریم شدید و گسترده اقتصادی امریکا، کاهش شدید صدور نفت که به کمتر از 300 هزار بشگه در روز رسیده و همزمان کاهش بهای نفت به حدود 23 دلارهربشگه

افزایش 300 درصدی بهای بنزین هدیه رهبری به ملت که هر لیتر بنزین را به 3000 هزارتومان افزایش داد موجی از نارضایتی در میان توده مردم را بر انگیخت که بدستور خامنه ای با یک کشتار وسیع چند هزار نفره از مردم اعتراضات درهم شکسته شد.

لایحه بودجه سال 1399 در 17 آذرماه به مجلس داده شد. پس از رفت و برگشت های چندباره لایحه بین بیت رهبری شورای نگهبان، مجلس و دولت سر انجام با حکم حکومتی تصویب و به دولت ابلاغ گردید. این بودجه با توجه به خسارات ناشی از سیل و زلزله و ویرانیها از همان ابتدا با ناهنجاریهایی مواجه بود. از مهمترین نکات لایحه بودجه سال 1399 رشد 13 درصدی درآمدهای مالیاتی و عوارض و رسیدن آن به رقم 195 هزار میلیارد تومان بود. همچنین میزان وابستگی بودجه به نفت 10 درصد اعلام شد که کمترین مقدار وابستگی بودجه به نفت در سال های اخیر بود. تمام این محاسبات با سقوط بهای نفت از حدود هر بشگه 55 دلار به کمتر از 24 دلار و خسارات ناشی از بلای کروناو وضعیت ناهنجار سیستم مالیاتی بودجه امسال را غیر عملیاتی کرده است.

رشد اقتصادی با نفت در 9 ماهه اول سال 7.6- درصد بوده است. همچنین تولید ناخالص داخلی بدون نفت، در 9 ماهه سال جاری 430 هزار میلیارد تومان گزارش شد که این میزان تولید ناخالص داخلی در مقایسه با مدت مشابه سال گذشته بدون تغییر بود و در نتیجه رشد اقتصادی بدون نفت در 9 ماهه سال جاری صفر درصد گزارش شد.

یکی از شاهکارهای حکومت اسلامی در سالی که گذشت عدم پاسخگویی به اف ای تی اف در رابطه با پیوستن ایران به نظام مبارزه با پولشویی در جهان بود که پس از 3.5 سال از خروج ایران ازفهرست سیاه اف ای ت اف مخالفت حکومت اسلامی باعث شد تا ایران در دوم اسفندماه 98 دوباره به عنوان بهشت پولشویی در جهان مجددا به لیست سیاه اضافه شود.

شوربختانه ملت ایران تحت لوای حکومت اسلامی ساخته و پرداخته خمینی و سپس رهبری خامنه ای یکی ازغم انگیز ترین و زجرآورترین دوران حیات خود را سپری میکند. در طول این 40 سال نکبت و عذاب ملت یک روز خوش را تجربه نکرده است. در حالیکه در مقابل این حوزه های علمیه ، آخوندها، مداحان، نوحه خوانان، سرداران بیسواد سپاه دلالان و میدانیها بوده اند که با استفاده از موقعیت و آب گل آلود حکومت اسلامی تا حد ممکن به تاراج هست و نیست کشور پرداختند. طبیعتا درچنین فضای ظلم و فساد سخنان وای فقیه را نمیتوان به جز خنجر در چشم ملت به چیز دیگری تشبیح کرد.