در تازهترین واکنشهای رسمی تهران به گزارشهای فزاینده درباره ارسال پیامهای محرمانه به دولت دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، علی خامنهای بار دیگر هرگونه مذاکره یا انتقال پیام از سوی دولت جمهوری اسلامی به واشینگتن را «دروغ محض» توصیف کرد. او پنجشنبه ششم آذر، پس از غیبتی طولانی و در قالب یک پیام تلویزیونی، تأکید کرد که جمهوری اسلامی به هیچوجه در پی همکاری و ارتباط با آمریکا نیست و تمام گمانهزنیها درباره نقش کشورهای منطقه، از جمله عربستان سعودی، در انتقال پیام میان تهران و واشینگتن را «ساختگی و نادرست» دانست.
این موضعگیری در حالی صورت میگیرد که طی روزهای گذشته، گزارشهایی مستقل از جمله از سوی خبرگزاری رویترز منتشر شده بود که نشان میداد مسعود پزشکیان، رئیس دولت در جمهوری اسلامی، در نامهای به محمد بن سلمان ولیعهد عربستان، از او خواسته است دونالد ترامپ را برای احیای مذاکرات هستهای متقاعد کند. همچنین مصطفی کواکبیان، نماینده سابق مجلس، نیز تأیید کرده بود این نامه با «اجازه رهبر جمهوری اسلامی» ارسال شده است. همین تضاد آشکار با تکذیب رسمی رهبر، بار دیگر شکاف درون هرم قدرت تهران را نمایان کرد؛ شکافی که برخی مقامهای سابق موساد نیز در مصاحبههایی به آن اشاره کرده و گفتهاند تصمیم نهایی برای هرگونه توافق با غرب، در اختیار خامنهای است و نه دولت پزشکیان.
خامنهای در بخش دیگری از پیام خود، بارها به جنگ ۱۲ روزه ایران و اسرائیل اشاره کرد و بدون ارائه جزئیات معتبر، مدعی شد که «آمریکا و اسرائیل در این جنگ کتک خوردند و دست خالی برگشتند». او در حالی از «پیروزی بزرگ» جمهوری اسلامی سخن گفت که طی این نبرد، بخشهای مهمی از زیرساختهای حساس نظامی و هستهای ایران، از جمله فردو، نطنز و مراکز فرآوری اورانیوم، هدف حمله قرار گرفتند و به گفته دونالد ترامپ، با بمبافکنهای ب۲ و موشکهای تاماهاک «کاملاً نابود» شدند. علاوه بر آن، جمهوری اسلامی در این دوره تلفات انسانی و اطلاعاتی سنگینی را متحمل شد و شمار قابل توجهی از فرماندهان ارشد نظامی و امنیتیاش کشته شدند؛ اما رسانههای حکومتی طی هفتههای گذشته تلاش کردهاند روایتی معکوس ارائه دهند و خود را «پیروز میدان» معرفی کنند.
رهبر جمهوری اسلامی حتی پا را فراتر گذاشت و ادعا کرد این جنگ «مخالفان نظام را هم در کنار حکومت متحد کرد»، حال آنکه بسیاری از گزارشهای مستقل نشان میدهد فضای داخلی ایران در این مدت بیش از هر زمان دیگری دچار شکاف، اعتراض پنهان و بیاعتمادی عمومی شده است. تحلیلگران بینالمللی نیز معتقدند جنگ اخیر نهتنها موقعیت جمهوری اسلامی را در منطقه تضعیف کرد، بلکه نشان داد ساختار امنیتی آن به شدت نفوذپذیر و آسیبپذیر است.
خامنهای در ادامه، با حمله به سیاستهای ایالات متحده، این کشور را «غیرقابل اعتماد»، «خطرناک» و «حامی جنایتکاران» توصیف کرد و گفت آمریکا «برای نفت و منابع زیرزمینی آماده جنگافروزی در سراسر جهان است». او حتی جنگ اوکراین را نتیجه «دخالت واشینگتن» دانست، در حالیکه این ادعا بارها از سوی دولتها و نهادهای مستقل رد شده است. رهبر جمهوری اسلامی همچنین مدعی شد که «آمریکا در جهان منفور شده» و «به دوستان خود خیانت میکند»؛ ادعاهایی که بیشتر تکراری از پروپاگاندای رسمی تهران است تا تحلیلی واقعگرایانه از تحولات جهانی.
او در بخش دیگری از سخنانش، با اشاره به گزارشهایی مبنی بر پیغامرسانی از سوی دولت جمهوری اسلامی از مسیر عربستان سعودی، گفت که چنین موضوعی «قطعاً وجود نداشته است». این در حالی است که تنها چند روز پیش از این اظهارات، اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت خارجه جمهوری اسلامی، محتوای نامه پزشکیان به ولیعهد عربستان را «کاملاً معمول و صرفاً مرتبط با موضوع حج» توصیف کرده بود. اما وجود چند روایت کاملاً متفاوت از ماهیت همین نامه، تناقضی جدی را در قلب دستگاه سیاست خارجی تهران آشکار کرده و نشان از سردرگمی و عدم شفافیت در مدیریت این پرونده دارد.
خامنهای در پایان پیام طولانی خود، مردم را به «پرهیز از اسراف» در مصرف نان، گاز و بنزین دعوت کرد و از آنان خواست برای «باران، امنیت و عافیت» دعا کنند. این توصیهها در شرایطی مطرح میشود که بحران معیشتی، تورم مزمن و کاهش قدرت خرید، زندگی میلیونها ایرانی را در تنگنای بیسابقه قرار داده است. طبق اظهارات حسین راغفر، اقتصاددان، نزدیک به ۱۰ درصد مردم ایران دچار سوءتغذیه هستند و با ادامه روند فعلی، جمعیت فقرا به حدود ۴۰ درصد خواهد رسید. گزارشهای رسانهای نشان میدهد سوءتغذیه امروز عامل حدود ۳۵ درصد از مرگومیرها در کشور شده است.
با وجود این واقعیتهای تلخ، رهبر جمهوری اسلامی بار دیگر ترجیح داد عامل بحران را در رفتار مردم و «اسراف» آنان جستوجو کند، در حالی که سیاستهای ناکارآمد، تحریمها، انزوای بینالمللی و بحران ساختاری در مدیریت کشور سهم اصلی را در این وضعیت بر عهده دارند. همزمان، رهبر جمهوری اسلامی همچنان هرگونه مسیر مذاکره با آمریکا را مسدود میکند، در حالیکه دولت پزشکیان از تمایل به دیپلماسی سخن میگوید؛ تضادی که نشان میدهد تصمیمگیری درباره آینده روابط تهران و واشینگتن همچنان در دایره بسته قدرت و نه در ساختار رسمی دولت انجام میشود.
